شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ - 20 October 2018
Home / پیشنهاد سردبیر / باید نقطه های اتصال شبکه فساد اعم از سیاسی، مذهبی، ایدئولوژی، گفتمانی، حقوقی و تکنولوژیکال را شناسایی و با انفصال آنها را مختل کنیم.

باید نقطه های اتصال شبکه فساد اعم از سیاسی، مذهبی، ایدئولوژی، گفتمانی، حقوقی و تکنولوژیکال را شناسایی و با انفصال آنها را مختل کنیم.

129187_759

متنی که در پی می آید بخش پایانی نشست علمی تحت عنوان” تاثیر متقابل فساد اداری و توسعه نیافتگی” است که توسط دکتر تنکابنی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در مورخ ۹/۹/۹۳ ارائه شده است.
متن ارائه شده توسط جناب آقای دکتر تنکابنی بر روی سایت پژوهشگاه در دسترس می باشد اما بخش پایانی تضارب آرائی میان دیدگاههای مختلف در چگونگی شکل گیری و نحوه برخورد با فساد اداری می باشد نیز نکات قابل توجهی را عیان می نماید. متن زیرتوسط آقای بهروزجوانمرد تهیه شده است.
دکتر تنکابنی: ویژگی های خاصی که بر بستر آن نظام فساد گسترش پیدا می کند را من عرض می کنم . ویژگی هایی در دیوانسالاری وسیع مان در طول تاریخ وجود داشته مهمترین آن شاید قانون گریزی، باور نداشتن به قانون باشد. من بارها عرض کردم تا مشروطیت ما اساسا قانون نداشتیم و سلیقه های پادشاهان حاکم بود. و حتی جان صدر اعظم ها هم در واقع پایدار نبود. انقلاب مشروطیت هم که قرار بود قانون تاسیس کند برای نخستین بار، متاسفانه به رغم خدمات و دستاوردهایی که داشت موفق نبود و این ویژگی ها هم که نهادینه شده بود بستر گسترش فساد بود: تبار گماری، ناشایسته سالاری، اطاعت محض کردن، روحیه اطاعت محض داشتن، احساس عدم امنیت، نقد ناپذیری، عصبیت و… شاید شاه کلید اینها این بود که همه آن موارد در مرکز یک اقتدار گرایی مطلق در طول نظام شاهنشاهی بستر مناسبی برای فساد فراهم می کند
مسئله این است که اینکه چگونه در واقع فساد در هر حوزه اقتصادی سیاسی اجتماعی فرهنگی به نوعی ایجاد مشکل می کند و تخریب ایجاد می کند.
جنبه های اقتصادی آن بدین شرح است: آسیب های فراوانی به فرایند تخصیص منابع می زند ، اختلال در نظام تولید و مصرف، اختلال در روند خصوصی سازی، اختلال در برون سپاری یعنی واگذاری به پیمانکاران، همه باعث دور کردن نیروی کار از فعالیت های مولد و غیر فساد زا به عبارتی دیگر پایه های اقتصاد را تخریب می کند، یعنی در یک جمع بندی نوعی همبستگی منفی بین سطوح بالای رشوه و فساد و رشد اقتصادی و به تبع آن توسعه اقتصادی مشاهده می شود.
