دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ - 18 December 2017
Home / جامعه شناسان ایرانی / وا کنش‌ها به اظهارات ‌اباذری درباره پدیده پاشایی و موسیقی پاپ / موسیقی پاپ زبان حال مردم است/ موسیقی پاپ مبتذل ترین موسیقی در میان موسیقی‌ها است.

وا کنش‌ها به اظهارات ‌اباذری درباره پدیده پاشایی و موسیقی پاپ / موسیقی پاپ زبان حال مردم است/ موسیقی پاپ مبتذل ترین موسیقی در میان موسیقی‌ها است.

 

جامعه ایرانی: وا کنش‌ها به اظهارات ‌اباذری درباره پدیده پاشایی و موسیقی پاپ / موسیقی پاپ زبان حال مردم است/ موسیقی پاپ مبتذل ترین موسیقی در میان موسیقی‌ها است.

 

بررسی توهین یک‌جامعه‌شناس به‌مردم و هنرمندان:

اقلیما: اگر مردم نفهمند چرا برایشان سخنرانی می‌کنی؟ اهورا ایمان: اظهارات‌اباذری، سخیف و بی‌پایه است.

 

گروه جامعه: دکتر مصطفی اقلیما گفت: «اگر در جلسه‌ای سخنران به مردم بگوید نمی‌فهمید، مردم موظف هستند آن نشست را ترک کنند. اگر سخنران مردم را فاقد قدرت درک و فهم می‌داند چگونه برای آن ها سخنرانی می‌کند؟»

نزدیک به یک ماه از فوت خواننده جوان موسیقی کشورمان می‌گذرد، اما حواشی مربوط به آن همچنان باقی است. از بهت و غافلگیری این فقدان برای طرفداران مرحوم مرتضی پاشایی که بگذریم، حیرت از مشارکت چشم‌گیر و بی‌سابقه مردم در مراسم ترحیم او باقی می‌ماند. پدیده‌ای که بارها در رسانه‌ها مورد بررسی قرار گرفته است و به‌تازگی نیز در دانشگاه تهران نشستی با حضور تنی چند از استادان جامعه‌شناسی تحت عنوان “پدیدار شناسی فرهنگی یک مرگ” برگزار شد.

نشستی که قرار بود علل ایجاد حواشی و پدیده ناشی از آن بررسی کند، خود جنجال آفرین شد. در این نشست اساتید دانشگاه و جامعه‌شناسانی همچون حمیدرضا جلایی‌پور، محمدسعید ذکایی، نعمت‌الله فاضلی و همچنین یوسف اباذری به ایراد سخنرانی و بیان تحلیل‌های خود از این حواشی و پدیده پرداختند. در این میان سخنرانی یوسف اباذری بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد. جنجالی‌ترین بخش این نشست، اظهارات یوسف اباذری در نقد ویژگی‌های موسیقی پاشایی و همچنین مخاطبان این نوع موسیقی بود که با واکنش‌ برخی حاضران در سالن نیز مواجه شد.

اهورا ایمان موسیقی‌دان و ترانه‌سرا با انتقاد از رویکرد غیرعلمی و ناصحیح اباذری، می‌گوید: «همان اندازه که از یک موزیسین می‌توان انتظار داشت تا نسبت به مسائل و علم جامعه‌شناسی آگاهی داشته باشد، به همان نسبت نیز می‌توان نظرات یک جامعه‌شناس را در باب موسیقی و ترانه مرجع قرار داد.» ایمان می‌افزاید: «اظهارنظر آقای اباذری درباره موسیقی پاپ برای من بسیار تعجب‌برانگیز بود. به عقیده من این سخن به دلیل عدم داشتن پشتوانه آکادمیک و آگاهی علمی، بسیار سخیف و بی‌پایه و اساس است. این اظهارنظر و سخنانی از این دست نشان‌دهنده نوعی عناد و دشمنی با موسیقی پاپ است که سال‌هاست در کشور رواج دارد.»

اهورا ایمان درباره حضور همیشگی موسیقی پاپ در کنار مردم می‌گوید: «آقای اباذری چه تعریفی از موسیقی پاپ دارند، آیا جز این است که موسیقی پاپ، موسیقی مردمی است که همواره از آغاز پیدایش و شکل‌گیری در تمامی صحنه‌های زندگی مردم وجود داشته است. خواه این موسیقی مرغ سحر استاد شجریان باشد یا اندک اندک استاد ناظری باشد، یا موسیقی همایون شجریان، مرحوم بابک بیات، ناصر عبدالهی و مرتضی پاشائی.» وی می‌گوید: «البته در موسیقی پاپ مانند هر مقوله‌ی دیگری کارهای ضعیف و قوی وجود دارد. چه کسی می‌تواند ادعا کند موسیقی کلاسیک تمام فرهیخته است، موسیقی فولک تمام فرهنگی و فرهنگ‌ساز است، یا موسیقی سنتی ما تماما فاخر و ملی است.»

این ترانه‌سرا معتقد است که هنر مبتذل پاپ و غیرپاپ ندارد، و این ادعا که موسیقی به صرف پاپ بودن مبتذل است بسیار غیرواقعی است. او می‌افزاید: «هنگامی که ابتذال به هنر ورود می‌کند، چه تفاوتی دارد که آن موسیقی مبتذل با ارکستر سمفونیک وین نواخته شود یا ارکستر پاپ خواننده‌ای در ایران!» اهورا ایمان درباره نظر غیرکارشناسی اباذری در حوزه موسیقی می‌گوید: «بهتر بود آقای اباذری به اندازه کم‌تجربه‌ترین و جوان‌ترین افراد دخیل در موسیقی، با موسیقی پاپ آشنا می‌شد و به آن گوش می‌سپرد، و سپس اظهارنظر می‌کردند. هنگامی که یک چهره دانشگاهی در چنین نشستی به سخنرانی می‌پردازد، جای تاسف است که سخنانش از روی آگاهی و دانش نباشد و صرفا اظهار عقیده‌ای تهی باشد.»

