یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ - 24 June 2018
Home / جامعه شناسی سیاسی / نقد و بررسی کتاب «کودتا»

نقد و بررسی کتاب «کودتا»

نقد و بررسی کتاب «کودتا»

 

به گزارش جامعه ایرانی به نقل از انجمن جامعه شناسی ایرانی جلسه نقد و بررسی کتاب «کودتا» تالیف یرواند آبراهامیان و ترجمه محمد ابراهیم فتاحی روز سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۳ توسط گروه جامعه شناسی سیاسی و در محل سالن اجتماعات انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد. در این نشست دکتر محمد امین قانعی راد ودکترداریوش رحمانیان دیدگاه خود را درباره کتاب مذکور بیان کردند.

اشاره:

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با گذشت ۶۰ سال از آن هنوز آنقدر موضوع قابل تامل و جذابی هست که وقتی کتابی درباره اش توسط یک تاریخ نگار و جامعه شناس ایرانی دانشگاه های آمریکا نوشته شود، بلافاصله در مدت زمان کوتاه ۴ ماهه، سه ترجمه از آن روانه بازار کتاب ایران شود. این اتفاق که از قضا سایه سنگین آن بر روابط ایران و آمریکا همچنان دیده می شود، به قدری به دلایل متعدد، مهم است که سال گذشته وقتی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا برخی اسناد آن دوران را منتشر می کنند، توجه افکار جهانیان را به خود جلب می کند و همچنین، این واقعه به خصوص وقتی که روایتی توسط یرواند آبراهامیان درباره اش مکتوب می شود، آنقدر قابل بحث میشود که گروه جامعه شناسی سیاسی انجمن جامعه شناسی ایران، تصمیم بگیرد با دعوت یک استاد جامعه شناس و یک استاد تاریخ، نشست نقد آن را برگزار کند تا از منظر این دو حوزه، نگاهی علمی داشته باشد به آنچه که در کتاب ۳۲۸ صفحه ای «کودتا؛۲۸ مرداد، سازمان سیا و ریشه‌های روابط ایران و آمریکا در عصر مدرن» به نگارش در آمده است.

قانعی راد: برخلاف نظر آبراهامیان، امکان مصالحه وجود داشت/ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یک ضرورت تاریخی نبود

قانعی راد به عنوان یک جامعه شناس در سخنان مقدماتی خود با بیان اینکه کتاب کودتای آبراهامیان هم کتابی کوچک است وهم به تفصیل به رخدادهای مختلف می پردازد گفت ما معمولاً رویکردی گشتالتی و کلی به رخداد کودتا داریم  که اغلب حامل تصاویری ایدئولوژیک از این واقعه است. این سوال وجود دارد که آیا روایت آبراهامیان توانسته است در کنار تحلیلی بودن از این تصاویر ایدئولوژیک رهایی یابد؟ وی  کتاب کودتا را پژوهشی با اهمیت توصیف کرد که براساس اسناد سیاسی دست اول تهیه شده است. با خواندن این کتاب تصویر یکپارچه موجود از دوران پهلوی دوم -تا قبل از سال ۱۳۳۲- که در آن حکومتی استبدادی در یک سو و مردم تحت ستم و منفعل در سوی دیگرقرار دارند در هم شکسته می شود و شما با  انبوهی از گروه ها و جریان های متعدد و در حال مبارزه با هم دیگر-هر چند مبارزه ای نابرابر- رو به رو می شوید: شاه، دربار، ارتش، دولت ها، الیگارشی زمیندار، اشراف عشایری، اشراف دیوانی، روحانیون با گرایش های متنوع، بازار و پیشه وران، طبقه متوسط جدید و قدیم، روشنفکران، احزاب سیاسی، کارگران و اتحادیه های کارگری، مجلس و فراکسیون های گوناگونش از سلطنت طلب تا طرفدران انگلیس، الیت نظامی، دهقانان، نیروهای چریکی. حتی در ارتش، دولت ها و دربار نیز به جای سامانی یک دست با کنشگران متعدد روبه رومی شوید که هر یک در حال بازیگری وایفای نقش های خود می باشند. ارتش-مثل سایر بخشهای جامعه و حتی دربار- دارای تنوع وسلایق سیاسی مختلف از سازمان افسران حزب توده تا  مدافعان مذهب، طرفدران شاه و هواداران انگلیس وآمریکا است.

