دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ - 18 December 2017
Home / زندگی روزانه در قاب جامعه شناسی / تک‌گویی در لایه‌های اجتماعی ما ایرانیان بیشتر تمرین شده است

تک‌گویی در لایه‌های اجتماعی ما ایرانیان بیشتر تمرین شده است

فت‌وگو با دکتر سیدرضا موسوی‌نیا محقق روابط بین‌الملل و مدرس دانشگاه:
تک‌گویی در لایه‌های اجتماعی ما ایرانیان بیشتر تمرین شده است


گفت‌وگو یا دیالوگ در جامعه ما معمولا یا به جدل ختم می‌شود یا به تعارف‌ها می‌گذرد. در این ارتباط می‌توان به چند دلیل اشاره کرد: دلیل نخست در روحیه محافظه‌کارانه ما ایرانیان است. برخلاف جـوامـع تـوسـعه‌یافته، شفاف بودن در جامعه ایرانی یک حسن محسوب نمی‌شود. سوگناک‌تر آنکه پنهان‌کاری و عدم صراحت لهجه در جامعه، نشانه زرنگی محسوب می‌شود

ما موظف هستیم به لایه‌های هویت ایرانی خود بیندیشیم، اصول فکری خود را با دیگران مرز‌بندی کنیم و در عین حال به عقاید مختلف دیگران احترام بگذاریم. همه نباید مثل من بیندیشند. با نگاهی مقایسه‌یی بپذیریم که جامعه پیشرفته و دموکرات، محصول انسان پیشرفته و دموکرات است. زمانی که من آستانه تحمل خود را در برابر عقاید مخالف بالا نبرم، چگونه می‌توانم انتظار داشته باشم دیگران به فکر و اندیشه من توجهی نشان دهند. جامعه یعنی من و تو و دیگران

ندا عبدالهی/ با توجه به اهمیت گفت‌وگو در مناسبات فردی و اجتماعی افراد در جامعه بر آن شدیم تا کیفیت این مهارت و جایگاه آن را در روابط فردی اجتماعی و سیاسی یک جامعه جهانی بررسی و پیوند آن با زندگی روزمره مردم را به بحث و گفت‌وگو بنشینیم. در این زمینه با دکتر موسوی‌نیا، مدرس دانشگاه صحبت کردیم که متن زیر حاصل این گفت‌وگو است:

آقای دکتر در ابتدای بحث می‌خواهیم بدانیم به اعتقاد شما گفت‌وگو در متن زندگی روزمره جامعه ایران دارای چه جایگاهی است؟

جامعه ایرانی با گفت و شنود، مانوس‌تر از گفت‌وگو است. مونولوگ یا تک‌گویی در لایه‌های اجتماعی ما ایرانیان بیشتر تمرین شده است. گفت‌وگو یا دیالوگ در جامعه ما معمولا یا به جدل ختم می‌شود یا به تعارف‌ها می‌گذرد.

در این ارتباط می‌توان به چند دلیل اشاره کرد: دلیل نخست در روحیه محافظه‌کارانه ما ایرانیان است. برخلاف جوامع توسعه‌یافته، شفاف بودن در جامعه ایرانی یک حسن محسوب نمی‌شود. سوگناک‌تر آنکه پنهان‌کاری و عدم صراحت لهجه در جامعه، نشانه زرنگی محسوب می‌شود. این روحیه، تئوریزه هم شده است چنانچه در ادبیات ایرانی توصیه می‌شود، عافیت در پوشاندن مسلک، مرام و مکنت است.

دلیل دوم، گسترش رفتارهای رئالیستی در جامعه ایرانی است. ما ایرانیان در طول تاریخ آرمان‌خواه‌ترین ملت‌ها بوده‌ و هستیم. این مایه افتخار هر ایرانی است اما در دو دهه اخیر به میزانی که بر شجره آرمان‌خواهی‌مان شاخ و برگ داده‌ایم، در بعد رفتاری به تدریج به یک رئالیسم قهار مبدل شدیم. گسترش بی‌اعتمادی، مهم‌ترین خروجی رفتار رئالیستی است که آفت گفت‌وگو محسوب می‌شود. دلیل سوم، نگاه صفر و صدی در جامعه ایرانی است.

ما ایرانیان، آدم‌ها را یا خوب یا بد فرض می‌کنیم. جذابیت و پربیننده بودن سریال‌هایی مثل «پس از باران» در همین است. برای ما آدم‌ها یا خوب خوبند یا بدِ بد.