او در همین باره می‌افزاید: «کما اینکه این خرده را بر من موسیقی‌دان و ترانه‌سرا نیز خواهند گرفت، اگر در حوزه‌ای که تخصص من نیست، تنها با این پشتوانه که از یک کارشناس شنیده‌ام، اظهارنظر کنم. این نوع کنش دم دستی ترین نوع برآورد جامعه شناختی است.» این موسیقی‌دان درباره تاثیر سخنان اباذری می‌گوید: «به عقیده من این یک نوع اسیدپاشی فرهنگی تلقی می‌شود. این بی‌پروا تاختن در حیطه‌ای که دانشی نسبت به آن نداریم، اساسا از شان یک استاد جامعه‌شناسی به دور است.»

او در پایان سخنانش خاطرنشان می‌کند: «موسیقی‌دان‌ها وظیفه دارند آگاهی را نسبت به موسیقی پاپ افزایش دهند. در سال‌های قبل از انقلاب، موسیقی اعتراضی ما نسبت به رژیم پهلوی، جز موسیقی پاپ بود؟ در سال‌های جنگ سرودهایی که ساخته شدند مگر غیر از موسیقی پاپ بودند؟ یا اکنون آثار پیشرویی که مسائل اجتماعی را به چالش می‌کشند آیا از حیطه‌ی موسیقی پاپ خارج بوده‌اند؟» اما اظهارات اباذری به این جا نیز ختم نشد. او با هدف گرفتن توده مردم در ادامه سخنانش، پس از اعتراض چند نفر از حضار در همایش گفت: «معلوم است من نماینده مردم نیستم. شما نماینده مردم هستید. من همین کسی هستم که دارم می‌گویم این مردم ابله‌اند. معلوم است که من نماینده مردم نیستم. چه کسی گفته من نماینده مردم هستم؟ من از جانب خودم حرف می‌زنم به عنوان یک آدم. معلوم است که نماینده این مردم نیستم. شما این مردم هستید.»

این سخنان بازتاب و واکنش‌های اعتراض آمیز زیادی را به همراه داشت. جامعه‌شناسان و روشن فکران معتقدند که برخوردهایی از این دست می‌تواند به عزت نفس مردم آسیب برساند و غرور ملی را خدشه دار کند. مصطفی اقلیما آسیب شناس اجتماعی و رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران می‌گوید: «اظهارات هر فرد برگرفته از دیدگاه و جهان‌بینی خود است. اگر فردی مردم را متهم به نفهمیدن و ندانستن می‌کند، در جهان بینی خود دچار مشکل و ضعف است. گاه حتی عدم درک درست از مردم و جهان چنان عمیق می‌شود که فرد، ویژگی‌ها و ضعف‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهد.»

او درباره چگونگی برخورد مردم با چنین اظهاراتی می‌گوید: «اگر در جلسه‌ای سخنران به مردم بگوید نمی‌فهمید، مردم موظف هستند آن نشست را ترک کنند. اگر سخنران مردم را فاقد قدرت درک و فهم می‌داند چگونه برای آن ها سخنرانی می‌کند؟» او می‌افزاید: «من می‌خواهم بدانم کسی که خود را مجاز به اظهارنظر درباره موسیقی می‌داند، چند سال را صرف آموختن موسیقی کرده است. آیا با ردیف و نت موسیقی آشنا است؟ هنگامی که من مدعی می‌شوم نوعی از موسیقی بد است، باید موسیقی کلاسیک، اپرا، سنتی و… را خوب بدانم تا با آن موسیقی بسنجم و سپس اظهارنظر کنم.»

اقلیما درباره تمایل دولت نسبت به این پدیده می‌گوید: یک استاد دانشگاه باید بر اساس شواهد و دلایل صحبت کند. این پدیده هیچ ارتباطی به دولت نداشته و منفعتی هم برای آن نداشته است. این مشارکت صرفا یک حرکت مردمی است که حتی نمی‌توان فوت این خواننده را تنها دلیل آن دانست. پیش از این هم گفته‌ام که جامعه نیاز به تخلیه روانی دارد.» او در پایان می‌افزاید: «تجمع‌هایی از این دست از روی نادانی مردم نیست، گاهی آدم‌ها به هر بهانه‌ای دوست دارند غم‌ها، هیجانات و ناکامی‌های خود را تخلیه کنند؛ در کشورهای دیگر به این موضوع توجه شده اما در ایران این نیاز جدی تلقی نمی‌شود.»

 

واکنش‌ها به اظهارات یک جامعه شناس درباره پدیده پاشایی

نقل از سایت  الف،   ۲۳ آذر ۹۳

تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۰۳

تحلیل آنچه به «پدیده پاشایی» شهرت یافت، بار دیگر حاشیه‌ساز شد. این‌بار نه مرگ پاشایی و واکنش و حضور گسترده و غیرقابل پیش‌بینی مردم، بلکه اظهارات جنجالی روشنفکران و جامعه‌شناسانی که در کمتر از یک ماه از گذشت این اتفاق، برای چندمین بار به تحلیل این پدیده نشسته بودند، خبرساز شد.

انجمن جامعه‌شناسی دانشگاه تهران روز سه‌شنبه ١٨ آذرماه نشستی تحت عنوان «پدیدارشناسی فرهنگی یک مرگ» با حضور اساتید و جامعه‌شناسانی همچون حمیدرضا جلایی‌پور، سعید معیدفر، یوسفعلی اباذری، نعمت‌الله فاضلی، محمدسعید ذکایی، هادی خانیکی، محمد‌امین قانعی‌راد و… در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار کرد.

در میان همه تحلیل‌های صورت‌گرفته از «پدیده پاشایی» در این نشست، صحبت‌های یوسفعلی اباذری، استاد جامعه‌شناسی و دانشیار دانشگاه تهران با واکنش گسترده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی همراه شد.

آنطور که اعتماد گزارش داده، لحن صریح و بی‌پرده اباذری در تحلیل «پدیده پاشایی»، که با انتقاداتی به عکس‌العمل هواداران و حوزه رسمی همراه بود، در همان تالار ابن‌خلدون با واکنش حاضران و جنجالی شدن فضا همراه شد و با گذشت چند روز از انتشار فایل صوتی و متن صحبت‌های او در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، همچنان موافقت‌ها و مخالفت‌ها به اظهارات «جنجالی» او ادامه دارد.

