پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ - 18 January 2018
Home / پیشنهاد سردبیر / رحیم محمدی: «رفیع پور» در اغلب موارد تجویزهای روشنفکرانه و ایدئولوژیک می‌کند

رحیم محمدی: «رفیع پور» در اغلب موارد تجویزهای روشنفکرانه و ایدئولوژیک می‌کند

رحیم محمدی در نقد و بررسی دریغ است که ایران ویران شود : «رفیع پور» در اغلب موارد تجویزهای روشنفکرانه و ایدئولوژیک می‌کند

رفیع پور در اغلب موارد تجویزهایش روشنفکرانه و ایدئولوژیک است و از این رو کتاب در مواردی ضد جامعه شناسی هم می شود و گاهی جامعه شناسی محافظه کار، نجات‌بخش سیستم سیاسی و حامی تداوم و وفاق ظاهر می شود.
به گزارش خبرنگار مهر، در دومین روز از نشست نقد و بررسی کتاب «دریغ است که ایران ویران شود» که در انجمن جامعه شناسی برگزار شد، رحیم محمدی استاد جامعه شناسی دانشگاه امام حسین(ع) سخنرانی خود را با عنوان ما و جامعه شناسی ارائه کرد.

متن این سخنرانی در ادامه آمده است:

مقدمه

کتاب احساس‌های دو‌گانه و چندگانه به خواننده می دهد، رفیع‌پور در کتاب چهره‌های چرخشی زیادی دارد. نویسنده علاوه از اینکه جامعه‌شناس است، اما به کرات با چهره‌هایی چون؛ ناسیونالیست، ایدئولوگ، وفادار سیاسی، مشاور، ناصح، دیندار، محافظه‌کار سیاسی، منتقد، دشمن ستیز، مصلح، روشنفکر و واعظ و اندرزگو نیز ظاهر شده است. از اینرو کتاب هر لحظه خواننده‌اش را از خودش می راند و با خواننده سر ستیز پیدا می کند.

در کتاب نگاه از بالا به پایین و ارائه یک مدل برای تغییر و بقاء جامعه و حفظ دولت دلخواه کاملا آشکار است، این نوع نگاه به جامعه در جامعه شناسی غریب است. جامعه شناس به درون جامعه و به ساختارها، کنش‌ها و گفتمانهای درون جامعه نگاه می کند و آنها را تحلیل می کند تا ببیند این عناصر چه سیاست و نظامی را بر می سازند. این نگاه، نگاه ما قبل جامعه شناسی است، می توان این نگاه را مشابه نگاه منتسکیو دانست که تقریباً به همین صورت از مدل های حکومتی و حقوق صحبت می کند و طراحی الگوی حکومتی و تعیین مدل حکومتی مناسب را در پیش می گیرد. گاهی هم به سنت ایرانی برمی‌گردد و نگاه و ادبیات سیاست نامه‌ای و نصیحت الملوک را در اتخاذ می کند و حتی جملاتی پند آموز از خواجه نظام المک و سعدی و عطار برای پند دادن مخاطب خود استفاده می کند. گاهی تشابه منتسکیو و توکویل پیدا میکند و گاهی کارل اشمیت ایران می شود و گاهی به گذشته و سنت ایرانی برمی گردد و خواجه نظام الملک ایران معاصر می شود.

در این بحث‌ها جامعه‌شناسی تا حدود زیادی به «جامعه شناسی نخبگان و خصوصاً نخبگان سیاسی» تبدیل می‌شود و در مواردی هم (خصوصاً در فصل ۸) جامعه شناسی اساساً غایب می شود و علم سیاست و ایده پردازی سیاسی به میان می‌آید.

کتاب بحران ملی تاریخ معاصر ایران را مسأله و موضوع خود قرار داده است و به تحلیل بحران و خروج از بحران می اندیشد و همواره از خیزش جامعه غیر رسمی بر علیه جامعه رسمی در هول و هراس است و می خواهد جلوی یک انقلاب دیگر را بگیرد. از اینرو کتاب یک جوری ضد تضاد و ضد انقلاب است و سعی می‌کند راه حلهایی برای از میان بردن تضاد و انقلاب پیدا کند.

کتاب تحلیل بحران و حل بحران است. از این جهت راهنما و آیین کشورداری برای رهبران و مسئولان سیاسی است. از نظر نویسنده بحرانی بزرگ در جامعه ما پیدا شده که البته با اینکه این بحران ظاهرا سیاسی است. اما شرایط و ساختارهای اجتماعی و تسلط ساختاری استعمار (غرب جدید) این بحران را تولید کرده است. بنابراین برای تحلیل بحران بزرگ به ساختارها و شرایط اجتماعی رجوع می‌کند.

این بحران که نویسنده آن را بیان کرده است ابعاد و سطوح آن را در طرح مسأله هائی که در اول هر فصل (۶فصل اصلی) انجام داده است، آن را توضیح داده است.

