یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - 22 October 2017
Home / اسلایدشو / قائل شدن به تئوری توطئه، ضدیت با توسعه، بی توجهی به حوزه عمومی و اجتماع علمی از جلوه های سنت گرایی و محافظه کاری مولف است

قائل شدن به تئوری توطئه، ضدیت با توسعه، بی توجهی به حوزه عمومی و اجتماع علمی از جلوه های سنت گرایی و محافظه کاری مولف است

جامعه ایرانی: متن زیر سخنرانی دکتر حسین سراج‌زاده عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی در نقد و بررسی کتاب «سرطان اجتماعی فساد» تالیف استاد فرامرز رفیع‌پور می‌باشد.

دکتر حسین سراج‌زاده سخنران جلسه به ایراد سخنرانی خود پرداخت: برای من به‌عنوان دانشجوی جناب آقای دکتر رفیع‌پور در دوره‌ی کار‌شناسی و باتوجه به ارتباط دوستانه‌ای که داریم و نظر لطفی که ایشان نسبت به‌من دارند، ورود انتقادی به آثار و آرای ایشان دشوار است. باوجوداین، گفتگوهای علمی ایجاب می‌کند تا با حفظ احترام، گفتگوهایی با معیار و منتقدانه‌ی علمی و طلبگی هم برگزار کرد و من این موضوع را هم از ایشان آموخته‌ام. به‌همین‌دلیل، دومین معرفی و نقدی که به آثار ایشان، بعد از نقد کتاب توسعه و تضاد (رفیع‌پور، ۱۳۷۶) توسط آقای عبدی نوشته شد، معرفی و نقد کتاب دیگر استاد با عنوان آناتومی یا آشفتگی اجتماعی در شهر تهران بود (رفیع‌پور، ۱۳۷۸؛ سراج‌زاده، ۱۳۷۸).
وی ابتدا به مشی علمی مولف اشاره کرد: قبل از پرداختن به کتاب سرطان اجتماعی فساد، باتوجه به تمامی آثار و برخی از ویژگی‌های برجسته‌ی ایشان، به تشریح دیدگاه و مشی دکتر رفیع‌پور می‌پردازم که از این طریق می‌توان برخی از نقطه‌های قوت و نیز نقدهای وارد به این اثر را هم باتوجه به این ویژگی‌ها بهتر دریافت. به‌نظر من، در مشی، دیدگاه و آثار دکتر رفیع‌پور چند ویژگی متمایز است:
• دغدغه‌ی جدی، اصیل، ملی، دینی و تعهد و انضباط آکادمیک؛
• طرح شجاعانه و به‌موقع مسأله‌های اجتماعی؛
• اتخاذ رویکرد علمی پوزیتیویستی در پژوهش اجتماعی؛
• اتخاذ رویکرد محافظه‌کارانه و سنت‌گرا.

دغدغه‌ی جدی، اصیل، ملی و دینی: دکتر رفیع‌پور نسبت به جامعه‌ی ایران و پیشرفت و آبادانی آن دغدغه‌ای جدی دارد و در این راستا، رسالت علمی بزرگی برای خودشان تعریف کرده-اند. او ازجمله استادانی است که نقش استادی را به‌طور جدی ایفا می‌کند و آموزش پژوهش‌محور را باجدیت دنبال کرده و خود را به ابتذال تدریس و راهنمایی بیش‌از ظرفیت و استاندارد گرفتار نکرده است و دارای تعهد و انضباط علمی مثال‌زدنی است و ازاین‌نظر الگوی مناسبی است که دانشگاهیان ما می‌توانند از آن پیروی کنند. در تمام آثار ایشان، موضوع‌ها و مسایل اجتماعی حساس و مهم جامعه‌ی ایران و دغدغه‌های جدی برای بهبود جامعه مطرح است. به‌جز کتاب کندوکاو‌ها و پنداشته‌ها (۱۳۶۰) که تنها یک متن آموزشی برای روش تحقیق اجتماعی است و در زمان خود و اکنون نیز تأثیرگذار است، در کتاب‌های دیگرشان که بیشتر مبتنی بر پژوهش‌ هستند، به‌مسایل اجتماعی مهم و اساسی جامعه ایران پرداخته‌اند. کافی است نگاهی به عنوان آن‌ها بیندازیم: جامعه‌ی روستایی و نیازهای آن (۱۳۶۴)، آنومی جامعه (۱۳۷۸)، سرطان اجتماعی فساد (۱۳۸۶)، موانع رشد علمی ایران (۱۳۸۱) و کتاب اخیرشان باعنوان پرجاذبه و نمادین دریغ است ایران که ویران شود (۱۳۹۴). این‌ها همگی نشان از دغدغه‌های جدی ایشان دارد و این دل‌نگرانی و دغدغه در محتوای آثارشان هم نمایان است. دکتر رفیع‌پور فردی پرکار و درپی اصلاح جامعه است و اهتمام فکری و علمی ایشان در جهت بهبود شرایط ایران به‌کار گرفته شده است.