عده‌یی از مخالفت‌ها، به لحن تند و همراه با عصبانیت و انتقادی اباذری است. این دسته معتقدند اباذری می‌توانست همین تحلیل را با لحنی آکادمیک و محترمانه مطرح کند و بخش دیگری از مخالفت‌ها با محتوای صحبت‌های اباذری و قضاوتی است که او در مورد سطح سلیقه عموم مردم دارد. در مقابل، موافقان صحبت‌های این استاد دانشگاه، تحلیل او را مبتنی بر واقعیت حال حاضر جامعه ایرانی می‌دانند.

اباذری در ابتدای سخنان خود به مستندی که از تلویزیون درباره وضع بد اقتصادی یکی از استان‌های کشور پخش شده اشاره کرد و گفت: نکته جالب برای من این است که هیچ‌کس، هیچ‌کس به این فیلم کوچک‌ترین توجهی نکرد… و شما که اینجا نشسته‌اید نمی‌دانید چنین فیلمی تهیه شده، و این فیلم درباره زندگی یک استان مملکت است.

اباذری این سوال را مطرح کرد: «چه شده که می‌آیند و مسائل واقعی‌ای را که ما با آن روبه‌رو هستیم از ذهن ما می‌برند؟» و در ادامه به مرتضی پاشایی پرداخت: «این آقایی که عکسش را اینجا زده‌اند و چراغ‌ها را تاریک کرده‌اند، یک خواننده پاپ بود و پاپ در سیر موسیقی، مبتذل‌ترین نوع موسیقی است… من داده‌ام یک موسیقی‌دان، فرمت موسیقی او را تحلیل کرده… مبتذل محض است! ما [موسیقی] پاپی داریم که پیچیده است. این ساده‌ترین، مسخره‌ترین، احمقانه‌ترین و بدترین نوع موسیقی است. صدای فالش، موسیقی مسخره، شعر مسخره‌تر. بنابراین من چطور می‌توانم چنین چیزی را تحلیل نکنم؟»

اباذری از رفتار مردم و حضور آنها در مراسم رسمی پاشایی انتقاد کرد و گفت: «برای من خیلی جالب است که [۲۰۰-۳۰۰ هزار، یک میلیون نفر] یک ملتی می‌افتند به ابتذال، و در مجلس ترحیم چنین خواننده مسخره‌ای (!) شرکت می‌کنند و توی سرشان می‌زنند… و یک نفر در فیس‌بوک می‌نویسد که “من تا ابد می‌سوزم”… چرا مردم ایران به این افلاس افتاده‌اند؟ چطور مردم ایران به این فلاکت افتاده‌اند؟ اینجاست که تحلیل بسیار مهم است.»

اباذری دلیل اصلی شکل‌گیری پدیده پاشایی را سیاست‌زدایی دانست که نمود آن میدان دادن به افراد غیر نخبه همچون ورزشکاران، بازیگران، خوانندگان و… در امور سیاسی است. به گفته این مدرس دانشگاه، در سال‌های اخیر هم حاکمیت و هم مردم دچار ترسی متقابل از یکدیگر شده‌اند. از این رو هم مردم و هم حاکمیت به سمت سیاست‌زدایی حرکت می‌کنند و در این فضا شخصی چون پاشایی به یک اسطوره و نماد تمرکز بر امور غیرسیاسی تبدیل می‌شود.

اباذری ادامه داد: «وقتی قرار است سیاست‌زدایی انجام شود، لاجرم چنین وقایعی پیش می‌آید. متوسل می‌شوند به خوانندگان پاپ برای اینکه جای سیاست واقعی را بگیرند.»

این استاد دانشگاه، تشییع جنازه مرتضی پاشایی را با تشییع جنازه خواننده کوچه و بازاری زمان شاه مقایسه کرد و از حضور مردم و رفتار دولت و حوزه رسمی در مراسم تشییع و خاکسپاری پاشایی انتقاد کرد.

اباذری، سپس تشییع جنازه بزرگ مرتضی پاشایی را با تشییع جنازه و بزرگداشت مهوش مقایسه کرد و در ادامه گفت: «لات و سوسول! دست به دست هم داده‌اند که سیاست واقعی این مملکت را داغان کنند و از بین ببرند و دولت و حاکمیت نه تنها با این مساله مشکلی ندارد، که تشویق می‌کند. توی ستادهای تبلیغاتی‌شان می‌آورد. سخنگوی‌شان می‌کند، مقام بهشان می‌دهد، کار بهشان می‌دهد، در تلویزیون برای‌شان تبلیغ می‌کند… و حاصل همین می‌شود که در مرگ یک خواننده‌ای که فالش می‌خواند و در پایین‌ترین سطح موسیقی جهان قرار دارد… پاپ هم درجات دارد… موقعی که [پاشایی] می‌میرد، از او به عنوان یک قهرمان استقبال می‌کنند…

اباذری، ادامه داد: «شما اسمش را بگذارید مقدس یا نامقدس، خودشان را دارند با یک‌دیگر هم‌هویت می‌کنند. منتهی کجا؟ در اینجا. موسیقی این آقا در برابر آرمان‌های اولیه انقلاب چه جایی دارد؟ هیچ. ابتذال و سقوط. مردم و دولت با هم این سقوط را انجام می‌دهند. این مساله، یک نکته شبه‌ فاشیستی دارد که من از آن وحشت دارم. یک ترس متقابل است… سیاست‌زدایی، انهدام هر آن چیزی است که برایش انقلاب شد و عده زیادی برایش ایستاده‌اند… چرا وقتی یک روشن‌فکر می‌میرد کسی برای تشییع جنازه‌اش نمی‌رود؟ مگر وقتی [ساموئل] بکت مرد، چند نفر رفتند؟ سه نفر… این ماجرا نشانه بدی است، نشان این است که سیاست‌زدایی دارد به یک جاهای بدی کشیده می‌شود و خود مردم طالب این هستند.»

اباذری در پاسخ به اعتراض حاضران در جلسه که او را متهم به اهانت به خواسته‌های مردم کردند، گفت: «بسیار خوشحالم که دارم توهین می‌کنم!! برای اینکه این ملت نشان داده که باید بهش توهین بشود!! تا برود و بفهمد که شما نمی‌توانید هم به این آقا گوش بدهید، هم به بتهوون گوش بدهید بعد هم تسکین بگیرید و بخوابید!!».