نظریه بحران هابرماس …

پیدایش بحران سیاسی بزرگ (بحران سیاسی – اجتماعی) در ایران:

۱- بحران سیاسی محصول شرایط و ساختارها و کنش‌های اجتماعی داخلی و تسلط ساختاری استعمار (غرب جدید) است.

۲- شناخت شرایط و ساختارها و کنش‌های اجتماعی ایران جهت توضیح بحران

۳- بررسی نسبت جامعه و دولت که بحران در نسبت جامعه و دولت ظهور کرده است.

۴- جامعه‌شناسی تجویزی و جامعه‌شناسی شناختی

۵- روشها و ساستهای خروج از بحران

در واقع همه فصول کتاب معطوف به بقاء نظم و حفظ نظام سیاسی و حکومت است. درنتیجه وی تضادها و بحران را همیشه به نفع حکومت حل می کند.

پرسش‌های کلیدی

ما اساساً برای بررسی و نقد کتاب دکتر رفیع‌پور با تعدادی پرسش‌های کلیدی مواجهیم:

سه دسته سؤال: جامعه شناسی، جامعه و نسبت آن دو

ما (یرانیان ـ جامعه شناسان ایرانی) چه نسبتی توانسته ایم با جامعه شناسی برقرار کنیم؟

دکتر رفیع‌پور چه نسبتی با جامعه شناسی برقرار کرده است؟

دکتر رفیع‌پور جامعه شناسی را چطور فهمیده؟ و جامعه شناسی از نگاه او چیست؟

ژانر جامعه شناسی رفیع‌پور چه نوع ژانری است؟ (ص۶۰۰ دموکراسی)

از نگاه او جامعه شناسی چگونه می تواند در نظام معرفتی ایران جائی برای خود داشته باشد؟

انسان اجتماعی و امر اجتماعی در جامعه شناسی وی چگونه فهمیده شده است؟

آیا رفیع‌پور شرایط اجتماعی و ساختاری و تاریخی را با ویژگی های ذاتی انسان توضیح می دهد؟ یا بر عکس؟

آیا رفیع‌پور جامعه شناسی را عمدتاً علم تجویزی و علم طراحی جامعه‌ی خوب می‌داند؟ یا جامعه‌شناسی شناختی؟ چگونه می‌توان نگاه رفیع پور به جامعه شناسی را نقد کرد؟

مناسبات جامعه و دولت چگونه توضیح داده شده است؟ یا نسبت امر اجتماعی و امر سیاسی در جامعه شناسی او چیست؟

تشخیص رفیع پور از جامعه ایرانی چیست؟ یعنی جامعه ایرانی را چگونه توصیف و آنگاه تبیین می‌کند؟

از نظر او مؤلفه‌های سازنده ایران کنونی کدام‌ها است؟

وی مسأله اصلی (کلان مسأله‌های) ایران را چه تشخیص می‌دهد؟ و چه راه حل‌هایی ارائه می‌دهد؟

برای پاسخ گفتن به پرسشهای فوق بحثی را در دو بخش یکی تحت عنوان دولت و جامعه و دیگری جامعه شناسی تجویزی و شناختی ارائه میکنم. این بحث بیشتر بر فصول ۷ (نظام اجتماعی و اختلال آن) و ۸ (نظام حکومتی ایران) مبتنی است.

۱ـ دولت و جامعه

من دنبال این بودم که جامعه‌شناسی وقتی در صدد توضیح و شناخت جامعه‌ی ایرانی بر می‌آید، چگونه عمل می‌کند؟ و در این توضیح و شناخت به چه مسائل و موضوعاتی توجه می کند؟ چه روشی اتخاذ می کند؟ توضیحاتش چگونه از آب در می آید؟ شاید این مسأله شخصی من هم باشد، من وقتی این کتاب تجدد ایرانی را می نوشتم و با موضوع جامعه شناسی جامعه‌ی ایران بیشتر آمیخته بودم، این سوال‌ها بیشتر برایم پیدا می‌شد. از این رو این پرسش برایم پیش آمد که نسبت ما (ایرانیان ـ جامعه شناسان ایرانی) با جامعه شناسی چیست؟

بنابراین می‌خواهم توضیح بدهم جامعه‌شناسی دکتر رفیع‌پور چه نسبتی با جامعه ایرانی برقرار کرده است و می‌خواهم این «کتاب دریغ» را از این منظر یک بررسی کوتاهی بکنم. بنابراین من با کلیت کتاب چندان کاری ندارم.

