چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ - 24 April 2019
Home / پیشخوان / دکتر عسگری خانقاه در گفت و گوی اختصاصی با جامعه ایرانی: دکتر آزاد برای درک درست جامعه خود سعی بر شناخت حوزه های مختلف دارد

دکتر عسگری خانقاه در گفت و گوی اختصاصی با جامعه ایرانی: دکتر آزاد برای درک درست جامعه خود سعی بر شناخت حوزه های مختلف دارد

جامعه ایرانی / یوسف پاکدامن: استاد دکتر اصغر عسکری خانقاه استاد برجسته بازنشسته گروه انسان شناسی دانشگاه تهران و پایه گذار انسان شناسی زیستی در ایران است.استاد، دکترای خود را در رشته انسان شناسی زیستی از دانشگاه سوربن دریافت کرده است. ایشان هم اکنون ریاست بخش انسان شناسی زیستی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران را برعهده دارند. آنچه در ادامه می آید گفتگویی است با ایشان پیرامون استاد دکتر  تقی آزاد ارمکی.

آقای دکتر ابتدا مایلم بدانم آشنایی شما با آقای دکتر آزاد برای اولین بار در کجا اتفاق افتاد؟

در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. در آن ایام ایشان دانشجو بودند و بنده استادیار گروه انسان شناسی دانشکده. بنابراین طبیعی بود که ایشان با بنده درس نداشتند و در آن زمان شناخت من از ایشان دقیق نبود. ایشان در آن سال ها در انجمن اسلامی دانشجویان، جزء دانشجویان فوق العاده متحرک و فعال با بینشی انقلابی بود که مسائل جامعه را با مطالعه و علاقه دنبال می کردند. کنجکاوی ویژه ای که در حرکت پرجنب و جوش این دانشجو  برای به ثمر رساندن انقلاب اسلامی به چشم می خورد، کنجکاوی همه از جمله بنده را برمی انگیخت.

آقای دکتر، فضای آن سال های دانشکده چطور بود؟ منظورم وضعیت گروه ها و اساتید و دانشجویان است.

آن سال ها، سال های حساسی بود. برخی ها  از کشور رفتند، و برخی که چون من اعتقاد به ماندن داشتیم ماندیم.کلاس ها در ابتدا فوق العاده گرم بودند. درس انسان شناسی آفریقای من که در تالار برگزار می شد ۱۹۰ نفر شرکت کننده داشت. یک اشتیاق وصف ناپذیر! دانشجویانی فوق العاده منظم و فوق العاده کتاب خوان. این نکته در کلاس ها کاملا مشخص بود. اما به مرور بعد از بستن دانشگاه ها و انقلاب  فرهنگی،  کم کم فضای سیاسی غلبه بیشتری پیدا کرد. دانشجویان ما که در فضای انقلابی بودند و در فکر به ثمر رساندن تفکرات اسلامی،برخی تصور می کردند استادان تحصیل کرده ی غرب، به کارشان نمی آیند.  بنابراین با شک به طرف ما می آمدند.

دکتر آزاد در این فضا چگونه دانشجویی بود؟

از چگونگی درس و مشق ایشان به عنوان یک دانشجو بی خبر بودم، و همانطور که عنوان شد ایشان با بنده درسی نداشتند. اما می دانستم که او دانشجوی نکته سنج و کنجکاو و فعالی است و ذهن پویایی دارد. من در چند مورد که جسته و گریخته ایشان را درحال تبیین مسایل آن روز دیده بودم،دانشجوی مشتاقی برای علوم اجتماعی بود. من فکر می کنم در بین دانشجویان آن سال ها که رفته رفته استاد شدند، آقای دکتر آزاد جایگاه شاخصی داشت.

و اکنون نظرتان نسبت به ایشان چیست؟ راجع به ایده ها و آثار ایشان؟

بعدها من در بسیاری از سخنرانی های دکتر آزاد شرکت کردم. دکتر آزاد ذهن بسیار بازی دارد. او آدم نقد پذیری است. معمولا از دوستان نزدیکش می خواهد اشتباهاتش را با او در میان بگذارند. سن و سال من از ایشان خیلی بیشتر است و ایشان برادر جوان تر من هستند. من به دوستی با ایشان افتخار می کنم. برخی ها ایراد می گیرند که آقای دکتر آزاد در حوزه های مختلف اندیشه بیش از اندازه وارد می شود. به نظر من این مطلقا ایراد نیست و می تواند مورد تشویق هم قرارگیرد. اما به صورتی که حاصل نیک اندیشه وی در قلمرو جامعه شناسی یادمان نرود. همان طور که اشاره کردم دکتر آزاد از اوان جوانی ذهن کنجکاوی داشت، بنابراین او اشتیاق سیری ناپذیری برای آگاهی از حوزه های مختلف داشته است. او برای درک درست جامعه خود سعی بر شناخت حوزه های مختلف دارد. من برای ایشان احترام قائلم، هرچند مطبوع همه نباشد.