جنبه های اجتماعی آن تخریب در عرضه خدمات به شهروندان، عدم رعایت ایمنی و الزامات آن، تاثیرات منفی در تحرک شغلی دارد به بیانی تحرک احتماعی به معنای فرایند عبور افراد و گروه از یک لایه به لایه دیگر است این را بطور طبیعی اجازه نمی دهد انجام شود اختلال ایجاد می کند، در حوزه توسعه مدیریت و دانش مدیریت باعث تصاحب غیر متعارف، اختلال دربرنامه ریزی های استخدام می شود. زیرا وقتی تبارگماری می شود، شبکه ایجاد می شود، یعنی باید عناصر خودشان را در این زمین بکارند که هرچقدر هم آنها بی حاصل باشد حاصل برای شبکه پدید می آید، بنا براین هیچ نوع برنامه ریزی استراتژیک برای نیروی انسانی سازمان ها نمی تواند انجام شود، کاهش کارایی از طریق دادن رشوه برای شرکت هایی که ناکارامد هستند، افزایش ناکارآمدی دارد، افزایش فقر و نابرابری، آسیب به کیفیت زندگی، اختلال در برنامه های سلامت جامعه، که در همه ابعاد رسوخ کرده. دو هفته پیش وزیر بهداشت که بسیار هم مرد کاردانی به نظر می آید، رسما این زیر میزی گرفتن پزشکان را مطرح می کند، شما فکر می کنید در یک جامعه سالم که مطبوعات نظارت داشته باشد چنین چیزی امکان پذیر است؟ یکی از شریف ترین مشاغل بعد از معلمی، پزشکی است، سوگند یاد می کنند. من گزارش هایی را که موثق هم هست شنیدم که چطور یک بیماری که نیاز به جراحی ندارد با آزمایشگاه و رادیولوژی و اینها – که بعنوان شبکه عمل می کنند- مورد جراحی قرار می گیرد، اینها خیلی تکان دهنده است، یعنی با جان مردم بازی کردن .
یکی از آسیب های فرهنگی، گسترش و تقویت خرده فرهنگ بزه کاری است که افراد یک ترکی را در نظام اخلاقی جامعه پدید می آورد که متاسفانه، جبرانش دشوار است، آسیب آن در حوزه سیاست کوتاه مدت است در حوزه اقتصاد میان مدت است اما در حوزه فرهنگ و روان انسان ها بسیار دشوار است. بهرحال فساد از منظر باوربه تفکر قانون مداری آسیب می زند. سرمایه اجتماعی را تخریب می کند، فاصله بین دولت و ملت را رقم می زند، اعتماد به عنوان یک سرمایه اجتماعی که کرسی تمامی تحولات توسعه است از جامعه رخت می بندد زیرا فساد دامن می زند به روحیه تملق و چابلوسی و خنثی بودن و اطاعت محض کردن و مفهوم نقد را منتفی می کند.
اثر مخرب دیگر تخریب محیط زیست است. جنگل های ایران جز پنج کشور اول تخریب جنگل است شما این جنگل ها را چگونه می خواهید احیاء کنید وقتی که یک فساد گسترده مثل ویلا سازی اینها را تخریب می کند؟
پرسش مهم این است که با وجود پشتوانه فرهنگی غنی ما همانطور که دکتر شهبازی می گویند چه پیش آمده؟ قرآن ما اصولا متن اخلاقی است شما آیه های قرآن را به لحاظ کمی و کیفی بخوانی چندین برابر آنچه که در حوزه احکام سخن می گوید، اساسا بحث اخلاقی و متن اخلاقی است. زندگی پیامبر(ص) زندگی اولیای دین ما علی ابن ابی طالب(ع) که با وسواس زیاد برسر مسائل مالی همراه است که آتش در دست عزیزترین شخصش می گذارد، من حیرت می کنم و همینطور فردوسی، نظامی، سعدی، حافظ، مولانا در مثنوی و عرفای ما که چقدر توصیه می کنند که مال اندوزی نکنید، اخلاقیات را رعایت بکنید. اما پرسش سوزان این است که به رغم همه این توصیه ها واقعا چه پیش آمده که اینچنین به لحاظ اخلاقی سقوط کردیم که فساد مالی به قدری تکرار شده که عادت ذهنی ما شده است؟ من حیرت می کنم که چگونه ما به نوعی سرشدیم، برای اینکه وقتی فساد سازمان یافته گسترش پیدا می کند همه اینها را تخریب می کند. چه پیش آمده که دکتر شفیعی کد کنی می گوید خدا در خسوف است و ابلیس تابان چراغی برافروز تا من خدا را ببینم. ما به راحتی نباید یک عامل یا دو عامل را و حکومت ها را مسئول بدانیم. فقط این نیست. گمان من این است که این انصافا نیاز به یک باز اندیشی و تامل بسیار، اراده و همبستگی ملی دارد که ما بتوانیم نظام اخلاقیمان را، دروغ، ریا، مجامله و اطاعت کردن از هر فرمانی که می تواند به فساد منتهی بشود بزداییم، بهر حال این پرسش پرسش تاریخی است.