در واقع در این کتاب هم نسبتهای میان جامعه و دولت توضیح داده شده است و هم نسبت میان جامعه‌شناسی و جامعه ایرانی به ظهور رسیده است که این نسبتها جای درنگ دارد و حالا این نسبتها چیست؟

دکتر رفیع‌پور در این کتاب یکی از کلیدی ترین مسأله‌هایش نسبت دولت و جامعه در ایران کنونی (ایران پس از انقلاب اسلامی) است که البته خود ایشان برای بیان این منظور از دو مفهوم نوساخته «جامعه رسمی» و «جامعه غیررسمی» استفاده می کند. وی علاوه از اینکه در فصل سوم به توضیح این دو مفهوم می پردازد، در عین حال شاید این دو مفهوم را بیش از صد بار در فصول دیگر به میان می کشد و در خصوص تضاد و تعامل و عدم تعامل آنها بحث می کند. نسبت دولت و جامعه را اگر بخواهم با مفاهیم جوئل میگدال بیان کنم، می توانم بگویم در کتاب دکتر رفیع‌پور دولت قوی ولی جامعه ضعیف ظاهر شده است، قدرت اصل و جامعه فرع دیده شده است. یا بهتر است بگوییم عمداً خواسته است اینگونه ببیند. به عبارت دیگر ما در این کتاب با توده‌ها و مردم ضعیف ولی با نخبگان قوی مواجهیم. شاید این مفاهیم میگدال جامعه‌شناسی دکتر رفیع‌پور را مقداری برای ما آشکار کنند.

جوئل میگدال که چند سال پیش در خاور میانه مطالعه می کرد به متوجه شد، جامعه در خاور میانه در حال ظهور است و بر عکس دولت در حال عقب نشینی است. این رویکرد را اتفاقاً آقای دکتر آزاد در یک کنفرانس با مورد ایران هم تطبیق داد و نشان داد که در ایران هم مدتها است جامعه ظهور کرده است و از مشروطه به بعد جامعه اتفاقاً در حال قوی شدن است و دولت ناچاراً بخشی از عرصه‌های اجتماعی را واگذار می‌کند و به عرصه‌های سیاسی صرف عقب می‌رود. اما دکتر رفیع‌پور این ظهور جامعه و قوی شدن جامعه را نادیده می‌گیرد و اتفاقاً نویسنده در این کار عمدی هم دارد، چون ظهور جامعه را نوعی تهدید می بیند.

چنانکه گفتم وی از دو مفهوم نوساخته‌ای که ظاهراً خودش ساخته یا از زبان عمومی گرفته است، استفاده می‌کند. ایشان جامعه‌ی غیررسمی را در برابر جامعه‌ی رسمی قرار می‌دهد. (ص ۶۳۰) و عمداً از مفاهیم رایج جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی سیاسی چون نهادهای مدنی و نهادهای اجتماعی و جامعه‌ی سیاسی و توده استفاده نمی کند. وی مفهوم «جامعه‌ی رسمی» را به جای جامعه‌ی سیاسی و دولت و سیستم بورکراسی بکار می‌برد و مفهوم «جامعه‌ی غیر رسمی» را به جای جامعه‌ی مدنی و گاهی به جای مردم و توده‌ها بکار می‌گیرد. (ص۶۳۰ و … )

جامعه رسمی: سازمانها + بورکراسی + جامعه سیاسی + قدرت مرکزی  (ص ۶۷۰)

جامعه‌ی غیر رسمی: نهادهای اجتماعی+ جامعه‌ی مدنی + بازار+ مردم و توده‌ها

یکی از مهمترین وجوه تضاد در جامعه ایرانی میان این دو بخش پدید آمده است که در عرف جامعه شناسی از آن به تضاد جامعه و دولت تعبیر شده است.

تضاد جامعه‌ی رسمی و غیررسمی (ص۶۶۵)

حل تضادهای نظام ـ حل مسائل نظام

حل تضادهای نظام سیاسی (ص ۶۸۰)

وی می گوید: هر نظام سیاسی در کشورهای جهان متأثر از فرهنگ آن کشور است. همچنین می گوید: «فرهنگ ایران مبتنی بر جامعه غیررسمی است و قواعد این جامعه غیررسمی از نظر اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان، مهمتر از قواعد رسمی و قانونی می‌باشد.» (ص ۶۸۰)

خود عبارات بالا نشانه ظهور جامعه و قوی شدن آن در ایران است.

تضاد جامعه رسمی و جامعه غیر رسمی = فرهنگ حکومت ستیزی

ضرورت همگرائی جامعه غیر رسمی و رسمی ص۷۰۴

«قبل از رحلت امام، نظام حکومتی ایران و اجزاء آن، مانند بقیه بخش‌های جامعه در کمال وفاق و انسجام بود. اما پس از امام با پیاده شدن طرح توسعه از سال ۱۳۶۸ و ظهور تدریجی آثار آن تغییر ارزشها آغاز شد.» (ص ۷۰۹)

مسأله های مهم جامعه ایرانی:

استعمار + طرح استعماری توسعه+  تضاد + کنشگران ناشایست + دموکراسی و سازمانهای رسمی (بورکراسی)

انواع تضادهای جامعه ایرانی:

۱ـ تضاد جامعه رسمی و غیر رسمی

۲-  تضاد نقش ها

۳- تضاد واقعیتها و ایده ها

۴- تضاد سنت و مدرنیته

۵- تضاد انتظارات و امکانها

۶ـ تضاد فرد و جامعه

تجدید نظر در مدل نظام سیاسی:

-حزب

-سیستم کنترل مردمی ۷۲۴

-حذف آراء مستقیم مردم ۷۲۵

-کنترل اوضاع و نجات ایران ص ۷۲۷

وی به علت بی اعتمادی به مردم و جامعه یا بخش غیر رسمی جامعه، حذف آراء مستقیم مردم (۷۲۵) را توصیه می‌کند تا نقشه جدید استعمار برای تعیین نوع حکومت ایران شکست بخورد و همینطور بقاء حکومت موجود تضمین گردد. (۷۲۸) وی دموکراسی را نقشه استعمار معرفی می کند و به این بهانه مردم را از حکومت حذف می کند. از نظر ایشان دموکراسی ـ بورکراسی ـ رسانه ـ جهانی شدن ـ مدرنیته و توسعه همگی ریل‌های غرب و استعمار برای حرکت در مسیر سقوط نظام سیاسی ایران هستند.

اصلاح مدل ولایت فقیه:

امتیازات مدل ولایت فقیه ص ۶۶۴

انطباق دادن ولایت فقیه با شرایط عملی و امروزی است.

رفع موانع مدل ولایت فقیه ۶۶۵ و ۶۶۶

راه حل مناسب در مرحله کنونی جهت اصلاح مدل ولایت فقیه است. (ص ۶۶۹)

۲ ـ در تمایز تجویز و شناخت

رفیع پور در ذیل تجویزها و در ذیل آیین کشورداری در شرایط امروزی، به شناخت جامعه و در واقع به توصیف و تبیین دقیق جامعه هم می‌پردازد. چون اصل تجویز و تدوین یک مدل مناسب کشورداری و مدیریت کشور است تا بقاء قدرت و سیاست ممکن و تضمین گردد. برای ایشان شناخت به ماهو شناخت جامعه در اولویت اول نیست، بلکه اصل برای او تشخیص مشکل (مسأله) و ارائه راه حل است پزشکی و معماری جامعه برای او اهمیت دارد.

در کتاب همزمان دو جامعه شناسی خودنمایی می‌کند:

۱ـ جامعه‌شناسی تجویزی: سیاستگذاری و مداخله در جامعه‌ و مهندسی اجتماعی تام و حفظ نظم سیاسی مستقر ـ جامعه شناسی درمانگر و نظم ساز و حافظ نظم حاکم است.

۲ـ جامعه‌شناسی شناختی: شناخت توصیفی و تبیینی جامعه و دولت و سایر اجزاء جامعه، جامعه‌شناس عمدتاً شناسنده‌ی نظم و گاهی تغییر است، جامعه‌شناسی گزارشگر واقعیت جامعه‌ی ایرانی (تشخیص) و تبیین کننده ابعاد و سطوح امر اجتماعی است.

جامعه شناسی تجویزی:

اما وی بیشتر به سمت تجویز کشیده شده است و گاهی دردها را نگفته، آشکارا می‌خواهد جامعه را درمان کند و مشکل سیاست را حل کند و بحران را چاره نماید. گویا مشکلات و مسأله‌ها را از قبل می‌شناسد به همین خاطر خیلی زود به سراغ درمان و حل مسأله می‌رود. در کتاب ایشان پزشکی جامعه و معماری جامعه در اولویت اول  قرار می گیرد. وی گاهی مانند سیاستمدار دلسوزی ظاهر می شود که اداره کشور برایش خیلی اهمیت دارد. اصولاً سیاستگذاری برای جامعه و زدودن مشکلات دولت و طراحی مدل حکومتی مناسب او را رها نمی کند. (ص۶۰۷) از اینرو ترکیب بی‌ضابطه‌ای جامعه شناسی با گزاره‌های دینی و اخلاقی و سیاسی و ایدئولوژیک فراوان دیده می شود و همواره بخش مهمی از کار نویسنده به پند و اندرز می گذرد. در نتیجه خواننده خیلی زود می فهمد با یک جامعه شناسی نجات بخش، درمانگر و محافظه کار و قدرت محور مواجه است. از اینرو همواره خواننده متخصص با مطالبی در کتاب ایشان مواجه می شود که با سنت جامعه شناسی دانشگاهی و حرفه‌ای غریبه است.

آفت و مشکل جامعه شناسی تجویزی چیست؟

اساساً در جامعه شناسی تجویز تا کجا ممکن و جایز است؟

تجویز حداقل دو نوع است؛ جامعه شناسانه و روشنفکرانه. اما دکتر رفیع‌پور در اغلب موارد تجویزهایش روشنفکرانه و ایدئولوژیک و اخلاقی است و از اینرو کتاب در مواردی غیر جامعه شناختی می‌شود.