آدم‌ها را یا به عرش می‌بریم یا به فرش می‌‌کوبیم. یک روز دور رییس‌جمهورمان هاله‌یی از نور ترسیم می‌کنیم، روز دیگر همان رییس‌جمهور را به اسمی دیگر می‌خوانیم.

دلیل چهارم که من آن را مهم‌ترین آفت گفت‌وگو در جامعه ایرانی می‌دانم، اصالت نداشتن تکثر در فرهنگ سیاسی ما ایرانیان است. تکثرگرایی و پلورالیسم یکی از اصول مشترک توسعه‌یافتگی است. ما در برخورد با دیگران بیش از آنکه ببینیم چه اشتراکاتی با آنها داریم، ابتدا اختلافات‌مان را برجسته می‌کنیم. داشتن اختلاف با دیگران در جامعه ایرانی به رسمیت شناخته نشده است. این در جامعه موزاییکی ایران، با قومیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف یک آفت بزرگ برای ترویج فرهنگ گفت‌وگو است.

به نظر شما در شرایط حال و حاضر امکان شکل‌گیری حوزه عمومی در جامعه ایران به معنای هابرماسی آن به عنوان محلی برای گفت‌وگو و تبادل نظر میان مردم با همان ویژگی‌هایی که مستلزم یک گفت‌وگوی آزاد و نقادانه است، چقدر است؟

دغدغه هابرماس نیز رهایی از تک‌گویی در نظام مدرنیته است. او نیز تلاش می‌کند، مدرنیته را از یک‌بعد‌نگری خارج کند. به همین دلیل است که می‌گوید، مدرنیته یک پروژه ناتمام است. به زعم هابرماس، نظام مدرن فقط به عقل ابزارساز انسان پرداخته است در حالی که انسان دارای عقل مفاهمه‌یی و عقل انتقادی نیز هست.

با برداشتی آزاد از نظریه هابرماس، برای رسیدن به مفاهمه عمومی در جامعه ایرانی، ضروری است تا با پذیرش تکثر، اجماع‌نظری پیرامون اصول مشترک فکری ایجاد کنیم. زمانی که من با شما ۸۰ درصد توافق دارم، در اینجا گفت‌وگو ساده است و سیاست و تدبیری لازم نیست. تدبیر و گفت‌وگو در جایی سودمند است که من با شما تنها ۲۰ درصد اشتراک نظر داشته باشم و با پذیرش مواضع اختلافی‌مان، پیرامون ۲۰درصد اشتراکات فکری اجماع حداقلی ایجاد کنیم و به تدریج اختلافات‌مان را با گفت‌وگو کم کنیم.

آقای دکتر شما در سوال اول به موانع پیش روی شکل‌گیری گفت‌وگو در جامعه ایرانی اشاره کردید. یکی از آنها عدم احترام برای دیگران بود. چیزی که امروزه برای آن توجیحاتی نیز آورده می‌شود. کمی در این باره بیشتر توضیح دهید؟

ببینید مشکل بزرگ‌تر این است که بعضی‌ها آن چهار ویژگی فرهنگی را که به نظر من مانع گفت‌وگو است، برای گفت‌وگو حسن می‌دانند. نفی پلورالیسم و تک‌گویی را توجیه می‌کنند در حالی که اصالت قایل شدن برای دیگران و رعایت آداب گفت‌وگو، یک اصل اساسی در دین مبین اسلام است و آیات متعددی از قرآن به این دو اصل اشاره دارند به عنوان یک نمونه این آیه از قرآن کریم که می‌فرماید ولا تُجادِلُوا أهْل الْکتابِ إِلا بِالتِی هِی أحْسنُ… در این آیه هم به غیر هم‌کیش اصالت داده شده است و هم شیوه گفت‌وگو را تعیین کرده است.

به نظر شما گشودگی و گرفتگی فضاهای گفت‌وگو در جامعه ایران امری است که چگونگی آن تماما به نهاد حاکم وابسته است یا متغیرهای دیگری نیز در شکل‌دهی به آن دخیل‌اند؟

گفت‌وگوی سودمند در جامعه یک امر فرهنگی است. یک پروژه نیست که با بخشنامه یا موعظه تکوین پیدا کند.

یک امر ارزشی، زمانی به یک رفتار اجتماعی تبدیل می‌شود که در بطن اجتماع تمرین شود و به یک هویت تبدیل شود. نهادهای فرهنگی البته آوانگارد و پیشتاز برای تکوین ارزش‌های فرهنگی هستند. ۱۰ سال پیش بستن کمربند ایمنی در سریال‌های تلویزیونی به سخره گرفته می‌شد و آن را نشانه بچه‌های پاستوریزه می‌دانستند.