طرح شجاعانه و به‌موقع مسأله‌های اجتماعی: باآنکه رویکرد محافظه‌کارانه‌ای در طرح و تحلیل مسایل جامعه اتخاذ کرده-اند که بعد به‌آن خواهیم پرداخت؛ اما مسایل حساس را با شجاعت و به‌موقع مطرح می‌کنند. موضوع‌هایی که به آن اشاره شد، همگی به‌موقع مطرح شدند و در طرح آن‌ها صراحت و جسارت علمی دیده می‌شود. به‌طورمثال، جامعه‌ی روستایی و نیازهای آن و نیز تضاد و توسعه زمانی نوشته شدند که این دو موضوع در جامعه‌ی ایران جزو موضوع‌های مجادله‌آمیز و مهمی برای مدیران و روشنفکران محسوب می‌شدند. یا همین کتاب فساد به یک مسأله‌ی مزمن و حساس می‌پردازد که به‌خصوص در سال‌های اخیر عمیق و گسترده شده است. دریغ است ایران که ویران شود، در زمانه‌ای نگاشته می‌شود که ایشان و بسیاری از صاحب-نظران نگران ‌فروپاشی نظام اجتماعی و سیاسی به‌خاطر سیاست-های مخرب و شکاف‌های عمیق اجتماعی بوده‌اند.
اتخاذ رویکرد علمی پوزیتیویستی در پژوهش اجتماعی: در آثار دکتر رفیع‌پور، رویکردی پوزیتیویستی غالب است که برخی پیامدهای مثبت و منفی هم داشته است. کتاب کندوکاو‌ها و پنداشته‌ها که متن آموزشی تأثیرگذاری به‌ویژه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ شمسی بوده است، روش‌های کمّی را روش غالب در تحقیق اجتماعی می‌کند. درعین‌حال، از این جهت که روشمندی و دقت-های کمّی را در تحقیق اجتماعی برجسته می‌کند، بسیار مفید و مهم است. در آثار ایشان برخی اصول فلسفه‌ی پوزیتیویستی هم دیده می‌شود؛ ازجمله مهندسی اجتماعی و وحدت علوم. به‌نظر دکتر رفیع‌پور، جامعه‌شناسی هم مانند علوم طبیعی و فنی ـ مهندسی است. در علوم اجتماعی هم می‌توان از رقم‌ها و آمار استفاده کرد. دانشمندان اجتماعی با روش کمّی تحقیق علمی و آزمون‌های آماری، می‌توانند به تشخیص روابط متغیر‌ها و علل پدیده‌ها و کشف قانون‌های علمی اجتماعی بپردازند و براساس آن‌ها همانند یک پزشک نسخه‌هایی برای حل مسایل اجتماعی بپیچند و همه هم باید به اقتدار علمی آن‌ها احترام گذاشته و آن نسخه‌ها را به‌کار ببندند. ایشان با این مدل به مسایل اجتماعی نگاه می‌کنند. این یکسانی با علوم طبیعی را در مفاهیم مورداستفاده‌ی ایشان هم می‌توان مشاهده کرد، مثل آناتومی جامعه، سرطان اجتماعی، جراحی برای درمان مسأله‌ی فساد و…
ویژگی دیگری که در تمام آثار ایشان می‌توان دید و صبقه‌ی پوزیتیویستی دارد، «مهندسی اجتماعی» و برای طبیب و مهندس نقش یک جامعه‌شناس قایل‌شدن است. البته خود ایشان تعبیر «مهندسی اجتماعی» را به‌کار نمی‌برد؛ ولی رویکردی که دارد، به جامعه‌شناس نقش طبیب و مهندس را می‌دهد که با قانون‌های علمی، مسایل و راه‌حل‌های آن آشناست و نسخه‌هایی برای درمان به حاکمان ارایه می‌دهد تا آن‌ها را اجرا کنند و مسایل حل شود. گویی در این نگاه مداخله‌ی ارزش‌ها و منافع گروهی در تشخیص و تعریف مسایل اجتماعی به‌هیچ‌وجه موضوعیت ندارد و نقش روشنفکران و مردم و کنش‌های ارتباطی اجتماعی در تعریف مسایل اجتماعی و رسیدن به اجماع برای حل آن‌ها، نادیده گرفته شده است. این رویکرد وقتی با رویکرد محافظه‌کارانه پیوند می‌خورد، پیامدهای دیگری هم دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی به نمونه‌های محافظه کاری و سنت گرایی دردیدگاه مولف پرداخت: اتخاذ رویکرد محافظه‌کارانه و سنت‌گرا: می‌توان دکتر رفیع‌پور را در زمره‌ی جامعه‌شناسان سنت‌گرا و محافظه‌کار به‌حساب آورد و این رویکرد در تمام آثار و آرا و رفتار ایشان وجود دارد. جلوه‌های سنت‌گرایی و محافظه‌کاری در مشی و دیدگاه‌های ایشان عبارتند از:
• قایل‌بودن به اصلاح از بالا و بی‌توجهی به حوزه‌ی عمومی و نهادهای مردمی: به‌طور عمده مخاطبان ایشان حاکمان هستند، ارتباط‌های ایشان هم بیشتر با نهادهای حاکمیتی است تا با نهادهای مردمی و حتی همکاران و اجتماع علمی؛ به‌نحوی که ارتباط ارگانیکی بین ایشان و اجتماع علمی دیده نمی‌شود. به‌نظر می‌رسد این ویژگی ناشی از رویکرد سنت‌گرایانه و محافظه‌کارانه و درعین‌حال، پوزیتیویستی (مهندسی اجتماعی) ایشان است. تلقی ایشان از خودشان چنین است: جامعه‌شناسی است با دانش زیاد که براساس دانش و پژوهش، نسخه‌هایی برای حل مسایل اجتماعی دراختیار دارد و این نسخه‌ها باید به حاکمانی که امکانات تغییر دراختیار دارند، داده شود؛ زیرا آن‌ها منابع و قدرت لازم را برای این کار دارند. اینکه بقیه‌ی اجتماع علمی و نهادهای مردمی هم می‌توانند نقشی در این تغییر ایفا کنند، در نوشته‌های ایشان کمتر دیده می‌شود. به‌طور عمده مخاطب ایشان حاکمان هستند. ارتباط علمی ایشان تنها با فرهنگستان علوم و یا با دانشجویان گروه علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی است و این رابطه هم به‌طورعمده رابطه‌ی استاد ـ شاگردی است. با مجامع علوم اجتماعی ایرانی دیگر ارتباط کمی دارند. ایشان در برخوردهای شخصی، تواضعی ستودنی دارند؛ ولی در ارتباط‌های آکادمیک، نمی‌توان چنین سهولت ارتباطی را دید. مراوده‌های علمی ایشان با سازمان‌های رسمی است نه غیررسمی. مهم حاکمان هستد که باید حرف‌های ایشان را بشنوند و به راه‌حل‌های پیشنهادی ایشان عمل کنند. گویی اهمیتی ندارد که اجتماع علمی جامعه‌شناسان این حرف‌ها را بشنود یا نشنود و یا در فرآیند شکل‌گیری و ارایه‌ی راه‌حل‌ها و اشاعه‌ی آن‌ها مداخله و تعاملی داشته باشند. نمود این بی‌توجهی به ارتباط با اجتماع علمی را می‌توان در همین کتاب سرطان اجتماعی فساد دید. منابع این کتاب که در سال ۸۶ منتشر شده است، نمایانگر فقدان ارتباط با اجتماع علمی ایران است. منابع فارسی تنها یک صفحه است که آن هم شامل چند اثر تاریخی است و چند اثر از خود مؤلف و یکی هم ارجاع به پایان‌نامه‌ی دانشجویی خودشان. گویی تا سال ۸۶ در علوم اجتماعی ایران کسی به بحث فساد نپرداخته است. درحالی‌که دست کم، ربیعی (۱۳۸۲) کتابی به‌نام زنده‌باد فساد دارد. زمانی‌که کسی به بحث فساد می‌پردازد، باید به‌طور قاعده در پیشینه‌ی پژوهش به معرفی یا نقد این کتاب هم بپردازد. اولین پرسش اصلی کتاب این است: آیا در ایران فساد وجود دارد؟ از سال‌های ۷۹ و ۸۱ در پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان که به‌تمامی یک منبع شناخته‌شده و معتبر درزمینه‌ی داده‌های اجتماعی و فرهنگی است، اطلاعاتی درخصوص نظر مردم درباره‌ی میزان فساد در جامعه وجود دارد. درارتباط با پرسش اول پژوهش، ضرورت داشت تا به این پیمایش هم رجوع شود؛ اما ارجاعی به آن داده نشده است. مثال دیگر اینکه، در همین کتاب فساد، به‌جز دانشجویانشان که در مراحل مختلف اجرایی تحقیق و تولید کتاب مشارکت داشته و از مشارکت آن‌ها با یادکردن نامشان قدردانی شده است، فقط از دکتر حسین نمازی فاضل (استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی، از وزیران اسبق اقتصاد و عضو فرهنگستان علوم) یاد می‌شود که کتاب را خوانده و نقطه‌نظرهایی بر آن داشته است (ص ۱۰و ۱۱۵)؛ درحالی‌که اگر قبل‌از انتشار، یکی از همکاران جامعه‌شناس ایشان این اثر را می‌خواند چه‌بسا پیشنهادهای سازنده‌ای برای کار ابراز می‌کرد. این‌ها جلوه‌های‌‌ همان رویه‌ی بی‌توجهی و فقدان ارتباط ارگانیک با اجتماع علمی جامعه‌شناسان ایرانی است و نتیجه این شده که اجتماع علمی هم به‌طور متقابل به نوشته‌های ایشان کم‌توجهی کرده است؛ درحالی‌که ایشان به مسایل مهمی پرداخته و دغدغه‌های جدی‌ای دارند و لازم است تا آثار ایشان دیده و خوانده شود.