این جامعه‌شناس در ادامه در پاسخ یکی از حضار که او را خطاب قرار داده و گفت که «شما نماینده مردم نیستید»،‌ اظهار داشت: «معلوم است من نماینده مردم نیستم. شما نماینده مردم هستید. من همین کسی هستم که دارم می‌گویم این مردم ابله‌اند. معلوم است که من نماینده مردم نیستم. چه کسی گفته من نماینده مردم هستم؟ من از جانب خودم حرف می‌زنم به عنوان یک آدم. معلوم است که نماینده این مردم نیستم. شما این مردم هستید»!!

در بخش پرسش و پاسخ این برنامه که با اعتراض‌هایی هم همراه بود، اباذری ضمن دفاع از گفته‌های خود گفت که «سرانجام این موسیقی، فاشیزم است.»

حضور در مراسم پاشایی اقدامی خودانگیخته بود
حمیدرضا جلایی‌پور، عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز در این نشست در بیان چرایی حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پاشایی گفت: تغییرات اجتماعی فراگیر جامعه ناشی از گسترش آموزش و رسانه‌های عمومی، ستاره بودن پاشایی در موسیقی پاپ و پرطرفدار بودن این موسیقی، حضور در برنامه‌های صدا و سیما و همسانی ویژگی‌های شخصیتی خواننده پاپ با شرکت‌کنندگان در مراسم وی، چهار عامل و محرک برای حضور مردم در مراسم تشییع جنازه پاشایی بود.

«سعید معیدفر»، جامعه‌شناس و استاد بازنشسته با اشاره به مساله شکاف نسلی در ایران گفت: بحث شکاف نسلی در کشور ما چند سال است که مطرح شده است اما شاید کسی باور نداشت که چنین پدیده‌یی اتفاق می‌افتد. ما نسلی داریم که برآمده از انقلاب است و این نسل همچنان صدای بسیار بلندی دارد.

«هادی خانیکی» استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی بحث خود را با عنوان «روایت در بستر شبکه» آغاز کرد و مرگ پاشایی را یک «فراواقعیت» دانست که مدت‌ها در ذهن بسیاری از کارشناسان خواهد ماند زیرا شکل‌گیری این پدیده موجب شد بسیاری از کارشناسان اجتماعی و مسوولان جامعه غافلگیر شوند.

مرگ پاشایی به مثابه یک حیرت
«محمد امین قانعی‌راد»، رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران یکی دیگر از سخنرانان حاضر در این نشست با یادآوری برخی مراسم‌های تشییع چند صد هزارنفری قبل و بعد از انقلاب گفت: مردم ایران از لحاظ فرهنگی مردمانی عاطفی هستند که معمولا در سوگ افراد بزرگ همیشه نهایت احترام را به فرد دارند و مصداق این سخن من حضور گسترده مردم در تشییع جنازه «آیت‌الله بروجردی» مرجع تقلید برجسته، «غلامرضا تختی» قهرمان کشتی جهان و المپیک سال‌های قبل از انقلاب است.

در مورد پاشایی نیز حضور مردم در مقابل بیمارستان محل بستری خواننده پاپ (بیمارستان بهمن) و انتشار فیلم‌هایی از آخرین لحظات زندگی وی موجب شد که مردم بیشتر نسبت به مرگ وی حساس شوند.

واکنش شبکه‌های اجتماعی به سخنان اباذری در دانشگاه تهران
پس از درگذشت مرتضی پاشایی، اظهارنظرها درباره حرکت اجتماعی مردم در حمایت از این خواننده در اکثر مطبوعات و رسانه‌ها مطرح شد، اساتید دانشگاه‌ها هم با برگزاری نشست‌های مختلف این پدیده اجتماعی را تحلیل کردند و بعد از گذشت چند روز این اتفاق را «پدیده پاشایی» نامیدند. اما صحبت‌های هفته گذشته یوسف اباذری در دانشگاه تهران، واکنش‌های مختلفی را در شبکه‌های اجتماعی به وجود آورد. نزدیک به دو روز تمام تایم لاین‌های شبکه‌های اجتماعی و بحث‌های مردم به این اظهارنظر مربوط می‌شد.

به نظر می‌رسد که لزوم بحث درباره مسائل اجتماعی وقتی به شبکه‌های اجتماعی می‌رسد می‌تواند محلی برای ارایه نظرات مختلف برای تحلیل یک پدیده باشد و کارکرد صحیح این شبکه‌ها که برای تبادل نظرات مردم با یکدیگر است را بار دیگر نشان می‌دهد. در میان موافقان صحبت‌های اباذری عده‌یی این لحن تند را برای شرایط اجتماعی کشور لازم می‌دانستند و معتقد بودند که سلیقه مردم دچار تغییر و تحولاتی شده که مثبت نیست.

حرف‌های اباذری تند بود اما همیشه حقیقت برای مردم تلخ بوده که اینگونه بعضی‌ها به ایشان تاخته‌اند. «اما مخالفان این لحن را نپسندیدند و پاسخ‌های تندی به این اظهارنظر دادند.» باید به سلیقه توده مردم احترام گذاشت، عده‌یی نمی‌خواهند انتخاب مردم را مهم تلقی کنند، اگر هم انتقادی بخواهد مطرح ‌شود می‌توان با لحن آرام‌تر و محترمانه‌تری این اتفاق بیفتد.

تحلیل اباذری از این تجمع خیلی تک بعدی و غیر علمی بود. من تعجب می‌کنم چرا استاد بزرگی مثل اباذری باید لایه‌های پنهانی که در این تجمع وجود داشت را به یک مکانیسم ساده تقلیل بدهد؟ و آن را طرحی از جانب مردم برای گریز از دنیای سیاست قلمداد کند.

موافقان از جنبه‌های دیگری هم به این صحبت‌ها نگاه می‌کنند و معتقدند که منظور اباذری شخص مرتضی پاشایی نبوده است و به‌طور کلی مساله اجتماعی را در کشور بررسی کرده است. کلا اشاره اباذری به مراسم پاشایی فقط یک کنایه بود وگرنه منظور ایشان دشمنی یا مخالفت با شخص پاشایی نبود.