رئیس انجمن جامعه شناسی ایران افزود: وجود این همه نیروهای در حال جدال با رویکردهای متفاوت نسبت به تحولات سیاسی و بدون داشتن یک فضای نمادین مشترک بیشتر نشانگر یک دموکراسی در بحران است تا یک جامعه استبدادی و دو تکه شده بین شاه و مردم. بحران دموکراسی اززمان مشروطه شروع شد و دو کودتای  ۱۲۹۹ و۱۳۳۲ شیوه های استبدادی و ذاتاً ناموفق وغیر مؤثر برای کاهش بحران بود.

وی در توضیح بحران دموکراسی گفت:«بحران دموکراسی به این معناست که نیروهای مختلف به صحنه می آیند اما هرکدام می خواهند نیروهای خودشان در صحنه بوده و قدرت را در دست بگیرند. در واقع بحران دموکراسی وقتی روی می دهد که نیروها وارد صحنه شده اند اما قواعد بازی هنوز جا نیفتاده و شکل نگرفته است.بحران دموکراسی پیامد یک انقلاب یا انفجار میل به رهایی است که در آن با ورود کنشگران متعدد و از جمله گروههای فاقد تجربه به عرصۀ سیاست، نوعی تمامیت خواهی در کلیه جناحها و گروههای مختلف سیاسی دیده می شود. بحران دموکراسی در شرایطی ایجاد می شود که توطئه برای نابودی مخالف به جای به رسمیت شناختن مخالف و توافق عام برای ساخت اجتماع سیاسی مبنای سیاست ورزی است».

دکتر قانعی راد با اشاره به اینکه تعویض سریع دولتها در دهۀ ۱۳۲۰ موید همین امراست، خاطر نشان ساخت: تا زمان پایان بحران دمکراسی، دموکراسی با ثبات ایجاد نخواهدشد و کودتا بدترین راه برای رسیدن به ثبات است.

عضو هیات علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور در ادامه با بیان این که آبراهامیان در کتاب خود می کوشد در برابر دو رویکرد تحلیلی توضیح شکل‌گیری کودتا در گفتمان تعارض شرق و غرب و یا جستجوی ریشه های شکست در دستیابی به مصالحه در «سرشت روانشناسانه» مصدق، جای کودتا را درون مناقشه بین امپریالیسم و ناسیونالیسم و یا شمال و جنوب تعیین کند. اما وقتی به بیان مصادیق می‌رسد- مثل دیدارهندرسون سفیر آمریکا با مصدق در روز قبل از کودتا ومخالفت مصدق با توزیع سلاح در بعد از کودتا- خواسته و ناخواسته بر ویژگی های روانشناختی مصدق انگشت می گذارد. در اینجا از اشتباه مهلک پیرمرد، عصبی شدن او، سرسختی اش و… سخن می رود.

او با اشاره  به نقد دیگری که بر این کتاب وارد است گفت: آبراهامیان در چارچوب تعارض شمال-جنوب (جهان توسعه یافته و در حال توسعه، جهان اول و سوم) به تحلیل کودتای ۲۸ مرداد و وقایع آن می‌پردازد، در صورتی که خط گفتمانی تعارض سرمایه داری و کمونیسم نیز خط بسیار مهمی است که در چارچوب آن بسیاری از مسایل را می‌تون توضیح داد و نباید از آن مغفول ماند .آبراهامیان در بیان بسیاری از رخدادها خودش به سخنانی استناد می کند که در هاله ای از تعارض جنگ سرد بین شرق و غرببیان می شوند.

این استاد دانشگاه  افزود: تاکید بر خطر کمونیزم چارچوب قابل اعتنایی برای تحلیل کودتا است و به باور بسیاری باید به گفتمان جنگ سرد در ساخت و پرداخت واقعیت کودتا بهای بیشتری داده شود ونمی توان این گفتمان را تنها یک بازی زبانی برای پوشاندن نیّت ها و اعمال دانست. آبراهامیان تحت تاثیر توطئه اندیشی-  مقوله ای که آن را به عنوان بخشی از ذهنیت ایرانی نقد می کند- یک گفتمان مؤثر دوران را فقط در سطح یک بازی زبانی دروغین برای پوشاندن نیّات ارزیابی می کند. به نظر می رسد که نادیده گرفتن مجموعه عوامل و شرایط داخلی که به شکست مصالحه  وسپس کودتا و بازگشت شاه انجامید و تقلیل کل جریان کودتا صرفاً و انحصاراً به توطئه ها و نیات بیگانگان یک نگرش توطئه اندیشانه است. آبراهامیان در این کتاب هر چند به خوبی توطئه ها را آشکار و بیان می کند ولی گاه خودش به مرزهای توطئه اندیشی در این معنای اخیر نزدیک می شود.