اما نهادهای ذی‌ربط با تبلیغ مستمر و موثر کاری کردند که امروز بستن کمربند در رانندگی نشانه شخصیت والای راننده است. نهادهای فرهنگی می‌توانند مانند یک لکوموتیو، پیش‌برنده فرهنگ گفت‌وگو در جامعه ایرانی باشند اما در نهایت، فرهنگ گفت‌وگو باید در لایه‌های اجتماعی تمرین شود و بروز و ظهور یابد.

در حال حاضر شکاف‌های اجتماعی، سیاسی، قومی و … در جامعه ایران وجود دارد. به اعتقاد شما می‌توان با ابزار گفت‌وگو از این شکاف‌ها کاست؟

فرهنگ‌های مختلف با یکدیگر نزاعی ندارند. آنها مسالمت‌آمیز در یک اقلیم و در کنار هم می‌خسبند و مرزهای هم را به رسمیت می‌شناسند. ایدئولوژی‌ها با یکدیگر دعوا می‌کنند چون دست‌ساز بشری هستند. ایدئولوژی پروژه است.

اما فرهنگ پروسه‌یی است که از بطن لایه‌های اجتماعی متولد می‌شود و به شکل رفتارهای اجتماعی بروز و ظهور دارد. جامعه موزاییکی ایرانی که از فرهنگ‌ها و قومیت‌های مختلفی تشکیل شده است، در حالت طبیعی هیچ گاه دچار شکاف نیست. آنچه باعث شکاف می‌شود، دست زمخت و به اصطلاح، مهندسی فرهنگی است که برای اصلاح ابرو، چشم را کور می‌کند. آداب و رسوم، دین و مذهب و مسلک همه ایرانیان باید محترم شمرده شود.

آنچه باعث شکاف می‌شود، افراط و بی‌عدالتی است. اعتدال و عدالت دو مولفه اصلی است که قومیت‌های مختلف ایرانی را زیر چتر ایران واحد گرد می‌آورد و هویت واحد ایرانی را بر همه آنها می‌دمد.

مردم در این حوزه چگونه می‌توانند ایفای نقش کنند؟

ما موظف هستیم به لایه‌های هویت ایرانی خود بیندیشیم، اصول فکری خود را با دیگران مرز‌بندی کنیم و در عین حال به عقاید مختلف دیگران احترام بگذاریم. همه نباید مثل من بیندیشند. با نگاهی مقایسه‌یی بپذیریم که جامعه پیشرفته و دموکرات، محصول انسان پیشرفته و دموکرات است. زمانی که من آستانه تحمل خود را در برابر عقاید مخالف بالا نبرم، چگونه می‌توانم انتظار داشته باشم دیگران به فکر و اندیشه من توجهی نشان دهند. جامعه یعنی من و تو و دیگران.

برای اصلاح جامعه باید از خودمان شروع کنیم. نقطه شروع مهندسی فرهنگی همین جاست. از این منظر، فرهنگ گفت‌وگو باید از خانه‌های خودمان آغاز شود. تمرین گفت‌وگو با همسر، فرزند، پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست و…، هسته اصلی تکوین گفت‌وگو در جامعه است.

نقش روشنفکران در گشودن باب‌های گفت‌وگو چیست؟

مردم نگاهی ویژه به نخبگان فکری و سیاستمداران خود دارند. آنها را زیر ذره‌بین دارند. از آنها می‌آموزند. مردم مناظره‌های ریاست‌جمهوری سال ۸۸ و ۹۲ را با یکدیگر مقایسه کردند. در سال ۸۸، عکس زن رقیب در معرض دید عموم قرار گرفت، تهمت و افترا و بگم و بگم ترویج شد و در سال ۹۲، متانت رفتاری کاندیدا‌ها برای مردم برجسته شد. به نظر من یکی از عوامل موثر پیروزی آقای روحانی، متانت رفتاری، ادب و صداقت ایشان بود.