در واقع هدف اباذری مطرح کردن سطحی شدن افکار جامعه بود که درست هم هست. البته باید این را هم در نظر گرفت که در اکثر دنیا عموم مردم نسبت به نخبه‌ها افکار سطحی‌تری دارند. عموم مردم ترجیح می‌دهند فکر نکنند چون فکر کردن سخت‌ترین کار دنیاست.

در اکثر شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها موافقان و مخالفان زیادی در این باره اظهارنظر کرده‌اند. اما در شبکه اجتماعی توییتر هم با قرار دادن هشتگ اباذری صحبت‌های او را تحلیل کرده‌اند. یکی از مخالفان نوشته است «به هیچ کس اجازه و فرصت این شهامت را نباید داد که به مردم توهین کند. چرا این دسته از افراد به جای اینکه صدای مردم را بشنوند از آن فرار می‌کنند؟»

 

 

اظهارات جنجالی یک جامعه شناس درباره پدیده پاشایی

تهران – ایرنا – تحلیل آنچه به «پدیده پاشایی» شهرت یافت، بار دیگر حاشیه ساز شد. این بار نه مرگ پاشایی و واکنش و حضور گسترده و غیرقابل پیش بینی مردم، بلکه اظهارات جنجالی روشنفکران و جامعه شناسانی که در کمتر از یک ماه از گذشت این اتفاق، برای چندمین بار به تحلیل این پدیده نشسته بودند، خبرساز شد.

 

به گزارش اعتماد، انجمن جامعه شناسی دانشگاه تهران روز سه شنبه ١٨ آذرماه نشستی تحت عنوان «پدیدارشناسی فرهنگی یک مرگ» با حضور اساتید و جامعه شناسانی همچون حمیدرضا جلایی پور، سعید معیدفر، یوسفعلی اباذری، نعمت الله فاضلی، محمدسعید ذکایی، هادی خانیکی، محمد امین قانعی راد و… در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار کرد.

در میان همه تحلیل های صورت گرفته از «پدیده پاشایی» در این نشست، صحبت های یوسفعلی اباذری، استاد جامعه شناسی و دانشیار دانشگاه تهران با واکنش گسترده در رسانه ها و شبکه های اجتماعی همراه شد.

لحن صریح و بی پرده اباذری در تحلیل «پدیده پاشایی»، که با انتقاداتی به عکس العمل هواداران و حوزه رسمی همراه بود، در همان تالار ابن خلدون با واکنش حاضران و جنجالی شدن فضا همراه شد و با گذشت چند روز از انتشار فایل صوتی و متن صحبت های او در رسانه ها و شبکه های اجتماعی، همچنان موافقت ها و مخالفت ها به اظهارات «جنجالی» او ادامه دارد.

عده یی از مخالفت ها، به لحن تند و همراه با عصبانیت و انتقادی اباذری است. این دسته معتقدند اباذری می توانست همین تحلیل را با لحنی آکادمیک و محترمانه مطرح کند و بخش دیگری از مخالفت ها با محتوای صحبت های اباذری و قضاوتی است که او در مورد سطح سلیقه عموم مردم دارد. در مقابل، موافقان صحبت های این استاد دانشگاه، تحلیل او را مبتنی بر واقعیت حال حاضر جامعه ایرانی می دانند.

اباذری در ابتدای سخنان خود به مستندی که از تلویزیون درباره وضع بد اقتصادی یکی از استان های کشور پخش شده اشاره کرد و گفت: نکته جالب برای من این است که هیچ کس، هیچ کس به این فیلم کوچک ترین توجهی نکرد… و شما که اینجا نشسته اید نمی دانید چنین فیلمی تهیه شده، و این فیلم درباره زندگی یک استان مملکت است.

اباذری این سوال را مطرح کرد: «چه شده که می آیند و مسائل واقعی ای را که ما با آن روبه رو هستیم از ذهن ما می برند؟» و در ادامه به مرتضی پاشایی پرداخت: «این آقایی که عکسش را اینجا زده اند و چراغ ها را تاریک کرده اند، یک خواننده پاپ بود و پاپ در سیر موسیقی، مبتذل ترین نوع موسیقی است… من داده ام یک موسیقی دان، فرمت موسیقی او را تحلیل کرده… مبتذل محض است! ما [موسیقی] پاپی داریم که پیچیده است. این ساده ترین، مسخره ترین، احمقانه ترین و بدترین نوع موسیقی است. صدای فالش، موسیقی مسخره، شعر مسخره تر. بنابراین من چطور می توانم چنین چیزی را تحلیل نکنم؟»

اباذری از رفتار مردم و حضور آنها در مراسم رسمی پاشایی انتقاد کرد و گفت: «برای من خیلی جالب است که ۲۰۰-۳۰۰ هزار، یک میلیون نفر، یک ملتی می افتند به… و در مجلس ترحیم… شرکت می کنند… چرا مردم ایران به این افلاس افتاده اند؟ اینجا است که تحلیل بسیار مهم است.»

اباذری دلیل اصلی شکل گیری پدیده پاشایی را سیاست زدایی دانست که نمود آن میدان دادن به افراد غیر نخبه همچون ورزشکاران، بازیگران، خوانندگان و… در امور سیاسی است. به گفته این مدرس دانشگاه، در سال های اخیر هم حاکمیت و هم مردم دچار ترسی متقابل از یکدیگر شده اند. از این رو هم مردم و هم حاکمیت به سمت سیاست زدایی حرکت می کنند و در این فضا شخصی چون پاشایی به یک اسطوره و نماد تمرکز بر امور غیرسیاسی تبدیل می شود.

اباذری ادامه داد: «وقتی قرار است سیاست زدایی انجام شود، لاجرم چنین وقایعی پیش می آید. متوسل می شوند به خوانندگان پاپ برای اینکه جای سیاست واقعی را بگیرند.»

این استاد دانشگاه، تشییع جنازه مرتضی پاشایی را با تشییع جنازه خواننده کوچه و بازاری زمان شاه مقایسه کرد و از حضور مردم و رفتار دولت و حوزه رسمی در مراسم تشییع و خاکسپاری پاشایی انتقاد کرد.