چند سال پیش بحث اسلامی کردن دانشگاه ها پیش آمد. نظر بر آین بود که برنامه درسی رشته های علوم انسانی باید عوض شود، آقای دکتر آزاد در سخنرانی های خود معتقد بودند که بیرون از آکادمی نباید کسی تصمیم بگیرد. چگونه می شود کسانی که خواهان تغییر در آکادمی بودند، خود از حافظان پایدار سنت های آکادمی شدند؟

دکتر آزاد کسی است که کتاب از دستش نمی افتد. او مرد ساحت علم و اندیشه است. از سفرهایی که به دانشگاه های خارج از کشور داشته تفکرات بالایی آموخته است. اطمینان کامل دارم که هیچکدام از سفرهای خارج از کشور ایشان صرفا برای تفریح  و کارهای شخصی نبوده است. من دکتر آزاد را یک انسان و دانشمندی بسیار شریف و آماده برای خدمتگزاری در جامعه مان می شناسم.

شما عضو گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بودید، این گروه معمولا مهجور واقع می شد، اما در دوران ریاست آقای دکتر آزاد بر دانشکده، وضع این رشته بهتر شد، ارزیابی شما از آغاز و پایان این گروه در دوران آقای  دکتر آزاد چیست؟

اینگونه نگوییم که در دوران ریاست آقای دکتر آزاد، به انسان شناسی کمک شد یا اینکه ایشان به این رشته بها دادند، بهتر است بگوییم که در دوره ریاست ایشان، اگر گروه فکری داشت که موجب توسعه این رشته می شد، آقای دکتر آزاد جلوی برنامه های گروه  را نمی گرفت.  مثلا من که در آن ایام دبیر کمیسیون نشریات علمی کشور در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بودم، با آقای دکتر رضا منصوری که ایشان آن سال ها معاون پژوهشی وزارت علوم بودند، در جلسه ای به این نتیجه رسیدیم که با جهان خارج، قراردادهای علمی مشترک داشته باشیم. آقای دکتر منصوری گفتند در صورت جلب رضایت دانشکده علوم اجتماعی، برای ادامه کارها ایشان هم کمک خواهند کرد. من پیش آقای دکتر آزاد رفتم و ماوقع را شرح دادم و گفتم می خواهیم در زمینه انسان شناسی زیستی، همکاری هایی را با مرکز ملی مطالعات علمی فرانسه(CNRS) داشته باشیم، به محض اینکه مطلبم تمام شد، گفت عالی است! حاصل آن حمایت، همین جایی است که شما الان تشریف دارید. شما الان در بخش انسان شناسی زیستی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران نشسته اید. ما الان  نزدیک ۱۳  سال است که باپروتکلFIPP (برنامه دیرینه شناسی ایران  – فرانسه)  که با امضای آقای دکتر آزاد و طرف فرانسوی در آن سال ها منعقد شد، توانسته ایم ۱۶ مقاله ISI را در ژورنال های بین المللی چاپ کنیم. و اکنون این اندوخته به سه زبان فارسی، انگلیسی و فرانسه زیر چاپ رفته است که شما شاهد آن هستید. غرض اینکه در دوران ریاست  آقای دکتر آزاد، امکان پرواز اینگونه فکرها وجود داشت.

آقای دکتر، علی رغم شخصیت علمی و جایگاه آکادمیکی که آقای دکتر آزاد دارند، ایشان مخالفینی نیز دارند، علت این امر را در چه می دانید؟

در واقع باید گفت اندیشه های هیچ فردی به طور کامل مقبول همگان نیست. آقای دکتر آزاد یک استاد است و طبیعی است که هر اندیشمند و استادی دشمنان فکری هم داشته باشد. بعلاوه آقای دکتر آزاد حدود ۹ سال رئیس دانشکده بودند، بنابراین در طول یک دهه مسئولیت اجرایی، بدیهی است که همگان را نمی توان راضی نگه داشت. ایشان در طی این دهه گرفتاری های زیادی داشته است و به دلایلی که خود بهتر می دانید مجبور به قطع رابطه با برخی ها شده است. من به خاطر آقای دکتر آزاد، مشکلات خود را در گروه انسان شناسی پذیرفتم. دوستی های علمی همیشه برای من مهم بوده است. من به این انسان شریف احترام می گذارم.

به عنوان آخرین سوال مایلم به این نکته بپردازیم که آقای دکتر آزاد در دوران ریاست خود بر دانشکده، اقدامات ارزشمندی را انجام دادند (مثل همکاری های بین المللی نظیر آنچه که شما اشاره فرمودید، حمایت از اساتید خوب از جمله آقای دکتر سروش، دعوت از جامعه شناسان جهانی از جمله اینگلهارت و…) چرا این اقدامات به عنوان سنت، در دانشکده ادامه پیدا نکرده است؟

نمی دانم. بله جای پرسش دارد!

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*