یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - 22 October 2017
Home / اسلایدشو / مولف با عینک جامعه شناختی به تحلیل آموزش و پرورش نپرداخته است

مولف با عینک جامعه شناختی به تحلیل آموزش و پرورش نپرداخته است

جامعه ایرانی: متن زیر سخنرانی دکتر سید ضیا هاشمی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در نقد کتاب «جامعه شناسی آموزش و پرورش» تالیف دکتر غلام عباس توسلی می باشد که در انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد.

 
دکترسید ضیا هاشمی در ابتدای سخنرانی خود به ویژگی های علمی و شخصیتی استاد توسلی اشاره کردند: این خلایی در فرهنگ آکادمی ایران است که ما خیلی آنچنان که شایسته و بایسته است قدر بزرگانمان را نمی دانیم. این یکی از علائمی است که رشد علمی و رشد نهاد علم آنگونه که شایسته است اتفاق نیفتاده است. این یکی از کارهایی است که کمک می کند تا زحمات بزرگان مورد توجه قرار بگیرد و همچنین به تقویت روند رشد علم کمک می کند. در تداوم نقد و بررسی آثار اساتید برجسته، معرفی و بررسی آثار دکتر توسلی به دلیل جایگاه ویژه ایشان در جامعه شناسی ایران حتما جایگاه رفیعی دارد. ما معمولا مرحوم دکتر صدیقی را به عنوان پدر یا پیشکسوت علم جامعه شناسی در ایران می شناختیم. گویی اینکه قبل از ایشان جامعه شناسی در دانشگاه تهران تدریس می شده است. لذا اگر بگوئیم ایشان پدر علم جامعه شناسی ایران است ضمن اینکه سخن موجه ای است اما به این معنا نیست که قبل از ایشان جامعه شناسی نبوده است. به هر حال مرحوم دکتر مهدوی و اساتید خارجی از دهه دوم قرن حاضر تدریس جامعه شناسی را آغاز کرده بودند. اما حقیقتا یکی از افرادی که جامعه شناسی را با رویکرد تئوریک و در سطح گسترده در ایران پرداخت و آن را توسعه داد، آقای دکتر توسلی استاد ماست. حسن دیگر ایشان این است که در عرصه اجتماعی هم ایشان یک کنشگر اجتماعی بوده و ظرفیت نقدهای زیادی را هم فراهم کرده است و به جان خریده است و زحماتی هم در عرصه آکادمی ایران کشیده و هم آثار علمی و عملی خوبی داشته است. یکی از کارهای ایشان در زمینه «جامعه شناسی آموزش پرورش» است؛ به این جهت که در حوزه جامعه شناسی آموزش و پرورش به معنای آکادمیک شاید اولین استادی است که این درس را با این عنوان دارد.
وی با اشاره به پیشینه کتب تالیفی در حوزه آموزش و پرورش افزود: همانطور که می دانید جامعه شناسی آموزش و پرورش یک حوزه بین رشته ای محسوب می شود. یعنی جامعه شناسی آموزش و پرورش در ایران مانند سایر کشورهای دیگر دنیا یکی از دیسیپلین های دو رشته جامعه شناسی و علوم تربیتی است. هم در دنیا و هم در ایران حجم فعالیت های علوم تربیتی نسبت به علوم اجتماعی بیشتر بوده است. اما هرچقدر که زمان گذشته و به امروز نزدیکتر شده ایم، این نسبت تغییر کرده و «جامعه شناسی آموزش و پرورش» در جایگاه واقعی تر خودش یعنی علوم اجتماعی و جامعه شناسی قرار گفته و نظریه پردازی های جدید در جامعه شناسی آموزش و پرورش بیشتر از حوزه علوم تربیتی بوده است. عمدتا محور بحث کتاب هایی که در ایران تحت عنوان جامعه شناسی آموزش و پرورش توسط اساتید علوم تربیتی تدوین شده، حوزه جامعه پذیری عمدتا با رویکرد کارکردگرایی است و کارکرد اصلی آموزش و پرورش یعنی جامعه پذیری را مورد تحلیل قرار داده اند. حدود ۵۰ کتاب در همین زمینه جامعه شناسی آموزش و پرورش اعم از تالیف و ترجمه وجود دارد. رشته تخصصی خیلی از این افراد تعلیم و تربیت یا علوم تربیتی است. مانند دکتر شریعتمداری و دکترعلاقه مندان