جامعه شناسی شناختی:

رفیع‌پور در مواردی که ضرورت کارش ایجاب می‌کند، مستقیماً واقعیت اجتماعی و امراجتماعی و کنشگران را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد و همواره نوعی واقع گرائی اجتماعی و پوزتیویسم و کارکردگرایی مبتنی بر نیاز در تحلیل وی مسلط است. از اینرو بیشتر تحلیل نظم و مختل شدن نظم برای او اهمیت دارد. (فصل ۷ ویژگیهای جامعه و تضاد فرد و جامعه) (ص ۶۱۴ رضایت مردم) (ص ۶۷۱) در عوض از تحلیل تغییر و گذار و تاریخ و زمان خبری نیست، حتی نوعی ترس از تغییر در کارش محسوس است. وی حتی به طور عمد از به کار بردن مفاهیم مارکسیستی اجتناب می کند. مثلاً هیچ وقت مفهوم «طبقه» را به کار نمی برد، بلکه از مفهوم «قشر» استفاده می‌کند. او همچنین «مفهوم تضاد» را کاملا غیر مارکسیستی و کارکردگرایانه به کار می برد و تضاد را محصول ناسازگاری دو دسته از «ارزشهای نا همجور» می‌داند و تضاد فرد و جامعه را نتیجه ناسازگاری برخی ویژگیهای ذاتی انسان با ویژگیهای ساختاری جامعه (نظم جمعی) توضیح می دهد.

وی معمولاً در تحلیل‌هایش به نقش و اهمیت ساختارها و نظام اجتماعی و فرهنگ ایرانی توجه کامل دارد و آنها را به مثابه واقعیت‌های جامعه ایرانی در نظر می‌گیرد. اما نکته مهمی که در جامعه شناسی ایشان خودنمایی می کند، این است که وی ضمن اینکه به نقش و تأثیر ساختارها و نظام اجتماعی و فرهنگ توجه کامل دارد، در عین حال به نقش کنشگر و انسان و شخصیت و ابتکارات فردی هم به همان میزان توجه دارد. وی گاهی در این مورد چنان دقیق می‌شود و ویژگیهای اشخاص و نخبگان و خصوصاً سیاستمداران ایرانی را با ریزبینی توضیح می‌دهد که برای خواننده جامعه‌شناس خسته کننده می‌شود. در نتیجه در فهم و تحلیل او هم انسان ایرانی خصوصاً نخبگان ایرانی و هم ساختارها و نظامات اجتماعی ایران اهمیت بالایی دارند. بنابراین وی در ترکیب سطح خرد و کلان مهارت نظری بالایی از خود نشان می دهد. اما به هر حال غلبه مفاهیم دورکیمی مثل: نیاز – کارکرد – ساخت ـ تقسیم کار همواره دیده می شود.  ص ۴۷۹ و ۴۷۶

مشکلات و تناقضات درونی جامعه شناسی رفیع پور:

۱ـ بی توجهی به تمایز انسان تاریخی ـ اجتماعی و انسان ذاتی

تحلیل رفیع پور غالباً مبتنی بر ترجیح ویژگی های ذاتی انسان و بی توجهی به تاریخ و هویت تاریخی است.   کتاب با وصف ویژگی های ذاتی و خلقتی انسان آغاز می شود. (پیشگفتار)

تحلیل ایستای جامعه و انقلاب بر تحلیل تاریخی مسلط است. به دلیل رویکرد ساختی و فونکسیونی غالبی که دارد.

پیدایش نظام اجتماعی و قانونمندیهای آن در قالب نیازهای منبعث از نظام آفرینش است – ص ۴۷۹

این نوعی فراموشی تاریخ و آفرینندگی و سوژگی انسان است.

ویژگی‌ها و هویت تاریخی ـ اجتماعی انسان به طور صریح ادراک نمی‌شود، بلکه در تحلیل وی جمع و امر جمعی به صورت ایستا فهمیده می شود و انسان در موارد زیادی غیرتاریخی و اجتماع بدون بعد تاریخی توضیح داده می‌شود. به همین خاطر در تحلیل جامعه‌شناختی وی به سادگی رویکردهای اخلاقی، مذهبی، عرفانی و ذاتی التقاط پیدا میکنند. به همین جهت رفیع پور شرایط اجتماعی و ساختاری را به سهولت با ویژگی‌های ذاتی و فطری انسان که جنبه هایی غیرتاریخی هستند، توضیح می دهد.

آیا رفیع پور شرایط اجتماعی و ساختاری را با ویژگی‌های ذاتی (فطری) انسان توضیح می دهد؟

ویژگی‌های ذاتی و فطری انسان چیست؟ به عنوان مثال دولت آبادی در جایی از کلیدر می گوید: مردمان سق زدن یک تکه نان خشک را هم تاب نمی آورند. چرا؟ وی جواب می دهد چون مردم حسود و بخیل و تنگ نظر هستند. در واقع حسد و بخل و تنگ نظری ویژگی‌های ذاتی و فطری انسان هستند.