اباذری ادامه داد: این مساله، یک نکته شبه فاشیستی دارد که من از آن وحشت دارم. یک ترس متقابل است… سیاست زدایی، انهدام هر آن چیزی است که برایش انقلاب شد و عده زیادی برایش ایستاده اند… چرا وقتی یک روشنفکر می میرد کسی برای تشییع جنازه اش نمی رود؟ مگر وقتی [ساموئل] بکت مرد، چند نفر رفتند؟ سه نفر… این ماجرا نشانه بدی است…

در بخش پرسش و پاسخ این برنامه که با اعتراض هایی هم همراه بود، اباذری ضمن دفاع از گفته های خود گفت که «سرانجام این موسیقی، فاشیزم است.»

حضور در مراسم پاشایی اقدامی خودانگیخته بود

حمیدرضا جلایی پور، عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز در این نشست در بیان چرایی حضور گسترده مردم در مراسم تشییع پاشایی گفت: تغییرات اجتماعی فراگیر جامعه ناشی از گسترش آموزش و رسانه های عمومی، ستاره بودن پاشایی در موسیقی پاپ و پرطرفدار بودن این موسیقی، حضور در برنامه های صدا و سیما و همسانی ویژگی های شخصیتی خواننده پاپ با شرکت کنندگان در مراسم وی، چهار عامل و محرک برای حضور مردم در مراسم تشییع جنازه پاشایی بود.

«سعید معیدفر»، جامعه شناس و استاد بازنشسته با اشاره به مساله شکاف نسلی در ایران گفت: بحث شکاف نسلی در کشور ما چند سال است که مطرح شده است اما شاید کسی باور نداشت که چنین پدیده یی اتفاق می افتد. ما نسلی داریم که برآمده از انقلاب است و این نسل همچنان صدای بسیار بلندی دارد.

«هادی خانیکی» استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی بحث خود را با عنوان «روایت در بستر شبکه» آغاز کرد و مرگ پاشایی را یک «فراواقعیت» دانست که مدت ها در ذهن بسیاری از کارشناسان خواهد ماند زیرا شکل گیری این پدیده موجب شد بسیاری از کارشناسان اجتماعی و مسوولان جامعه غافلگیر شوند.

مرگ پاشایی به مثابه یک حیرت

«محمد امین قانعی راد»، رییس انجمن جامعه شناسی ایران یکی دیگر از سخنرانان حاضر در این نشست با یادآوری برخی مراسم های تشییع چند صد هزارنفری قبل و بعد از انقلاب گفت: مردم ایران از لحاظ فرهنگی مردمانی عاطفی هستند که معمولا در سوگ افراد بزرگ همیشه نهایت احترام را به فرد دارند و مصداق این سخن من حضور گسترده مردم در تشییع جنازه «آیت الله بروجردی» مرجع تقلید برجسته، «غلامرضا تختی» قهرمان کشتی جهان و المپیک سال های قبل از انقلاب است.

در مورد پاشایی نیز حضور مردم در مقابل بیمارستان محل بستری خواننده پاپ (بیمارستان بهمن) و انتشار فیلم هایی از آخرین لحظات زندگی وی موجب شد که مردم بیشتر نسبت به مرگ وی حساس شوند.

واکنش شبکه های اجتماعی به سخنان اباذری در دانشگاه تهران

پس از درگذشت مرتضی پاشایی، اظهارنظرها درباره حرکت اجتماعی مردم در حمایت از این خواننده در اکثر مطبوعات و رسانه ها مطرح شد، اساتید دانشگاه ها هم با برگزاری نشست های مختلف این پدیده اجتماعی را تحلیل کردند و بعد از گذشت چند روز این اتفاق را «پدیده پاشایی» نامیدند. اما صحبت های هفته گذشته یوسف اباذری در دانشگاه تهران، واکنش های مختلفی را در شبکه های اجتماعی به وجود آورد. نزدیک به دو روز تمام تایم لاین های شبکه های اجتماعی و بحث های مردم به این اظهارنظر مربوط می شد.

به نظر می رسد که لزوم بحث درباره مسائل اجتماعی وقتی به شبکه های اجتماعی می رسد می تواند محلی برای ارایه نظرات مختلف برای تحلیل یک پدیده باشد و کارکرد صحیح این شبکه ها که برای تبادل نظرات مردم با یکدیگر است را بار دیگر نشان می دهد. در میان موافقان صحبت های اباذری عده یی این لحن تند را برای شرایط اجتماعی کشور لازم می دانستند و معتقد بودند که سلیقه مردم دچار تغییر و تحولاتی شده که مثبت نیست.

حرف های اباذری تند بود اما همیشه حقیقت برای مردم تلخ بوده که اینگونه بعضی ها به ایشان تاخته اند. «اما مخالفان این لحن را نپسندیدند و پاسخ های تندی به این اظهارنظر دادند.» باید به سلیقه توده مردم احترام گذاشت، عده یی نمی خواهند انتخاب مردم را مهم تلقی کنند، اگر هم انتقادی بخواهد مطرح شود می توان با لحن آرام تر و محترمانه تری این اتفاق بیفتد.

تحلیل اباذری از این تجمع خیلی تک بعدی و غیر علمی بود. من تعجب می کنم چرا استاد بزرگی مثل اباذری باید لایه های پنهانی که در این تجمع وجود داشت را به یک مکانیسم ساده تقلیل بدهد؟ و آن را طرحی از جانب مردم برای گریز از دنیای سیاست قلمداد کند.

موافقان از جنبه های دیگری هم به این صحبت ها نگاه می کنند و معتقدند که منظور اباذری شخص مرتضی پاشایی نبوده است و به طور کلی مساله اجتماعی را در کشور بررسی کرده است. کلا اشاره اباذری به مراسم پاشایی فقط یک کنایه بود وگرنه منظور ایشان دشمنی یا مخالفت با شخص پاشایی نبود.

در واقع هدف اباذری مطرح کردن سطحی شدن افکار جامعه بود که درست هم هست. البته باید این را هم در نظر گرفت که در اکثر دنیا عموم مردم نسبت به نخبه ها افکار سطحی تری دارند. عموم مردم ترجیح می دهند فکر نکنند چون فکر کردن سخت ترین کار دنیاست.