و …. به هر حال اینها تنوع فعالیت در این حوزه را نشان می دهد. همچنین مهم ترین شخصیتی که کتاب هایش ترجمه شده است، دورکیم می باشد که قطعا در جامعه شناسی آموزش و پرورش جهانی نقش مهمی دارد و هیچ کتاب جامعه شناسی آموزش و پرورش نیست مگر اینکه تحلیل نظریه دورکیم را به عنوان یکی از مباحث خودش قرار داده است. البته بسیاری از این کتاب ها هم به معنای واقعی کلمه جامعه شناختی نیست اما در حوزه مسائل اجتماعی آموزش و پرورش و تحلیل های اجتماعی آموزش و پرورش قرار دارد. بنابراین همانطور که گفتم در ایران هم مانند تمام دنیا حوزه جامعه شناسی آموزش پرورش یک حوزه علمی مشترک و مرزی بین این دو بخش شناخته می شود. بر همین اساس هم در ابتدا جامعه شناسی آموزش و پرورش به عنوان جامعه شناسی تربیتی شناخته شد. در امریکا هم – که می توان گفت که پیشگام شکل گیری جامعه شناسی آموزش و پرورش است- با تمرکز تربیت به معنای تعلیم و تربیت شناخته شده است.
سخنران جلسه به مفاهیم و فضای مفهومی آن اشاره کرد و افزود: اساسا ترجمه Education را باید تربیت بگوئیم ونه تعلیم وآموزش. اما «تربیت» معادل کاملی برای Education نیست. ترییت از راه تعلیم و تربیت همراه تعلیم معادل Education است. اما تقدم Education بر سوسیولوژی، نشانگر جایگاه تعلیم و تربیت است. اما به تدریج این نگاه یک مقدار عوض شد یعنی با یک نگاه فنی و کاربردی واژه Sociology of Education به کار برده شده اما هرچقدر این آموزه و منظومه معرفتی به سمت بعد تئوریک و نظریه و نظریه پردازی نزدیک تر شد این عنوان مقداری مورد نقد قرار گرفت و بعد دوم آن یعنی سوسیولوژی محوریت گرفت. یعنی به تدریج Sociology of Education مانند سایر حوزه های دیگر مانند جامعه شناسی صنعتی و …مطرح شد. با این مقدمه جامعه شناسی آموزش پرورش شکل گرفت و بتدریج در ایران هم رشد کرد. البته زمانی که این کتاب در ایران تالیف شد کتاب های دیگری هم در جامعه شناسی آموزش و پرورش بودند اما خیلی قبل تر از این آقای دکتر توسلی این بحث را تدریس می کردند. باید بگویم که «جامعه شناسی آموزش و پرورش» در ایران هنوز جایگاه خودش را پیدا نکرده است. هرچند در دنیا تحولاتی بسیاری یعنی در اواسط دهه هشتاد پیدا کرده است به گونه ای که در انجمن جامعه شناسی آمریکا یکی از پرطرفدارترین بخش های انجمن جامعه شناسی، بخش جامعه شناسی آموزش و پرورش است. همچنین در انجمن جامعه شناسی دنیا هم یکی از پرترافیک ترین بخش هاست و اعضای بسیاری دارد. همچنین در استرالیا و آلمان و کشورهای مختلف دیگر جامعه شناسی آموزش و پرورش جایگاه روبه رشد را پیدا کرده و توجه به این حوزه بیشتر شده است. همچنین در جامعه شناسی توجه به آن بیشتر شده گویی اینکه در این حوزه بسیاری از بحث های مبنایی جامعه شناسی مانند طبقات اجتماعی، قشربندی، نابرابری و…سایر نهادهای اجتماعی مانند خانواده و حکومت و… مطرح می شود. یعنی جامعه شناسی آموزش و پرورش به این حوزه های مختلف پرداخته است. حتی مانند حوزه متدولوژی، الان یکی از حوزه های بسیار فعال و اثرگذار در شکل گیری روش های جدید تحقیق جامعه شناسی آموزش و پرورش است. به بیان دیگر الان کتب جامع جامعه شناسی آموزش و پرورش که به عنوان تکس مورد توجه قرار می گیرد غالبا فصلی را تحت عنوان «روش تحقیق» دارند. به خاطر اینکه روش های مختلف در حوزه جامعه شناسی در جامعه شناسی آموزش و پرورش مورد توجه قرار می گیرد. گویی اینکه روش های ویژه هم دارد. بنابراین اتفاقی که دردنیا افتاده به نظر می رسد که در ایران هم در حال وقوع است.