تبیین بر اساس صفات اخلاقی و ویژگی های ذاتی  ص ۶۷۳

مثل: چاپلوسی + فریب گری + دروغ گویی + عدم شرم حضور  ص ۶۷۳  + سیری‌ناپذیری انسان ص ۴۷۷

روان‌شناسی نیاز مازلو ۴۷۷

تحلیل ایستای نیاز / نیازهای ذاتی انسان

نیاز شناسی مولوی ۴۷۵

۲ـ تضاد کنشگرایی (اراده گرایی) و ساختار

در نظریه رفیع پور به طور کلی ساختار و نظام مهمترین بخش نظریه ایشان هستند. اما وی به کنشگر واراده های انسانی، خصوصاً نقش نخبگان هم تأکید بیش از حدی دارد و از اینرو همواره مداخله در جامعه را تجویز می کند. اما وی معلوم نمی کند تأثیر نخبگان بر ساختارها چگونه اتفاق می افتد.

۳ـ تقلیل جامعه‌شناسی به تجویز و مشاوره‌ و توصیه‌

جامعه شناسی از حالت علمی و آکادمیک و تخصص دانشگاهی خارج می شود و وجهه تجویزی و مشاوره‌ای ـ توصیه‌ای صرف پیدا می کند.

این کتاب بیش از آنکه از منظر جامعه شناسی مهم باشد و بجای آنکه کتاب یک جامعه شناس خوانده شود بیشتر از منظر اداره کشور و مدیریت استراتژیک اهمیت دارد و نویسنده بیشتر دغدغه اداره کشور و بقاء قدرت را دارد. برای نمونه: ((در اینجا در ذهن برخی از خوانندگان این سوال پیش می‌آید که خوب حال چه باید کرد، چگونه می‌توان پایگاه رهبری را حفظ یا تقویت نمود؟ برای مقابله با این نقشه بطور کلی و تئوریکی دو راه وجود دارد: ۱-جلوگیری از تغییر ارزشها و یا ۲- انطباق رهبر با ارزشهای جدید است.)) (ص ۶۴۲ )

در فصل ۸ جامعه شناسی در مراحلی غایب است و آنچه که حاضر است یک مشاور یا وفادار یا ایدئولوگ یا مورخ سیاسی است که می خواهد نسخه هائی برای بقا حکومت و تداوم حکومت ولی فقیه ارائه کند.

((اما کار رهبری ایران در شرایط امروزی جهان از جهاتی سخت‌تر از مورد ذکر شده بالا می‌باشد. رهبری ایران هم از بیرون و هم از درون با موانع و دشواریهای بسیار روبرو است. ای یک طرف کشورهای غربی با انواع اقدامات، حملات همه جانبه خود را از بیرون در همه زمینه‌های اقتصادی سیاسی و … در پیش گرفته‌اند و از درون نیز با تغییر ارزشها و تحریکات حسابشده و عمس العملهای نامناسب ما، بستر ارزشی علاقمندی به رهبری را هدف گرفته‌اند. بطوریکه اگر فرضا امام خمینی (ره) امروز مجدداً ظهور می کردند، به علت تغییر ارزشها، نمی توانستند به اندازه زمان انقلاب انرژی احساسی مردم را جذب نمایند و آن پایگاه زمان انقلاب را بدست آورند. از طرف دیگر نیز به علت نبود یک نقشه جامعه و یک برنامه حابشده اجرائی برای همه زمینه‌ها، حکومت اسلامی با انواع خلاءها و موانع خودی روبرو است. )) (ص ۶۵۴)

((ای ایرانیان عزیز، ای خوانندگان محترم، ای گروه‌های سیاسی بدانید که ما با همانچه که داریم، باید وضعیت را اصلاح کنیم. شکل و مدل حکومت آنقدر مهم نیست که محتوای آن باشد. خصومت آن عده با نظام حکومتی کنونی و وحدت نظر مخالفان پس از سقوط نظام کنونی با فاصله زمانی کوتاه به تضادهای درونی آن گروه‌ها تا مرز جنگ های داخلی (مانند افغانستان و لبنان) تبدیل خواهد شد. همان دوستانی که شما امروز با آنها اتفاق نظر دارید، به بدترین دشمنانتان تبدیل و “همه‌تان” بدست یکدیگر نابود می‌شوید. این پتانسیل تضاد را کشورهای غربی همواره برای حفظ منافع خود، محفوظ نگه می‌دارند، چنانکه شما آن را در مورد “رجویستها” یا گروه‌های مخالف هر کشور دیگر (چین، روسیه، سوریه، لیبی …) می‌بینید. هدف آنها تسلط بر ایران است. مخالفان یک کشور از نظر غربی‌ها وسیله‌ها کوچکی هستند که آنها را در چشم خودشان بزرگشان می‌کنند، تا امید به موفقیت داشته باشند و مخالفان با نظام را کنار نگذارند. اما بعد از رسیدن به هدف، با یک اقدام (به دست رقبایشان) پودرشان و با یک “فوت” نابودشان می کنند. پس باید وضعیت را اصلاح کرد و راه اصلاح در آن است که از تعصبات ناآگاهانه و خیانتهای آگاهانه دوری کنیم.)) (ص ۶۶۸)