• نگرش منفی به مدرنیته و توسعه: ویژگی دوم حاصل از تفکر محافظه‌کاری و سنت‌گرایی، ضدیت با «توسعه» است. این مسأله در بارز‌ترین شکلی در کتاب توسعه و تضاد دیده می‌-شود و در کتاب فساد هم وجود دارد. به‌نظر ایشان، مسأله‌ی اصلی ما، توسعه است. ایشان معتقدند درخلال برنامه‌های توسعه تغییرهایی رخ داده که نباید رخ می‌داد و دولت هاشمی در این موضوع بسیار مسؤول است. این ارزیابی منفی درحدی است که در طرح مسأله و مقدمه‌ی کتاب فساد که به-طور قاعده نباید به‌دنبال نتیجه‌گیری و حرف‌های قطعی رفت، سیاست‌های سال ۶۸ به‌بعد (دوره‌ی ریاست‌جمهوری هاشمی) را به‌عنوان مسؤول اصلی فساد و مشکلات ایران معرفی می‌کند. در کتاب ایشان رویکرد ضدتوسعه به‌طور فراوانی به‌چشم می‌-خورد. به‌همین‌دلیل، در رفتار سیاسی ایشان یک دلبستگی که گاهی هم غیرقابل هضم و فهم است، نسبت به جریان اصول‌گرا در سال‌های ۸۸ و ۸۹ دیده می‌شود؛ به‌عنوان مثال، ایشان به-عنوان نماینده‌ی جامعه‌شناسی در محفل دانشگاهیان با مقام معظم رهبری، از رییس دولت وقت به‌عنوان یکی از ظرفیت‌های سنت برای مقابله و غلبه بر مشکلات و مسایل جامعه‌ی ایران جهت ارایه‌ی راه‌حل مؤثر مسایل اجتماعی یاد می‌کند که شگفتی بسیاری را برمی‌انگیزد. به‌نظر می‌رسد ضدیت با «توسعه و مدرنیته» باعث شده تا جامعه‌شناسی مانند ایشان تمام تخم‌مرغ‌های خود را در سبد یک رییس‌جمهور با آن ویژگی‌های خاص فردی، سیاسی و اجتماعی بریزد و راه برون-رفت کشور از مسایل را در برنامه‌های او بجوید.
• جلوه‌ی دیگر رویکرد محافظه‌کارانه، قایل‌بودن به «تئوری توطئه» است. در تحلیل نهایی ایشان، به‌طور عمده فساد برنامه‌ی دشمنان ایران برای نابودی کشور و انقلاب است. به‌طورمثال، در این کتاب، پدیده‌ی شهرام جزایری به‌عنوان یک مورد معرفی می‌شود و مؤلف به زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی آن اشاره می‌کند؛ اما در تحلیل نهایی می‌نویسند امکان ندارد فردی مانند شهرام جزایری که چیزی نداشته، به‌یکباره با خلاقیت فردی و بااستفاده از شبکه‌های موجود در سیستم اداری و سیاسی بتواند چنین فساد عظیمی را به-راه بیندازد. چنین چیزی امکان‌پذیر نیست؛ بلکه وی در جهت براندازی حکومت و نظام، بازیگر نقشه و طراحی دشمنی است که با احاطه به تئوری‌ها و امکانات گسترده‌ای، چنین برنامه‌ی بزرگ فسادی را طراحی کرده است. این تئوری توطئه (وجود توطئه و توطئه‌گران خارجی) در پشت برنامه‌های فساد، در‌‌ همان ابتدای کتاب، در بخش نظری باعنوان پیشینه‌ی فساد هم مطرح شده است. در آنجا پول‌خرج‌کردن‌های سرجان ملکم انگلیسی در دوره‌ی قاجار برای پیش‌بردن برنامه‌های دولت انگلیس و عقد قرارداد‌ها، نشانه‌ی طرح و برنامه‌ی بیگانگان برای فاسدکردن دولت ایران تفسیر شده است (ص ۲۴)؛ درحالی‌که می‌توان تفسیر دیگری هم برای این امر مطرح کرد و آن اینکه در یک ساختار دولتی فاسد، بیگانگان هم برای پیش‌بردن منافع خود، اقدام به رشوه-دادن و پول‌خرج‌کردن می‌کنند؛ یعنی می‌توان تصور کرد که عامل اصلی فساد، اقدام‌های بیگانگان نیست؛ بلکه ساختار سیاسی فاسد است که در آن داخلی‌ها (امثال جزایری) و خارجی‌ها (امثال سر جان ملکم) برای پیش‌برد منافعشان پول خرج می‌کنند و رشوه می‌دهند؛ اما چون گرایش به‌سمت تئوری توطئه است، نقش بیگانگان برجسته می‌شود.
دکتر سراج‌زاده به ساختار کلی کتاب پرداخت و تصریح کرد: تا اینجا بحث از ویژگی‌های کلی مشی و رویکرد جناب آقای دکتر رفیع‌پور در آثار و آرای ایشان بود که در کتاب فساد، سرطان اجتماعی هم دیده می‌شود؛ اما درباره‌ی کتاب کمی مشخص‌تر وارد بحث شویم.