دکتر هاشمی به ساختار کتاب پرداخت و بیان کرد: این کتاب سه بخش دارد: در بخش اول همه تعاریف و مقدمات را مطرح کرده است. امتیازی که در کارهای مختلف آقای دکتر توسلی وجود دارد این است که به فرهنگ و تاریخ ایران زمین هم تعلق خاطر و هم اشراف خوبی دارد. یعنی آموزش و پرورش در قبل از اسلام و بعد از اسلامی، قبل از زمان دارالفنون و در دروه های معاصر را مورد تحلیل قرارداده و تاریخچه خوبی از روش های مختلف آموزش را در کتاب اورده است که فکر می کنیم در کتاب های آموزش و پرورش منحصر به فرد است. درواقع فرایند شکل گیری جامعه شناسی آموزش و پرورش را در آنجا به بحث گذاشته است.
در بخش دوم کتاب که شامل نظریه ها و دیدگاه هاست باز هم یک تنوعی از دیدگاه ها و نظریه ها را ایشان آورده است. طبعا مانند کتاب های دیگر حوزه کارکردگرایی و کارکرد گرایی ساختی را شروع کرده و بعد دیدگاه تضاد، دیدگاه لیبرال، دیدگاه سوسیال دموکراسی و…شاید یک دغدغه شخصی خود یعنی عدالت اجتماعی و نسبت مدرسه با آموزش و پرورش را با عدالت یا تشدید نابرابری را مطرح کرده است. همانطور که می دانید این بحث که آیا آموزش و پرورش یک فرصتی برای حرکت به سمت برابری جامعه است یا اینکه یک نهاد و سازمانی است که نابرابری را بازتولید می کند، بسیار مطرح است. به هر حال حسن دیگر این کتاب این است که به دیدگاه های سنتی تا دیدگاه جدید پرداخته است. یعنی در اینجا شما دورکیم و بوردیو را می بینید و انصافا با یک دغدغه مندی خاصی هم به آن پرداخته شده، چرا که این کتاب محصول آموزش بوده و بارها و بارها مولف این حوزه ها را درس داده است در نتیجه حرف خودش را زده است. یعنی اینگونه نیست که این کتاب مشحون از نقل قول های متعددی باشد که کنارهم قرار گرفته باشد. گویا که آقای توسلی آمده و به جای دورکیم و پارسونز حرف زده و بحث کرده است. مثلا آخرین بحثی که در کتاب به آن پرداخته می شود، بحث «سرمایه فرهنگی» بوردیو است.
سخنران به ضعف کتاب در حوزه داده ها و فقدان تحلیل جامعه شناختی آن پرداخت : اما نزدیک به نصف کتاب به آموزش و پرورش در ایران پرداخته است و اتفاقا کتاب در اینجا به خاطر داده هایی که مطرح کرده و این داده ها به روز نیستند مقداری افت کرده است. به عنوان مثال الان که ما در سال ۹۵ هستیم، داده های آماری سال ۷۵ بسیار کهنه هستند و اصلا بیان کننده وضعیت آموزش و پرورش سال ۹۵ نمی توانند باشد. اما یکی از امتیازهای این کتاب بخشی است که به آموزش عالی ایران اختصاص داده است. اما زمانی که داده ها را مقایسه می کنید می بینید که هیچ نسبتی با دانشگاه امروز ندارد. بنابراین اگر این کتاب بخواهد تجدید چاپ شود حتما در این بخش نیاز به اصلاح را دارد. اما به هرحال پرداختن به این موضوع سبب جذابیت کتاب شده است. و درواقع امتیاز این کتاب تلقی میشود. یعنی اینکه وقتی فردی درباره آموزش و پرورش ایران مطالعه می کند طبیعی است که مقداری با آموزش پرورش ایران آشنا بشود و بتواند نگرشی جامعه شناختی نسبت به آموزش و پرورش داشته باشد. اما زمانی که ضعف آماری را می بنید آن نقاط قوت افت می کنند. هر چند درانجا جدول و عدد و رقم زیاد است اما اینها به اینکه این مباحث را زمینی کند کمک نکرده است. در ضمن مشکل دیگری که این کتاب در آن بخش دارد این است که استفاده خاصی از بخش های تحلیلی که در بخش دوم آمده است نمی شود. یعنی کاملا یک توصیف کمی از وضعیت آموزش و پرورش ایران شده است و یک تحلیل جدی از آموزش و پرورش ایران و آموزش عالی ایران را در آنجا نمی بینید. همان اشکالی که ما در پایان نامه ها می گیریم و در بخش های مختلف یک انقطاع وجود دارد در این کتاب خیلی مشهود است. ظواهر کتاب هم این ضعف را تشدید کرده است. یعنی بخشی از کتاب از جدول و عدد و رقم پر شده و بخش اول آن تماما متن است و هیچگونه آرایه های هنری را نمی بینید. یعنی صفحه آرایی بسیار ساده ای را شاهدیم.