نگاه علوم سیاسی و حقوقی و مهندسی اجتماعی غالب است / نگاه سیاست نامه نویسی و نصیحت الملوک (ص ۶۷۳)

عناصر و مؤلفه های جامعه شناسی رفیع پور:

۱ـ نخبه گرایی

نظم سیاسی و مدل حکومتی را نخبگان می سازند، گویا مردم دخالتی ندارند و جامعه و مردم موثر نیست یا در درجه دوم اهمیت هستند.

در صفحات اولیه فصل ۸ به گونه از سیاست و مدل های حکومتی سخن می گوید که گویا سیاست در جامعه ساخته نمی شود، بلکه به آن معرفی و یا تحمیل می گردد.

از نظر نگارنده سطح فکری، هوشی و توانمندی شخصی سیاستمداران ملاک تعیین کننده ای است. (ص ۶۱۵)

اساساً جامعه به ویژه توده‌ها و طبقات معمولی جامعه قابل اعتماد نیستند و اصالتی هم ندارند، بلکه نخبگاه و رهبران هستند که جامعه را به هر سوئی می توانند ببرند. این رهبری سیاسی قدرتمند است که تغییرات و انقلاب ایران را رقم زده است.

۲ـ دولت گرایی/ اصالت سیاست

در موارد زیادی ترجیح امر سیاسی بر امر اجتماعی دیده می شود.

آیا دولت نماینده و بازتاب دهنده جامعه و ملت نیست؟ یا برعکس

-چرا امکانها و عوامل ظهور و قوی شدن جامعه (مثل انقلاب) نادیده انگاشه شده است؟

-جامعه در زیر پوشش دموکراسی به آنارشی می رود. ص۶۱۵

جامعه را به دو طبقه تقسیم میکند: ۱ـ رهبر و ۲ـ گروه زیر دست و پیرو (ص ۶۳۷)

-بحث حکومت ـ دولت دکتر رفیع پور مثل یک علوم سیاسی خوانده است تا یک جامعه شناس. چرا؟

– جامعه رسمی = جامعه سیاسی و ساختار بورکراسی و کل دولت (گاهی بخش مدرن جامعه) /  جامعه غیررسمی =  جامعه مدنی و نهادهای اجتماعی و مردم و افکار عمومی (گاهی بخش سنتی جامعه) (ص۶۳۰/۶۶۵)

۳ـ مبارزه با نظام جهانی و ریل‌ گذاریهای استعمار(دشمن)

تجدد و توسعه و دموکراسی و بورکراسی به مثابه ریل‌های استعمار(دشمن) هستند.

نقشه حساب شده استعمار ص ۷۲۸

تحریک استعمار، برنامه ریزی پنهان و آشکار استعمار، جنگ اجتماعی و فرهنگی

«نقشه ای که غرب برای ایران کشیده» (ص ۶۸۰)

مدل های تدوین شده غرب برای ایران ص ۶۸۵

دامی که استعمار برای ایران بعد از جنگ تدوین کرده بود. ص ۶۸۶

نقشه دشمنان ۶۹۸

استعمار ۷۰۰

نقشه استعمار ۷۰۴

در مسیر برنامه ریزی غرب ۷۲۹

براندازی نظام ۷۰۶

استعمار و ترویج فرهنگ حکومت ستیزی در ایران ۷۰۰

استعمار در داخل کشور ریل گذاری کرده است. ۷۲۸

طرح استعماری توسعه ۷۰۷

۴ـ مهندسی اجتماعی

امکان مهندسی تام جامعه

امکان مهندسی تام تاریخ

آیا جامعه و تاریخ به صورت تام مهندسی پذیر هستند؟

جامعه‌شناسی آیین کشورداری، سیاستگذاری اجتماعی، دستکاری، طراحی نقشه، جدا کردن راه جامعه ایرانی از فرآیند جهانی شدن

مکرر ضرورت چنین نقشه‌ای شاید صدها بار استفاده می شود.

نظام مدیریتی کشور ۶۹۸

نقشه جامعه ۶۹۸

از ضرورت یک نقشه همه جانبه برای کشور / شکایت مکرر از فقدان این نقشه  ص ۶۹۴

سیاستگذاری و برنامه‌ریزی و اجرا توسط آدم‌های خوب و شایسته

معماری جامعه و سیاست ص ۶۷۷

سیاستگذاری و اصول برنامه‌ریزی

کتاب برای مسئولان و تصمیم‌گیرندگان – ص ۷۳۱

اساساً کتاب برای رهبران و مسئولان دلسوز نوشته شده است. ص ۴۷۲

 

اهمیت کتاب:

با این وجود کتاب رفیع پور مهم است.