این کتاب تحقیقی است که به‌سفارش فرهنگستان علوم انجام شده است. مسأله‌ی کتاب، فساد اداری (corruption) در ایران است. در مقدمه، تهدید جدی فساد برای حفظ نظام اجتماعی و ضرورت حیاتی حل آن مورد تأکید قرار گرفته و نقش بیگانگان برای استفاده از این پدیده برای رسیدن به مطامع خود، برجسته می‌شود (ص ۱۵-۱۷). هدف تحقیق، شناسایی فساد و دلیل-های آن براساس مطالعه‌های بین‌المللی و پاسخ به این پرسش-‌ها است که: آیا در ایران فساد وجود دارد؟؛ آیا فساد یک پدیده‌ی جدید است یا پیشینه‌ای تاریخی دارد و چه چیزهایی باعث بروز آن می‌شود (۱۸)؟ با مرور نظریه‌ها، عوامل مؤثری در سطح کلان، میانی و خرد مطرح می‌شوند و یک جمع‌بندی نظری صورت می‌گیرد که روی اهمیت عوامل سطح کلان تأکید می‌کند؛ ولی برای بررسی تجربی موضوع در ایران عوامل سطح میانی و فردی انتخاب می‌شوند (۴۹-۵۰).
برای پاسخ به سؤال اول، چند روش مطرح می‌شود: بررسی موردی سازمان‌ها؛ پرسش از مردم؛ ارزیابی ادراک مردم از فساد (۵۱ و ۵۲). بخش پیمایشی و توصیفی پژوهش مربوط به همین ادراک مردم از فساد است که با نمونه‌ای از مردم تهران و با گویه‌هایی از نوع برش قطبی صورت گرفته است. در این قسمت، از وجود فساد در کشور، وجود فساد در دستگاه‌ها و سازمان‌های خاص و روند فساد در کشور سؤال شده است.
نتیجه این است که به‌نظر مردم، فساد در کشور وجود دارد (ص ۷۸)، شهرداری فاسد‌ترین سازمان و دادگاه و گمرک در مرتبه‌ی بعدی قرار دارند (ص ۹۱). همچنین ارزیابی مردم این است که فساد درمقایسه با گذشته، افزایش داشته و در آینده هم بیشتر می‌شود (ص ۹۳).
بررسی دلیل‌های فساد هم براساس ادراک مردم از متغیر‌ها انجام شده و نتیجه می‌گیرد که کنترل‌های بیرونی در ایران (عملکرد نهادهای انتظامی و قضایی برای مجازات متخلفان) ضعیف است (ص ۱۰۴)، سطح نیاز‌ها و احساس محرومیت نسبی که در سطح فردی بر افزایش فساد اثر دارند، افزایش یافته است. ازنظر کنترل‌کننده‌های درونی، پایبندی دینی به‌عنوان عامل بازدارنده، درحد بسیار خوبی است؛ هرچند که تحلیل ایشان این است که دین در ایران به‌دلیل ستیز تاریخی دین با دولت، نتوانسته نقش مؤثری را در کنترل فساد داشته باشد (ص ۱۰۸). اما فرهنگ قبیله‌ای و فامیلی هم به‌عنوان یک عامل افزاینده درحد بالایی قرار دارد.
وی با اشاره به نتیجه گیری و جمع بندی کتاب افزود: این پژوهش یک مرور تاریخی کوتاه (۱۰ صفحه‌ای) هم برای فساد در ایران (از دوران باستان تا دوره‌ی قاجار) دارد که مرور بسیار شتابزده‌ای است و به این جمع‌بندی می‌رسد که فساد در ایران، تاریخی و ریشه‌دار است و دلیل‌های آن، ویژگی‌های ظالمانه و مطلقه‌بودن حکومت، بی‌بندوباری، غرور و غفلت حاکمان و نیز بی‌فرهنگی و نظام ایلی، استثمار و استعمار است. عواملی که به‌نظر ایشان، برخی برطرف شده و برخی هنوز وجوددارند (ص ۶۷ و ۶۸). همچنین با معرفی دو نمونه از فساد در ایران (رفیق‌دوست و جزایری) بااستناد به اخبار روزنامه-‌ها، شاهد دیگری از وجود فساد در ایران ارایه می‌کند. از این دو نمونه، درباره‌ی نمونه‌ی جزایری بعد با تفصیل بررسی و تحلیل می‌شود تا علاوه بر متغیرهای سطح فردی که به‌نظر نویسنده نمی‌توانند پدیده‌ی فساد را به‌خوبی تبیین کنند، عوامل عمیق‌تر فرهنگی و تاریخی هم مشخص شوند (۱۳۸و ۱۳۹).

منتقد جلسه به بیان نقاط قوت و ضعف کتاب پرداخت:
نقاط قوت کتاب:
• موضوع بسیار مهمی در زمان مناسبی مطرح شده است. مسأله‌ی فساد در ایران، بسیار گسترده شده و هرچه می‌گذرد، نمونه-های بیشتری از فساد برملا می‌شود، به‌خصوص در دولت ۹ و ۱۰ پرونده‌هایی با رقم‌های بزرگ و بی‌پروایی افراد مرتکب فساد در بالا‌ترین سطح‌های اجرایی و دولتی مطرح شده که در تاریخ ایران بی‌سابقه بوده است.