اما متاسفانه در بخش آخر هم کمتر کار جامعه شناسانه ای را می بینیم. یعنی آنجایی که منتظرید که جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران را ببینید آن را مشاهده نمی کنید. یعنی بعد از ذکرتاریخ آموزش و پرورش ایران و جهان و نظریه های آموزش و پرورش و … کتاب تمام شده است. بنابراین به نوعی ابتر مانده یعنی خواننده در حسرت یک تحلیل جامعه شناختی از آموزش و پرورش ایران مانده است. گویا که مولف فرصت نکرده یا حوصله نکرده که به این موضوع بپردازد. در نتیجه اگر چه نفس این کتاب به جامعه شناسی آموزش و پرورش کمک کرده است و شاید با یک احتیاطی اسم این کتاب آمده که انگار دغدغه و ادعای جامعه شناسی آموزش و پرورش را ندارد. جامعه شناسی برای تحلیل آموزش و پرورش به کار گرفته نشده است. آموزش و پرورش ایران تحلیل جامعه شناختی نشده است. خواننده از یک متن جامعه شناختی لذتی نمی برد. خواننده با «جامعه شناسی آموزش و پرورش» و «آموزش و پرورش» آشنا می شود، اما نهایتا براساس یافته ها این کتاب عینک جامعه شناسی را نمی تواند به چشم بزند و آموزش و پرورش را تحلیل بکند. اگر ما جامعه شناسی آموزش و پرورش را به عنوان یک علم می شناسیم که آموزش و پرورش را به عنوان یک نهاد اجتماعی بررسی می کند و الگو ها و فرایند های موجود در آموزش و پرورش را مورد تحلیل قرار می دهد، این کتاب از ارائه این هدف و نتیجه محروم مانده وبنابراین این کتاب چون محصول کار آموزش و آکادمیک است و توسط یک آکادمیسین شاخص ایرانی عرضه شده و بنابراین به ادبیات و زبان دانشگاهی کمک کرده است اما حقیقتا اینکه بتواند جامعه شناسی آموزش و پرورش را به عنوان یک دیسیپلین علمی جذاب کند کمک نکرده است. من فکر می کنم یکی از دلایلی که جامعه شناسی آموزش و پرورش هنوز نتوانسته جایگاه خودش را در جامعه شناسی ایران پیدا کند همین مسئله بوده که این ضعف در اساتید جامعه شناسی آموزش و پرورش در ایران تداوم پیدا کرده است که ما تحلیل جامعه شناسی مدرسه، تحلیل جامعه شناسی آموزش و پرورش را در این کتاب ها کمتر داریم. به ویژه تحلیل جامعه شناسی ایران و نظام آموزشی ایران را نداریم. یکی از اتفاقاتی که در نظام آموزش و پرورش ایران افتاده است سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است. این سند الان مهمترین سند سازماندهی و سامان دهی نظام مدرسه و آموزش و پرورش است. متاسفانه این سند در بین اصحاب علوم اجتماعی کاملا بیگانه است. یعنی نه در تدوین آن نقشی داشته اند و نه بعد به آن پرداخته اند. این سند یک سند آسمانی است و به گمان من این ضعف زائیده این است که رویکرد جامعه شناسی به آن توجه نشده است. جامعه شناسان یا به بازی گرفته نشده اند یا اینکه خودشان وارد آن نشده اند. شاید دلیلی دیگر هم این بود که جامعه شناسان هم به آن ورود پیدا نکرده اند. این درس هم در زمینه آموزشی فقط در دانشگاه تهران در سطح کارشناسی به صورت اجباری است و در دانشگاه های دیگر به صورت اختیاری است. از