چرا کتاب او مهم است؟

۲ـ عقلانی کردن فهم مسائل جامعه و اهمیت دادن به علم و دوری از سطحی اندیشی، بی عقلی و غیر تخصصی بودن

و تبدیل جامعه شناسی به یک علم ضروری و مورد نیاز برای ایران امروزی

۳ـ مناسبات جامعه رسمی و غیررسمی؛ ایشان تئوری جامعه‌ی رسمی(دولت ـ جامعه سیاسی)   و جامعه غیررسمی (مردم ـ جامعه) را سامان داده است و شاید بیش از ۱۰۰ مورد ۲ مفهوم جامعه‌ی رسمی و جامعه غیر رسمی را در کتاب به کار برده است. چرا این تفکیک برای نویسنده مهم است؟ (بینش جامعه شناختی این تفکیک را مهم کرده است.) اما جامعه غیر رسمی متمایل به عنان گسیختگی است. ص۶۸۴

جامعه غیر رسمی ـ بخش سنتی جامعه، جامعه رسمی بخش مدرن جامعه ص ۶۸۵

بنابراین کتاب بسیار مهم است:

۱ـ کتاب از آن جهت که هزیمت‌ها و شکستهای اصلی را عیان کرده مهم است و از آن جهت که خودش نیز به هزیمت و شکست مبتلا است هم مهم است.

۲ـ کتاب از آن جهت مهم است که اساساً ضد تجدد و ضد توسعه است و زمانه‌ی کنونی و تاریخ معاصر را زمانه‌ی بی خدائی و ظلمت و غرب گرایی می‌شناسد و علاقه مند سنت است و معمولاً تضاد سنت و تجدد را به نفع سنت حل می کند.

۳ـ کتاب از آن جهت مهم است که از یک طرف کارل اشمیت و ایده دشمن شناسی و غلبه بر دشمن را به یاد می‌آورد. و از طرف دیگر نویسنده سیاستنامه (نصیحه الملوک) خواجه نظام الملک طوسی را به یاد می‌آورد. وی قدرت و سیاست را همه کاره و خدای جامعه و تاریخ و بشر می‌داند.

۴ـ کتاب از آن جهت مهم است که نویسنده‌اش متفکر است و زمانه خودش را می‌شناسد جایگاه خود را می‌شناسد و می‌داند کجا ایستاده است و در عین حل دلبستگی‌ها و آرزوها و آرمانهایی بدیل در سر دارد که میخواهد آنها را به شما بفروشد و بر دشمن چیره شود.

نتیجه گیری:

ـ بی توجهی به تمایز انسان تاریخی (اجتماعی) و انسان ذاتی / انسان جامعه شناسی و فلسفه جدید ـ انسان علم اخلاق و عرفانی در سنت ایرانی. در مواردی هم حتی تحلیل ها ذات گرایانه می شود.

ـ تاریخ به معنی تاریخ معاصر درک نشده است و به نوعی ضد تاریخ است، ویژگی های انسان جدید و جامعه جدید اساساً فهمیده نمی شود. در نتیجه به طور مرتب ظهور تجدد و توسعه را محصول توطئه استعمار و مداخله و برنامه ریزی استعمار می فهمد.

ـ تجویز حداقل دو نوع است: جامعه شناسانه و روشنفکرانه، اما دکتر رفیع پور در اغلب موارد تجویزهایش روشنفکرانه و ایدئولوژیک می کند و از اینرو کتاب در مواردی ضد جامعه شناسی هم میشود و گاهی جامعه شناسی محافظه کار، نجاتبخش سیستم سیاسی و حامی تداوم و وفاق ظاهر می شود.

ـ اگر بخواهم با مفاهیم جوئل میگدال به این کتاب نگاه کنم، می توانم بگویم جامعه ضعیف ولی دولت قوی ظاهر شده است یا به عبارت دیگر ما با توده ی ضعیف و کم عقل اما نخبگان قوی و عاقل مواجهیم. یعنی ترجیح و غلبه امر سیاسی بر امر اجتماعی اتفاق افتاده است، حتی از کاسته شدن غلبه دولت (حکومت) نگرانی مستمری در کتاب پراکنده است. در فصل هشت (نظام حکومتی ایران) جامعه شناسی به صورت قابل توجهی غایب است و امر سیاسی بر امر اجتماعی به طور کامل غالب شده است یعنی امر اجتماعی نیز به وسیله امر سیاسی توضیح داده شده است و اساساً جامعه در تحت قیمومیت و اقتدار نخبگان سیاسی و سیاستمداران توضیح داده می شود و در این فصل درک مستقلی از جامعه و نقش جامعه دیده نمی شود.

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*