این جامعه شناس با بیان اینکه «معتقدم که این کتاب نوعی تبرئۀ ضعف های داخلی است وبه طور خاص نگاهی همدلانه به نیروهای چپ دارد»، خاطرنشان کرد: «برعکس گفته نویسنده، میراث کودتای ۲۸ مرداد، ازبین رفتن چپها و جایگزینی نیروهای اسلامی نبود بلکه رادیکال کردن این هر دو جریان سیاسی بود».

قانعی راد در بخشی دیگر از سخنانش تصریح کرد:« این کتاب بر نقش ایجابی و یا انفعالی  گروه های گوناگون مردم و جریان های سیاسی وچپ در کودتا  تاکید زیادی ندارد و واقعه کودتا را در درون قضیۀ مناقشۀ نفت بین شمال وجنوب اجتناب ناپذیر می داند. در واقع آبراهامیان کودتای ۲۸ مرداد را همچون یک امر گریز ناپذیر توصیف می کند یعنی به مثابۀ یک جبر تاریخی. اما من این سوال را مطرح می کنم آیا مصالحه غیر ممکن بود؟ این کتاب می گوید که امکان مصالحه وجود نداشت اما من می گویم اگر امکان مصالحه وجود نداشت، چطور مصدق پسرش را به استقبال هندرسون آمریکایی می فرستدو یک روز قبل از کودتا  با اوبه مذاکره می پردازد؟».آبراهامیان کودتا را همچون یک جبر تاریخی بین امپریالیسم و ناسیونالیسم توصیف می کند که «اساسا» بایستی اتفاق می‌افتاد چرا که «مصالحه اساسا دست نیافتنی بود».  در صورتی که این چنین نبود و به طرق مختلف می‌شد به مصالحه و راه حل‌های دیگری جز کودتا رسید و آرایش نیروهای داخلی و تعامل با بازیگران خارجی-هر چند استعماری-می‌توانست جوری باشد که این کودتا صورت نگیرد.

اشکال کارآبراهامیان روایت ناقص مصدق است

در بخش دوم این نشست ، دکتر داریوش رحمانیان، استاد تاریخ دانشگاه تهران، در سخنان آغازین خود، در دفاع از رشته تاریخ نکاتی را بیان کرد و با بیان اینکه دانشگاه از نظر تفکر تاریخی گرفتار بحران است، تصریح کرد: «نظام آموزشی تاریخ نیز عقب مانده است و پاسخگوی نیازهای پرمساله ما نیست». وی با بیان اینکه تاریخ معاصر در زندان‌ نگاه‌های ایدئولوژیک دولت اسیر است، خاطرنشان کرد به طور خاص تحلیل تاریخ معاصر ایدوئولوژی زده و عوام زده و با اغراض سیاسی عجین شده است.

این استاد تاریخ افزود: برای فهم بهتر فرایندها و روندهای گذشته و معاصر جامعه ایرانی باید بین رشته تاریخ و سایر رشته های دانشگاهی همکاری های متقابل شکل بگیرد ولی نه با این نگاه که تاریخ خدمت گذار دیگر رشته ها است.

رحمانیان در ادامه با اشاره به زندگینامه آبراهامیان‌ با بیان اینکه وی دارای جایگاه بسیار سترگی در تاریخ نگاری جامعه ایران است، گفت: آبراهامیان بسیار نکته بین، نکته‌سنج‌ ومنصف است.

این استاد تاریخ سپس به نقد کتاب کودتای آبراهامیان پرداخت و با تاکید بر اینکه کتاب کودتا چارچوب مفهومی ندارد، افزود: این کتاب به نوعی، نقص در روایت کودتا دارد. بدین معنا که نقش مردم در این کودتا مشخص نشده است.

او افزود: هیچ جنبشی شکست نمی خورد لذا ملی شدن صنعت نفت نیز از این اصل مبرا نیست پس نمی توان شکست آنرا پذیرفت و گفت که جنبش ملی کردن نفت شکست خورد. بنابر این واقعیت که هیچ جنبشی شکست نمیخورد، معتقدم رژیم شاهنشاهی در ۲۸ مرداد ۳۲ به سمت فروپاشی رفت چون مشروعیتش را از دست داد.