‌به نظرتان در حال حاضر فضای گفت‌وگو در کشور به کدام سو پیش می‌رود؟

به نظر من همین که مردم پس از انتخابات سال ۸۸ و حوادث تلخ پس از آن، صندوق وزارت کشور را برای بیان خواسته‌های خود انتخاب کردند و حماسه خرداد ۹۲ را به وجود آورده‌اند، نشانه خوبی از رشد فرهنگ گفت‌وگو در جامعه ایرانی است. پیام حماسه خرداد این بود که مردم عقلایی رفتار می‌کنند، اسیر احساسات نمی‌شوند و از آن مهم‌تر از تک‌گویی خسته شده‌اند.

مردم ایران پای صحبت همه می‌نشینند، صلوات هم با جمع می‌فرستند، تکبیر هم می‌گویند اما به هنگام انتخاب، انتخاب خودشان را انجام می‌دهند. من از این بابت بسیار خوشحال هستم و به آینده خودم و فرزندانم بسیار امیدوار.

اجازه بدهید کمی به عقب برگردیم. در دوره اصلاحات بر گفت‌وگو میان اندیشه‌ها و مکاتب فکری متفاوت و متضاد تاکید فراوانی می‌شد. حتی رییس‌جمهور وقت ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها در سطح جهانی را مطرح کرد و راه‌حل از میان بردن تخاصم‌های بین‌المللی را گفت‌وگو عنوان کرد. چه باید می‌شد تا با پایان یافتن این دوره، گفت‌وگو به سمت انسداد و امتناع پیش نمی‌رفت؟

فضای سیاسی جامعه پس از دوم خرداد، یادآور فضای مجلس اول و دوم پس از انقلاب مشروطه است. نمی‌خواهم بگویم دوران جنگ و سازندگی، فضای انسداد و استبداد بود و پس از دوم خرداد جامعه آزاد شد اما ادعا می‌کنم که جامعه پس از دوم خرداد به مراتب آزادتر از گذشته شد.

اما متاسفانه در آن روزها نیز (مانند دوران مشروطه) سپهر سیاست ایران، اسیر افراطیونی شد که شعار دموکراسی را می‌دادند اما در

خلق و خو به‌شدت مستبد بودند. آنها حتی از آقای خاتمی نیز حرف‌شنوی نداشتند، عالیجناب سرخ‌پوش نوشتند، شعار عبور از خاتمی را سر دادند و در یک کلام، بسیاری از آرمان‌های آزادیخواهان را سوخت و دود کردند.

امروز نیز در عرصه بین‌المللی سخن از گفت‌وگو و مذاکره به میان است. به اعتقاد شما چگونگی فضای گفت‌وگو در عرصه داخلی در چگونگی به سرانجام رسیدن یا نرسیدن مـذاکرات و گفـت‌وگوهای بین‌المللی موثر است؟

شایسته است تکثر‌گرایی و احترام به عقاید مختلف در داخل را به جهانیان نشان دهیم. همین راهپیمایی ۱۳ آبان حرکت خوبی بود. مخالفان رابطه با امریکا آمدند، مسالمت‌آمیز راهپیمایی کردند، آقای جلیلی هم به عنوان نماد فکری این قشر از جامعه سخنرانی متینی کرد. با حفظ اصول خود از تیم مذاکره‌کننده حمایت کرد. قشرهای دیگر مردم هم در انتخابات خرداد ۹۲ حرف خود را زدند و به احتمال زیاد در انتخابات مجلس آینده هم با نوع انتخاب خود، حرف خواهند زد.

این یعنی تمرین کردن گفت‌وگو. یعنی بلوغ جامعه ایرانی در تحمل آرای مخالف. دموکراسی یعنی همین. یعنی تحقق اراده اکثریت و احترام به اقلیت و ما ایرانی‌ها در انتخابات ۹۲ و تظاهرات ۱۳ آبان این معنا را به جهانیان نشان دادیم.

گفت‌وگو آیین درویشی نبود؟
مهراوه فردوسی/ این روزها واژه گفت‌وگو و همزادش مذاکره، بیش از دیگر واژه‌ها به گوش می‌خورد. بسیاری از جوامع بعد از فراز و نشیب‌های فراوان و در راستای تکامل اجتماعی به این نتیجه رسیده‌اند که کلید حل هر مشکلی در پس داشتن هنر گفت‌وگو و مذاکره است.