• کتاب علی‌رغم رویکرد محافظه‌کارانه، در نقد افراد و سیستم‌های حکومتی و نهادهای دیگر، لحن صریح و روشنی دارد و شجاعانه آن‌ها را مطرح می‌کند. هرچند که به‌دلیل‌‌ همان رویکرد محافظه‌کارانه هیچگاه متعرض ساختارهای کلان سیاسی نمی‌شود.
• طرح مسأله‌ی مشخص دارد و درحد توان با روش‌های دقیق و منظم و به‌صورت همه‌جانبه‌ای به موضوع می‌پردازد. این نوشته درمجموع ازنظر صورت و تاحدی هم محتوا دارای انسجام و روشمند است و می‌توان انسجام یک کار پژوهشی را در این کتاب دید. قسمت به قسمت به سؤال‌های پژوهش ارجاع می‌شود و تلاش برای رسیدن به پاسخ براساس داده‌های در دسترس و قابل حصول وجود دارد. این پژوهش با گذشت و اغماض از برخی خطا‌ها که به‌آن خواهیم پرداخت، دارای انسجامی ارگانیک و روشمند است.
• در بحث نظری، به سطح‌های مختلف تحلیل (کلان، میانی و خرد) توجه دارد. هرچند که در امر پژوهش تجربی، موضوع را فقط در سطح خرد بررسی می‌کند؛ ولی در مباحث تحلیلی وارد سطح‌های دیگر هم می‌شود و بر اهمیت تغییرهای سطح کلان تأکید دارد.

نقاط ضعف کتاب
• در مواردی، نگاه نرماتیو (هنجاری) وجود دارد؛ به‌نحوی که در‌‌ همان بخش‌های ابتدایی تحقیق نتیجه‌گیری‌های قطعی می‌-کند؛ مثل موردی که دلیل اشاعه‌ی فساد را نقش بیگانگان می‌داند (ص ۲۴) و یا سیاست‌های دولت هاشمی را در مباحث نظری با قاطعیت به‌عنوان دلیل اصلی مشکلات فرهنگی و اجتماعی معرفی می‌کند (ص ۳۶).
• کتاب فاقد پیشینه‌ی تحقیق داخلی است. هیچکدام از کارهایی که درباره‌ی فساد در ایران شده، مرور و گزارش نشده است. این کمبود به‌هردلیلی که رخ داده باشد، یک ایراد است و به‌نظر من، دلیل عمده‌ی آن، بهاندادن به اجتماع علمی داخلی و آثار تولیدشده در آن است.
• در پاسخ به این پرسش که آیا فساد در ایران وجود دارد یا نه؟ ایشان به‌سراغ ادراک مردم از موضوع می‌رود. در اینجا برخی از یافته‌های طرح پیمایشی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۹، ۱۳۸۲) و طرح‌های مشابهی که در سطح ملی انجام شده است می‌توانست مورد استفاده قرار گیرد و چه‌بسا یافته‌های آن‌ها نیز مؤید و مکمل یافته‌های پژوهش مؤلف باشد.
• در این تحقیق، برای ارزیابی وجود فساد با تک‌گویه‌ها کار شده و هیچ سنجه‌ای برای موضوع فساد طراحی نشده است. ما تنها با شماری از پرسش‌ها و تک‌گویه‌ها روبه‌رو هستیم. هیچ توضیحی هم داده نمی‌شود که چرا برای اندازه‌گیری فساد به سنجه و شاخصی نیاز نداریم. فساد که به‌عنوان متغیر اصلی وابسته است، با یک پرسش سنجیده شده و آن اینکه آیا افراد برای پیش‌رفت امور خود در اداره حاضر به پرداخت رشوه هستند؟ (ص ۱۲۴) همین یک‌گویه به‌عنوان شاخص فساد در اداره مطرح شده است؛ درحالی‌که یک‌گویه به‌نظر نمی‌رسد که برای شاخص فساد کافی باشد.
درخصوص متغیرهای دیگر هم همین وضعیت دیده می‌شود. در بحث نیاز‌ها و موضوع احساس ناکامی ـ که به‌عنوان متغیر مستقل مربوط به برآورده‌نشدن نیاز‌ها مطرح شده ـ بیشتر متغیر‌ها تنها یک تک‌سؤال است.
• گاهی در تفسیر این تک‌گویه هم که چه مفهومی را می‌رساند، دقت نشده است؛ به‌طورمثال، برای احساس ناکامی، این سؤال طرح شده است: «برای حقوقی که می‌گیرم یک ساعت کارکردن زیاد است.» (ص ۱۲۱) که این گویه، مفهوم عدم رضایت از شغل و دستمزد را می‌رساند؛ اما مشکل می‌توان پذیرفت که معرف احساس ناکامی باشد. اینکه فردی فکر کند برای کاری که انجام می‌دهد حقوق منصفانه‌ای نمی‌گیرد، معرف خوبی برای احساس ناکامی نیست.
• هیچ بحثی درباره‌ی اعتبار و پایایی گویه‌ها و سنجه‌ها وجود ندارد.