رحمانیان در بخشی دیگر از سخنانش با بیان اینکه کتاب کودتا از حیث روایی بسیار محکم است، گفت: این کتاب داده های بسیار خوبی دارد هرچند که می توان گفت پیرامون کودتا اسناد بسیاری به شکل طبقه بندی شده وجود دارد که البته هنوز بیرون نیامده است. به عبارتی باید پذیرفت که هنوز بخش بسیاری از اسناد این حادثه بزرگ طبقه‌بندی شده و محرمانه هستند .

وی در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: من معقتدم به دلیل ضعف اسناد، بسیاری سعی دارند جریان ملی شدن صنعت نفت و شخص دکتر مصدق را تخریب کنند. اما آنها غافل از این هستند که مصدق نوعی نماد است؛ نماد راستین آزادی خواهی و پارلمانتاریسم. در واقع بسیاری سعی دارند از مصدق اسطوره زدایی کنند اما این کتاب هشداری است به این اسطوره زدایان.

این استاد دانشگاه تهران همچنین افزود: کتاب مذکور می گوید عامل بن بست رسیدن، نه ایران است و نه مصدق و نه شخصیت او و نه آرمان خواهی اش بلکه دقیقا علت به وجود آمدن این بن بست غرب است و عوامل به بن بست رسیدن از جانب غرب ایجاد شد زیرا غرب از نهضت ملی شدن نفت، متحیر و وحشت زده بود و این در حالی بود که ملی شدن صنعت نفت، درست مثل مشروطه، باعث سربلندی ملت ایران شد.

به گفته رحمانیان این فرض نیز در کتاب مورد بحث رد شده است که غرب به دنبال یافتن راه حل مسالمت آمیز برای حل شدن مساله ملی شدن صنعت نفت بود و مصدق نگذاشت که این مصالحه صورت بگیرد.

رحمانیان افزود: با این همه اهمیت این کتاب از نظر روایی در آن است که در تلاش است این روایت غالب را یعنی لجباز و احمق بودن مصدق را و اینکه به دنبال منطق صفر تا صد بود فلذا امکان هرگونه مصالحه‌ای را از بین می‌برد را زیر و رو کند. هرچند باید گفت که این روایت قبل و پیش از آبراهامیان هم در ایران از سوی برخی نویسندگان مطرح شده بود. روایتی که عامل اساسی به بن بست رسیدن و ایجاد کودتا را نه ایران،‌ نه مصدق و لجبازی و تعصب بیش از حد او بلکه از جانب غرب می داند.

رحمانیان در توضیح این مطلب بیان کرد: این که غرب در پی راه حل بود و مصدق نگذاشت، از بیخ و بن غلط است چرا که مصدق معتقد بود که شرکت نفت جنوب دولتی در دولت ایران شده که به خاطر حفظ منافعش جلوی رشد دموکراسی و آزادی مردم را گرفته و ایرانی محال است به دموکراسی دست یابد مگر اینکه دست غرب از نفت ایران کوتاه شود. اما ضعف این کتاب در آن است که این روایت را از نصفه شروع کرده است زیرا مصدق این ایده ملی شدن صنعت نفت را از دوره مشروطه پیگیری می کرد و رگه ها و بنیاد این اعتقاد از انقلاب مشروطه شکل گرفته بود. مطالبی که در روزنامه های استخر و جنوب در این باره چاپ شده است، موید این ادعاست.

این استاد دانشگاه تهران سپس با بیان اینکه آمریکا و انگلیس با قرار گرفتن در برابر اراده ملی ترس از الگو شدن ایران برای اعراب داشتند، خاطرنشان کرد: با ملی کردن نفت، ضربه بزرگی به کارتل های نفتی خورد به همین خاطر قصد غرب، ادب کردن ایران، مردم و مصدق بود که با کودتا صورت گرفت.

رحمانیان همچنین افزود: آمریکا با کودتای۲۸ مرداد موجب نابودی ملی گراترین دولت خاورمیانه شد و به قول علم، باعث شکل گیری بنیاد گرایی در خاورمیانه گردید.

این پژوهشگر تاریخ همچنین تصریح کرد: تاریخ کودتایی که آبراهامیان روایت کرده است، به شکل روایت تاریخ نخبگی است و در تاریخ نگاری باید بیشتر بر نقش مردم تاکید کرد.

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*