کلیدی که راهگشای بسیاری از ناهنجاری‌ها، نابسامانی‌ها، نا بخردی‌ها و ندانم‌کاری‌ها در همه ابعاد اجتماعی و سیاسی یک جامعه خواهد بود. جامعه‌شناسان معتقدند گفت‌وگو ابزاری منطقی و بجا برای متقاعد کردن و حل و فصل کردن مشکلات است. البته از نظر آنان دست یافتن به خود این کلید گفت‌وگو، کلید‌های دیگری را می‌طلبد. کلید‌های دیگری مثل هنر و قدرت شنیدن، قدرت تحمل عقاید و نظرات یکدیگر، قدرت ابراز نظر و توانایی شرکت در گفت‌وگو و… تجربه بشری در طول تاریخ نشان داده است که هر جا عنصر و مهارت اجتماعی گفت‌وگو در مناسبات اجتماعی، شخصی، سیاسی و… به تعویق افتاده یا کم‌اهمیت شمرده شده، سوءتفاهم‌ها، سوءنظرها، سوءبرداشت‌ها و… در روابط بین فردی و اجتماعی تعیین‌کننده بوده‌اند و سرمنشا بروز مشکلات بعدی بوده‌اند.

نگاهی به زندگی روزمره افراد در یک جامعه نشان می‌دهد که امروزه افراد برای پیشبرد اهداف یا ایجاد و ادامه روابط اجتماعی و شخصی خود نیاز شدیدی به دانستن و داشتن هنر و مهارت‌های گفت‌وگو دارند. بشر در طول تکامل بشری متوجه شده است که بهترین ابزار برای ایجاد رابطه یا فصل آن با همنوع خود، گفت‌وگو و مذاکره است و هنر گوش دادن و قدرت تحمل عقاید مختلف همه و همه نشان‌دهنده تکامل تعقل و رشد شخصیت اجتماعی افراد است. مدنیت و رشدیافتگی جوامع نیز از مسیر گفت‌وگو می‌گذرد و ارتباط و گفت‌وگو است که جوامع جهان اول را به رشد یافتگی و توسعه رسانده است. اما قبل از اینکه ما توانایی گفت‌وگو را کسب کنیم نیاز به طی کردن مرحله‌یی به نام فرآیند اجتماعی شدن داریم که بدون طی کردن این مرحله گفت‌وگوها و ارتباطات ما محدود، کلیشه‌یی و بعضا محکوم به شکست است. همه ما وقتی به مکالمات و زندگی روزمره مراجعه می‌کنیم شاهد صحنه‌های ناخوشایندی هستیم که افراد به خاطر نداشتن آمادگی و حوصله گفت‌وگوی صبورانه و عقلانی به وجود می‌آورند، افرادی که آماده پرخاش و تهاجم هستند و در بسیاری اوقات از طریقی غیر از گفت‌وگوی عقلانی سخن خود را به کرسی می‌نشانند. بیش از اندازه اظهارنظر می‌کنند و کمتر می‌کوشند که برای نظرهای خودشان استدلالی بیاورند. دلیل به وجود آورنده این نقایص شاید به عدم توجه به آموزش مهارت‌های تفکر و تعقل و گفت‌وگو برگردد و اینکه هنوز سیستم آموزشی جامعی و بستری برای بروز استعداد‌ها در گفتمان یا یادگیری مهارت‌های گفت‌وگو نداشته‌ایم.

اما دلیل رشد مهارت گفت‌وگو در میان افراد هر چه باشد اشاره به آن در این مجال نمی‌گنجد. آنچه ناگفته پیداست آمار بالای برخوردها و تنش‌های خیابانی، عدم درک متقابل افراد، شلوغ شدن دادگاه‌ها و هیات‌های منصفه، طلاق‌ها و جدایی‌ها، اخراج‌ها و اسیدپاشی‌ها و هر رفتار نابهنجار و دفعتی دیگری که منجر به بروز رفتارهای شدید و بدون فکر با هزینه بالا می‌شود، است.

رفتارهایی که ناشی از نبود مهم‌ترین حلقه ارتباطی در زندگی روزمره افراد یعنی گفت‌وگو است. حال این گفت‌وگو میان اعضای داخلی یک کشور باشد یا اعضای خارجی یک جامعه جهانی. به طوری که در روابط بین کشورها در جهان نیز گفت‌وگو راه‌حل مشکلات است و این روزها سایت خارجی کشور نیز با پیش گرفتن سیاست‌های مذاکره‌یی سعی در حل مشکلات کرده است. در همین زمینه با

دکتر علی موسوی‌نیا، استاد دانشگاه و پژوهشگر و جامعه شناس گفت‌وگو کردیم تا اهمیت مذاکره و گفت‌وگو را در زندگی روزمره افراد تا روابط خارجی بین دو کشور تحلیل کنیم.

منبع: روزنامه اعتماد