در اکثر شبکه های اجتماعی و سایت ها موافقان و مخالفان زیادی در این باره اظهارنظر کرده اند. اما در شبکه اجتماعی توییتر هم با قرار دادن هشتگ اباذری صحبت های او را تحلیل کرده اند. یکی از مخالفان نوشته است «به هیچ کس اجازه و فرصت این شهامت را نباید داد که به مردم توهین کند. چرا این دسته از افراد به جای اینکه صدای مردم را بشنوند از آن فرار می کنند؟»

منبع : اعتماد

 

 

یک سخنرانی جنجالی درباره سوگ مرتضی پاشایی/ واکنش موافقان و مخالفان

۲۳آذر۱۳۹۳

برخی مخالفان صحبت‌های او، بر این نکته تاکید کردند که تحلیل‌گرى که با توهین و خشم و تمسخر صحبت کند، تحلیلش اصالت ندارد. عده‌ای دیگر از مخالفان هم تعیین تکلیف برای سلیقه عمومی را نکوهش کردند.
از سوی دیگر، یک طرفدار سخنانِ یوسف اباذری،‌ اعتقاد دارد: «مردم، یک‌شبه طرف‌دار پاشایی‌شده و به یک هنرپیشه حمله می‌کنند که چرا بابت مرگ پاشایی تسلیت نگفته‌ است؛ اینان همان‌هایی هستند که به یوسف اباذری نیز بابت این‌که فریاد می‌کند موسیقی امثال پاشایی‌ها ابتذال محض است – و کاملاً هم درست می‌گوید – حمله می‌کنند و محیط سخن‌رانی را برای او ناامن می‌سازند».

صحبت‌های یوسف اباذری،‌ جامعه‌شناس و دانشیار دانشگاه تهران درباره «مرتضی پاشایی»، موسیقی او و رفتار مردم در قبال مرگ این خواننده موسیقی پاپ، واکنش‌های وسیعی را در رسانه‌ها به ویژه در فضای مجازی به دنبال داشت. عصر روز سه‌شنبه ۱۸ آذرماه، تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران شاهد برگزاری نشست «پدیدارشناسی فرهنگی یک مرگ» بود که به بررسی جامعه‌شناختی پدیده درگذشت مرتضی پاشایی اختصاص داشت. در این نشست، ‌چندتن از اساتید دانشگاه و جامعه‌شناسانی چون حمیدرضا جلایی‌پور، محمدسعید ذکایی، نعمت‌الله فاضلی و همچنین یوسف اباذری به ایراد سخنرانی و بیان تحلیل‌های خود از اتفاقات رخ داده در خصوص تشییع جنازه مرتضی پاشایی پرداختند.

جنجالی‌ترین بخش این نشست، اظهارات یوسف اباذری در نقد ویژگی‌های موسیقی پاشایی و همچنین مخاطبان این نوع موسیقی به زبان آورد که با واکنش‌ برخی حاضران در سالن نیز مواجه شد.
آقای اباذری در نشست یاد شده این پرسش را مطرح کرد که «چه شده که می‌آیند و مسائل واقعی‌ای را که ما با آن روبرو هستیم، از ذهن ما می‌برند؟» و در ادامه به پدیده مرتضی پاشایی پرداخت و گفت: «این آقایی که عکسش را اینجا زده‌اند و چراغ‌ها را تاریک کرده‌اند، یک خواننده پاپ بود و پاپ در سیر موسیقی، مبتذل‌ترین نوع موسیقی است …. کسانی می‌گویند موسیقی او را تحلیل نکن، چطور من می‌توانم موسیقی کسی را که مرده است تحلیل نکنم؟ من داده‌ام یک موسیقیدان، فرمت موسیقی او را تحلیل کرده… مبتذل محض است! ما [موسیقی] پاپی داریم که پیچیده است. این ساده‌ترین، مسخره‌ترین و بدترین نوع موسیقی است. صدای فالش، موسیقی مسخره، شعر مسخره‌تر. بنابراین من چطور می‌توانم چنین چیزی را تحلیل نکنم؟»
این جامعه‌شناس سپس گفت: «برای من خیلی جالب است که یک ملتی می‌افتند به ابتذال و در مجلس ترحیم چنین خواننده‌ای شرکت می‌کنند و توی سرشان می‌زنند… و یک نفر در فیس‌بوک می‌نویسد که “من تا ابد می‌سوزم”… چرا مردم ایران به این افلاس افتاده‌اند؟ چطور مردم ایران به این فلاکت افتاده‌اند؟ اینجاست که تحلیل بسیار مهم است».
اباذری در پاسخ به اعتراض کسانی که او را متهم به اهانت به خواسته‌های مردم کردند، گفت: «بسیار خوشحالم که دارم توهین می‌کنم. برای اینکه این ملت نشان داده که باید بهش توهین بشود تا برود و بفهمد که شما نمی‌توانید هم به این آقا گوش بدهید، هم به بتهوون گوش بدهید بعد هم تسکین بگیرید و بخوابید».
این جامعه‌شناس در ادامه در پاسخ یکی از حضار که او را خطاب قرار داده و گفت که «شما نماینده مردم نیستید»،‌ اظهار داشت: «معلوم است من نماینده مردم نیستم. شما نماینده مردم هستید. من همین کسی هستم که دارم می‌گویم این مردم ابله‌اند. معلوم است که من نماینده مردم نیستم. چه کسی گفته من نماینده مردم هستم؟ من از جانب خودم حرف می‌زنم به عنوان یک آدم. معلوم است که نماینده این مردم نیستم. شما این مردم هستید».
………
صحبت‌های جنجالی یوسف اباذری، ‌واکنش‌های مختلف و البته بیشتر مخالف را در فضای مجازی بویژه فیس‌بوک در پی داشت.
برخی مخالفان صحبت‌های او، بر این نکته تاکید کردند که تحلیل‌گرى که با توهین و خشم و تمسخر صحبت کند، تحلیلش اصالت ندارد. عده‌ای دیگر از مخالفان هم تعیین تکلیف برای سلیقه عمومی را نکوهش کردند.
از سوی دیگر، یک طرفدار سخنانِ یوسف اباذری،‌ اعتقاد دارد: «مردم، یک‌شبه طرف‌دار پاشایی‌شده و به یک هنرپیشه حمله می‌کنند که چرا بابت مرگ پاشایی تسلیت نگفته‌ است؛ اینان همان‌هایی هستند که به یوسف اباذری نیز بابت این‌که فریاد می‌کند موسیقی امثال پاشایی‌ها ابتذال محض است – و کاملاً هم درست می‌گوید – حمله می‌کنند و محیط سخن‌رانی را برای او ناامن می‌سازند».
صحبت‌های یوسف اباذری،‌ مخالفینی از جنس جامعه شناس و استاد دانشگاه هم دارد. یکی از آنها ناصر فکوهی،‌ دانشیار گروه انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی تهران، نویسنده، مترجم و جامعه شناس است.
آقای فکوهی چندی پیش در گفت‌وگو با سایت «عصر ایران»،‌ به تحلیل جامعه‌شناختی مرتضی پاشایی و ماجراهای پس از مرگ او پرداخت.
او در این گفت‌وگو با اشاره به نسل جوان جامعه ایران و ویژگی‌های آن اعلام کرد: «این جوانان اصولا هر چه کمتر و کمتر تحمل آن را دارند که سبک زندگی و شیوه‌های متعارف زندگی آنها را دیگران، هر دیگرانی، چه سیاستمداران، چه روشنفکران و چه حتی نسل پیشین، تعیین کنند».
این صاحبنظر حوزه جامعه شناسی با تاکید بر اینکه امروز بسیاری از موسیقی دانان، منتقدان هنری و حتی بسیاری از افراد عادی جامعه ما، موسیقی پاپ را سطحی، سبک، بی‌ارزش و حتی غیر اخلاقی می‌دانند، گفت: «این افراد ممکن است تصورشان آن باشد که همه مردم باید به موسیقی کلاسیک غربی یا ایرانی گوش بسپارند و کتاب‌های عمیق فلسفی و سیاسی و اقتصادی مطالعه کنند؛ اما هیچ جامعه‌ای در جهان به این صورت اداره نمی‌شود و مردم سلایق خود را دارند».
به گفته آقای فکوهی،‌ «بر اساس این سلایق و سبک‌های زندگی، نمی‌توان جامعه را برتر یا پست‌تر یا گروه‌های مختلف را مورد ارزیابی قرار داد، چون این عین مقابله با مدرنیته است».

