پنج شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷ - 19 April 2018
Home / یادداشت ها / صدایِ جامعه از خیابان می‌آید!

صدایِ جامعه از خیابان می‌آید!

صدایِ جامعه از خیابان می‌آید! / رحیم محمدی ـ ۱۷ دی ماه ۱۳۹۶

وقتی کودک بودم شبی جیغ و فریاد زن همسایه‌مان بلند شد، چنانکه همسایه‌ها همه بیرون دویدیم. او به سر و صورت خود می‌کوبید و فریاد می‌کشید؛ دیگه بریدم، دیگه ذله شدم، دیگه نمی‌تونم، خدایا مرا بکش از دست این مرد جلّاد نجات بده یا او را بکش ما را خلاص کن. مادرم از یکی از زنان کهن‌سال همسایه که ما بهش «حَجّی خاله» می‌گفتیم، پرسید: خاله چی شده است؟ این که آدم بی سر و صدایی بود، خیلی آبرو‌دار بود، تا حالا صدائی از او نشنیده بودیم. حجّی خاله که آهی در صدایش معلوم بود، به آرامی گفت؛ صدایش که خیلی وقت بود بلند بود، اما کسی نمی‌شنید، هر وقت که با من سلام‌ و علیکی می‌کرد آتش درونش از گفتارش پیدا بود، هر چند چیزی به زبان نمی‌آورد، اما می‌شد فهمید که در درونش خبرها است. حالا پس از سالها تحمل کردن و فروخوردن و انباشتن ترکیده است، خودش را انداخته تو کوچه دردش را جیغ می‌زند، حالا دیگه همه صدایش را از کوچه شنیدند.
صدای جامعه را هم کسانی از جامعه‌شناسان و اهل علم همیشه می‌شنوند، اما وقتی صدای جامعه از خیابان‌ها می‌آید دیگر همگان آنرا می‌شنوند. وقتی صدای جامعه از خیابان می‌آید یعنی ریشه دارد، یعنی پس از مدتها تحمل کردن و فرو خوردن ترکیده است. یعنی خیلی‌‌ از این صداها در دل‌ها پنهان است. یعنی جامعه از سال‌ها پیش گفتنی‌ها را به زبانهای مختلف گفته است؛ یعنی صدای جامعه در پژوهش‌های اجتماعی آمده بود، گوشه‌ای از بی اعتمادی‌اش در کمک رسانی زلزله کرمانشاه آشکار شده بود، در انتخابات‌ها گوشه‌ای دیگر از صدایش را بلند کرده بود، در اعتراضات سال‌های ۷۱، ۷۴، ۷۸، ۸۸ بخشی از صدایش را آزاد کرده بود. اما چون فریادهایش به جایی نرسیده بود، اینبار صدایش را در خیابان‌های شهرهای بیشتری آزاد کرد.
وزیر کشور در مصاحبه‌ای گفته بود؛ ما محاسبه کردیم در همه این اعتراضات فقط ۴۲ هزار نفر در خیابان‌ها داد زدند و در تلویزیون هم گفتند اینها عده‌ای قلیل و معدود بودند و در جامعه خبری نیست. می‌خواهم به این محاسبه‌گران بگویم، وقتی صدای کسانی از اعضاء جامعه از خیابان‌ها می‌آید، یعنی خیلی ریشه دارد، یعنی بسیاری از مردم در خانواده‌ها و محافل دوستانه و وقایع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی صدایشان را آشکار کرده‌ بودند، در رسانه‌ها و داستان‌ها و فیلم‌ها آشکار کرده ‌بودند، در اعتراضات کوچک و بزرگ قبلی چیزهایی گفته‌ بودند، در کمک رسانی به زلزله‌زدگان صدایی بلند کرده بودند، در انتخاباتها چیزهایی گفته‌اند، و چون گوش‌ها سنگین بوده و چشم‌ها نابینا بوده این بار گروه بیشتری از آنان صدایشان را در خیابان‌های شهرها بلند کرده‌اند. وقتی صدای مردم از خیابان می‌آید یعنی خیلی از دل‌ها پر است، و فعلاً تحمل می‌کنند و نخواستند همه‌شان در خیابان‌ها بیایند و فریاد بزنند و دیگر نباید این نشنیدن و ندیدن و نشمردن ادامه یابد. نمی‌دانم وقتی وزیر کشور و تلویزیون این اعداد را جمع و تفریق می‌زدند، آیا این ریشه‌ها را هم شمردند؟ آیا صداهائی که از خانه‌ها، محفل‌ها، روزنامه‌ها و رسانه‌ها و تجمعات ریز و درشت می‌آید اینها را هم در حساب‌شان آوردند؟

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*