• برخی اشتباه‌هات در تفسیر عدد‌ها و رقم‌ها هم به‌چشم می‌-خورد: در مواردی، ضریب همبستگی ۳/۰ و ۲۸/۰ را همبستگی بسیار قوی و ۱۷/۰ یا ۱۸/۰ همبستگی قوی ارزیابی شده است (ص ۱۲۹ و ۱۳۱)؛ درحالی‌که به‌طور معمول این میزان از همبستگی، درحد متوسط و متوسط روبه‌پایین ارزیابی می‌شود.

وی تصریح کرد: درمجموع، کتاب سرطان اجتماعی فساد یکی از مهم‌ترین مسایل اجتماعی ایران را در زمانی مناسب و به-صورت شجاعانه‌ای مطرح کرده و تلاش می‌کند به‌شکلی روشمند و سیستماتیک دراین‌باره اثری پژوهشی تولید کند؛ ازاین‌جهت فضل تقدم دارد و اولین و جامع‌ترین اثر پژوهشی در این زمینه است. موضوع را هم در سطح‌های ساختارهای تاریخی و فرهنگی و سطح میانی و نیز فردی، مورد بررسی نظری و تحلیلی قرار می‌دهد. باوجوداین، برخی از فرضیه‌هایی که در ابتدای بحث درباره‌ی آن گفتگو شد، باعث شده تا در اجتماع علمی چندان مورد توجه قرار نگیرد؛ به‌ویژه زمانی که به تئوری توطئه متوسل می‌شود و بر نقش بیگانگان در صحنه-گردانی فسادهای اداری و دولتی برای ضربه‌زدن به کشور تأکید زیادی می‌کند. این رویکرد باعث می‌شود که در سطح‌های مدیریتی و حکومتی هم بیشتر از آن سوءاستفاده و سوءبرداشت شود و به‌جای پرداختن به‌دلیل‌ها و ضعف‌های ساختار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مولد فساد، انگشت نشانه را به‌سوی بیگانگان و کارگزاران و پیروانشان بگیرند و به‌صورت گزینشی با پرونده‌های فساد تنها برخورد حقوقی و امنیتی بکنند.
سخنران در ادامه به تحلیل خود از مسأله‌ی فساد پرداخت و خاطرنشان کرد؟ اگر بخواهم به‌صورت اجمالی تحلیل خود را از فساد مطرح کنم، می‌توانم بگویم مسأله‌ی فساد در ایران در صدر مسایل اجتماعی است و حل مؤثر بسیاری از مسایل اجتماعی مستلزم حل مسأله‌ی فساد است. مسأله‌ی فساد همچنان درحال گسترده‌شدن است و به‌ویژه از سال ۸۴ تا ۸۸ موارد کم-نظیری از فساد اداری در سطح‌های بالای مدیریتی را شاهد بوده‌ایم. در سطح‌های پایین هم که در تمام دستگاه‌ها و سازمان‌ها شاهد موارد زیادی از رشوه و پارتی‌بازی و سوءاستفاده از قدرت و قانون‌شکنی برای منافع شخصی هستیم. از زیرمیزی‌ها و هدیه‌های معمول تا اختلاس‌ها و قانون‌شکنی‌های کلان، از تقلب‌ها و بی‌ضابطگی‌های علمی تا رانت‌خواری‌های سیاسی و… موردهایی که حتی نمونه‌های کوچک آن در نظام‌های اداری و اجتماعی کشورهای توسعه‌یافته پذیرفته نیست و نسبت به آن واکنش گسترده‌ی اجتماعی و حقوقی نشان می‌دهند. در مقاله‌ای (سراج‌زاده، ۱۳۷۸) آورده است که به‌طورمثال، در انگلیس یک سوءاستفاده‌ی خیلی عادی از قدرت از یک وزیر خوشنام و خوش‌سابقه، باعث کناره‌گیری وی از حزب و سیاست شد. دیوید بلانکت (David Blunkett) وزیر کشور دولت حزب کارگر، تونی بلر فقط یادداشت داده بود که به‌درخواست ویزای یکی از آشنایانش سریع‌تر رسیدگی شود. این یادداشت مصداق فساد و سوءاستفاده از قدرت برای یک موضوع شخصی ارزیابی شد و با واکنش رسانه‌ها، این فرد از سمتش استعفاء داد و از دولت کنار گذاشته شد. اما در ایران در سطح رییس دولت، از فردی که دارای مدرک جعلی است، حمایت می‌شود؛ ولی این حمایت مسأله‌ای برای فرد حمایت‌کننده از متقلب، ایجاد نمی‌-کند و به‌شکلی عادی از کنار آن می‌گذرند؛ کما اینکه از کنار بسیاری از تقلب‌های علمی و فساد بورسیه‌ها هم می‌-گذرند. بنابراین، اشکالی در ساختار اجتماعی و سیاسی ما وجود دارد که فساد بسیار گسترده شده است. ربط‌دادن این موضوع به نقشه‌ها و برنامه‌های بیگانگان، آدرس نادرست‌دادن است؛ حتی اگر بیگانگان هم برای پیشبرد مطامع خود به فساد دامن بزنند، باید پرسید که ما چه عیبی در سیستم خود داریم که دشمنان در پیشبرد نقشه‌هایشان اینچنین توانا و موفق هستند. ما برای رفع فساد، نیاز به اهتمام جدی‌ای در سطح اندیشنمندان و صاحب‌نظران، حاکمان و مرم داریم.