زمانی هم دکتر توسلی این درس را نمی داد از سه واحد به دو واحد تقلیل داده شد. اما اتفاق جدیدی که افتاد این بود که محققان جوان به این سمت رفتند و در هر سال حداقل یکی دو پایان نامه در زمینه جامعه شناسی آموزش و پرورش داریم به فرض مثال آخرین کاری درباره تحلیل رفتارهای دانش آموزان از مدرسه تا خانه کار کرد. در این پژوهش به مفاهیم جالبی رسید که یکی از آنها تحت عنوان دانش آموزان درس خوان، دانش آموز شیطان یعنی دوگانه بچه های شیطان و بچه های درس خوان را بررسی کرد که به مفهوم دانش آموز درس خوان شیطان رسید. یعنی تا الان ما بحثی داریم که بچه هایی داریم که شیطنت می کنند در عین حال درس خوان هم هستند این واقعیتی است که هم مدرسه و هم خانه از آن غافلند و هیچ مکانیسمی هم برای مدیریت آن نداریم. این باعث شده که بخشی از نسل نوجوان ما از خانه فاصله گرفته و در مدرسه هم تحت تاثیر الگوی آموزشی قرار نمی گیرد و اتفاقا اینجا پدیده جدیدی شکل می گیرد که دارد فرایند هویت یابی آن شکل می گیرد. یا کارهایی مانند فلسفه برای کودکان که در پژوهشگاه انجام می شود.
وی افزود: بنابراین اتفاقی در جریان است که نگاه جدیدی به جامعه شناسی آموزش و پرورش دارد. یعنی جامعه شناسی آموزش و پرورش به عنوان یک حوزه علمی با رویکردهای جدید برای پاسخ به پرسش های واقعی که در نقد نظام مدرسه و کارآمدی مدرسه در وضعیت معلمان که با پدیده های بسیار جدی مواجه می شوند یکی از اینها بحث بیگانگی و فرسودگی معلم از مدرسه است. که به نظر نمی رسد که در برنامه های آموزشی و تعلیم و تربیت راه حلی برای آن در نظر گرفته شده باشد به نظرم جامعه شناسی آموزش و پرورش است که در اینجا می تواند کارآمد باشد. بحث هایی که در حوزه سازماندهی مدرسه است و تحول بنیادین آموزش و پرورش که به نظرم طرحی از ابتدا شکسته خورده است و نمی تواند موفق باشد به خاطر اینکه نگاه جامعه شناختی ندارد. به هر حال جامعه شناسی آموزش و پرورش در سطح کلان حرف برای گفتن دارد به شرط اینکه این اعتماد نفوذ پیدا کند و وارد آن حوزه بشود. و همچنین این میدان را پیدا کند. در مسائل تحلیل مسائل واقعی مدرسه، معلم، دانش آموز و نسبت خانه و مدرسه و معلم و دانش آموز و… جامعه پذیری سیاسی که به اتفاقات واگذار شده است در این حوزه ها ما بحث های جدی داریم. خوشبختانه این مسائل در سطح دانشجویی خوب دارد مطرح می شود اما دو ضرورت وجود دارد یکی اینکه جایگاه جامعه شناسی آموزش پرورش در آکادمی باید متحول بشود و دوم اینکه در سیاست گذاری و طراحی نظام آموزش و پرورش رویکردهای جامعه شناسی به آموزش و پرورش کاملا مغفول بوده که بایستی مورد توجه قرار بگیرد. بنابراین هردوی اینها یک رسالتی برای آکادمی است که عرض اندام و ارائه نظری داشته باشند که به نظرم اگر این اتفاق بیافتد از سمت سیاست گذاران این مطالبه وجود دارد به شرطی که این شناخت حاصل بشود که تا کنون اتفاق نیافتاده است.

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*