۴ comments

  1. آقای اباذری بذارید مردم بحال خودشون باشن. تا کی میخواین نظرات خودتونو به مردم ایران تحمیل کنید.

  2. یو سف ابا ذری وپریشان فکر هایی مانند او !
    ارسال شده توسط: کمالی تاریخ انتشار: ۲۴ / ۰۹ / ۹۳
    پریشان فکرها یی چون اباذری و…
    نسل نویی های تا ثیر گرفته از جهان
    پیشرفته فکری وایران کنونی را نا دیده می گیرند و از هر در سخنی میگویند
    غیر از سخن خوب! در این میانه نسل نویی های تحصیلکرده
    وکم تحصیلکرده بصورت زیر پوستی رشد کرده میرود که فرهنگی جدید بوجود آورد.
    تیپ جدید اجتماعی که نه از جنس متجددین قدیم اند که برهمه چیز بشورند حتی
    بر گذشتگان خود ونه از جنس متحجرین جدیدند که هرچه ناباوری است را بی چون
    وچرا می پذیرند ودر آن ذوب میشوند بلکه خود اند ! به خود رسیده اند وخود
    بزرگتر خود شده اند ! نا دیده گرفتن نسل نویی ها ی جهان پیشرفته فکری
    وایران کنونی ! اساس از هر در سخنی گفتن پریشان فکرهایی شده است که از هر
    درسخنی
    میگویند غیر از سخن خوب !
    چنا نکه کهنه سربازان سیاسی هنوز برطبل
    گذشته میکو بند.

    کسا نی مانند شما که در غار فکری گذشته خود چنان جا خوش کرده اید که
    خیال بیدار شدن ندارید تا ببینید که نسل نویی های تاثیر گرفته از جهان
    پیشرفته فکری در ایران رشد کرده که نه چپ را قبول دارند ونه راست را وبلکه
    آنچه را خود تشخیص میدهند به آن عمل میکنند . آنها که در ایران زنده گی
    میکنند وقدری هم پیرامون خودرا می پایند از خا نواده پدر ومادر گرفته تا….
    این تیپ اجتماعی را که عمده آنان تحصلیکرده عالی وحتی کم تحصلیکرده راهم
    شامل میشود بخوبی مشاهده میکنند و با آنان در برخورد هستند در محافل ومجالس
    و خیابان وبیابان قابل روئیت ولمس کردنی هستند یعنی تخیلی ویا آسمانی
    وریسمانی نیستند بلکه هستند فراوان هم هستند ودر حقیقت قبلا نبوده اند ! با
    این شخصیت وهویت نبوده اند اکنون سالهایی استکه پدید آمده اند ومیرود که
    حضور خودرا در در اجتماع به اثبات برساند. تیپ جدید اجتماعی که نه از جنس
    متجددین قدیم اند که برهمه چیز بشورند حتی بر
    گذشتگان خود ونه از جنس متحجرین جدیدند که هرچه ناباوری است را بی چون وچرا
    می پذیرند ودر آن ذوب میشوند بلکه خود اند ! به خود رسیده اند وخود بزرگتر
    خود شده اند ! و چون نسل نوی استکه تاکنون به این متانت وشخصیت نبوده است
    قبول آنها کمی با تاخیر وتردید از سوی فعالان اجتماعی مواجه شده است و چون
    شناخته نشده اند ویا به رسمیت نیامده اند اینستکه پریشان فکری را در تحلیل
    از شرایط جدید موجب شده است .

  3. تحلیل ابازری وتوهین به پاشایی راشاید بتوان اینطورتفسیرکرد که جزعی ازمشیت الهی بوده وقتی خدامیخواهد بنده اش راعزیز کند مصیبت هم براوواردمیسازد تا گناهانی راکه ناخواسته مرتکب شده ببخشاید تهمتهایی که ابازری برمرحوم پاشایی زد تنهاوتنها اوراآمرزید وسبکبارترش ساخت خدااورابیامرزدوقرین رحمت خودسازد.

  4. یکسال بیشتر ازفوت مرتضی گذشت ودیگر نیست تاجامعه ومردم رابه ابتذال بکشاند ولی نمیدانم چرا آقای دکتر نه فکری به حال ماهیانی که درسکوت میمیرند کرد نه فکری به حال فقر وبیکاری

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*