مدیران در نظام‌های اداری سیاسی مدرن غربی، ازنظر اختیار‌ها و توانایی کمی از دیگر کارکنان بالا‌تر هستند و تمام اختیار‌ها در چارچوب قانون است و مدیران هم به‌اندازه-ی دیگران مقید به ضوابط و مقررات هستند. در کشورهایی نظیر کشور ما، گویی مدیران فراقانون هستند. داستان اداری ما این است؛ مدیران در نظام اداری ما درمقایسه با باقی سیستم اداری، نه ازنظر توانایی‌های شخصی؛ بلکه ازنظر اختیار‌ها در سازمان یا توانمندی در نقض قوانین و مقررات، دست بازی دارند. در فرهنگ ما رییسان در تمام سطح‌ها به-لحاظ فرهنگی گویی موجودهایی فراقانونی هستند. برای رفع فساد در کشور باید این تفکر را ایجاد کرد که ریشه‌ی فساد در وهله‌ی اول، حتی با فرض وجود دشمنی که توطئه می‌کند، ریشه و زمینه‌های داخلی دارد. چرا ما نمی‌توانیم در کشوری مانند انگلیس رشوه بدهیم و کارمان را پیش ببریم؛ ولی به-طورمثال، در کشورهایی مانند ترکیه و سوریه و پاکستان و روسیه و… می‌توان چنین کرد؟
سخنران به نهادهای مدنی و رسانه‌های آزاد به عنوان دو عامل کاهش فساد پرداخت و افزود: لازمه‌ی کاهش و ازبین-رفتن فساد، قدرت‌مندشدن افراد و نهادهایی است که قدرتمند نیستند و آن، نهادهای مدنی و تمام آحاد کارمندان است که برعکس تمام نهادهای دولتی و حکومتی دربرابر قانون تسلیم هستند. باید شرایطی ایجاد شود تا کارمند از افشای فساد رییس خود و ایستادگی دربرابر دستورهای غیرقانونی او نترسد؛ بلکه این رییس باشد که از ارتکاب فساد و صدور دستورهای غیرقانونی بهراسد.
نکته‌ی دیگر، قدرت‌گرفتن و نظارت نهادهای مستقل مردمی است. در کتاب سرطان اجتماعی فساد، هیچ اشاره‌ا‌ی به قدرتمندشدن رسانه‌های آزاد قوی و مستقل به‌عنوان ناظری فرا‌تر از جریان‌های سیاسی و حکومتی برای رفع فساد نشده است؛ درحالی‌که اگر رسانه‌های آزاد و قدرتمند و حرفه‌ای داشته باشیم که البته مسؤولانه به این مسایل بپردازند، بسیار راهگشا است.

منابع و مآخذ
۱٫ ربیعی، علی (۱۳۸۳)، زنده باد فساد!: جامعه‌شناسی سیاسی فساد در دولت‌های جهان سوم. تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
۲٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۶۴)، جامعه‌ی روستایی و نیازهای آن: پژوهشی در ۳۲ روستای برگزیده‌ی استان یزد. تهران، شرکت سهامی انتشار.
۳٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۷۶)، توسعه و تضاد: کوششی در جهت تحلیل علل پیدایش انقلاب اسلامی و مسایل اجتماعـی ایران. تهران، دانشگاه شهید بهشتی. تهران، شرکت سهامی انتشار.
۴٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۷۸)، آناتومی جامعه: مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی کاربردی. تهران، شرکت سهامـی انتشار.
۵٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۷۸) آنومی یا آشفتگی‌های اجتماعی: پژوهشی درباره‌ی پناسیل آنومی. تهران، انتشارات سروش.
۶٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۶۰) کندوکاو‌ها و پنداشته‌ها: مقدمه‌ای بر روش‌های شناخت جامعه و تحقیقات اجتماعی، تهران: شرکت سهامی انتشار.
۷٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۸۱)، موانع رشد علمی در ایران. تهران، شرکت سهامی انتشار.
۸٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۸۲)، تکنیک‌های خاص در علوم اجتماعی. تهران، شرکت سهامی انتشار.
۹٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۸۳)، علوم انسانی در ایران نگاهی از بیرون و درون. تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
۱۰٫ رفیع‌پور، فرامرز (۱۳۸۶)، سرطان اجتماعی فساد. تهران، شرکت سهامی انتشار.
۱۱٫ سراج‌زاده، سیدحسین (۱۳۷۸)، سرمشق آشفته توسعه نابسامان. کتاب ماه علوم اجتماعی، شماره‌ی ۲۶، ۳ (۲)، ۳-۶٫
۱۲٫ سراج‌زاده، سیدحسین (۱۳۸۷)، سیاست، اخلاق و دین. ماهنامه آیین، شماره‌ی ۱۶: ۲۱-۲۳٫

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*