از نیما گرفته تا معتمدالدوله، نشاط ، شریعتی، مرحوم مطهری، مرحوم طالقانی، روشنفکران به نوعی همه اینها که احساس مسئولیت می کردند سعی کردند این نظام اخلاقی را باز سازی کنند.
اما بخش دیگرراههای مبارزه با فساد است. یک نظریه کنترل فساد هست که چیزهایی را بطور عام مطرح می کند: این که نظارت را نهادینه کنیم، دستگاه قضایی قوی، مستقل و سالم داشته باشیم، از دولت تمرکز زدایی بکنیم ، گسترش جامعه مدنی، انجمن ها، ان جی او ها و مطبوعات. این مراکز هر چقدر گسترش پیدا بکند درواقع چشمان نظارت مردم بیشتر خواهد شد، افزایش قابلیت پاسخگویی مقامات سیاسی اداری کشور، شفاف سازی از دارایی های مسئولین، افزایش رقابت در اقتصاد، شکستن انحصارات، اصلاح مدیریت و خدمات کشوری، انضباط مالی و حاکمیت قانون البته اینها در قوانین ما هست فقط باید انجام بدهند، اما اینها به تعبیر مولوی:
داد جاروی به دستم آن نگار گفت از دریا برانگیزان غبار
به نظر می اید اینها کارساز نیست، یک جای کار گرفتاری دارد، بهر حال جدا از مواردی که مطرح شد به گمان من ما این را به عنوان یک پروژه ملی سه قوه بدانیم که باید پژوهش بشود و ریشه های تاریخی شناسی بشود. شما شاید بتوانید ظرف یکی دوماهه مباحث تئوریکش را بیان بکنید اما ایجاد یک برنامه عملی و راهکارهای عملی برای زدودن این سرطان فساد بسیار مهم است.
به گمان من هنوز فساد مشکل است مسئله نیست، هنوز راه حل هایش مشخص نیست، اینکه بگوییم سرطان است، غانغاریاست، موریانه خورده است و … کمک نمی کند، اینها اگر آنطور که من می فهمم ارتباط به عناصر اصلی توسعه فرهنگی و اقتصادی وسیاسی کشور دارد حتما یک اراده ملی بهمراه برنامه سه قوه نیاز است. نخبگان ما باید احساس مسئولیت بکنند باید فریاد بزنند و دغدغه علمی خودشان را بیان کنند. ما ازاین چرخه باطل فساد اداری و توسعه نیافتگی یک زمانی باید خارج بشویم. اینطور نبوده که درکشورهای دیگر هم فساد نبوده. چین قبل ازانقلاب ۱۹۴۹ بسیار فساد داشت و تریاک، دوتا مشخصه اینهاست،یکی ازمطالبات تاریخی و اهداف کوشندگان انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی۵۷ حل قصه فساد اقتصادی بود. بنابراین اگر بخواهم جمع بندی بکنم که به وضع روسیه دچار نشویم، به وضع روسیه فعلی که البته دچارشده ایم، پرفسور گایدا در ۲۰۱۰ یک توصیفی در مورد روسیه کرد که آنچنان فساد و دیوانسالاری در جامعه و دانشگاه مسکو فساد لانه کرده است که همه می ترسند عین موریانه در داستان حضرت سلیمان، بنا براین توافق کرده اند که در واقع هیچ حرکتی هیچ تکانی نباشد که یکدفعه همه چیز فرو بریزد. خدا نکند که ما در واقع در این وضعیت قرار بگیریم و همگی یک اجماعی بکنیم که دست به ساختار پوسیده آلوده به فساد داشته باشیم.
جوانمرد
آقای دکتر! فرمودید فساد از کی آغاز شد، شاید از کی آغاز شدن چندان اهمیتی نداشته باشد مگر اینکه با نگاه آسیب شناسانه آن را دنبال بکنیم، اما چگونه آغاز شدن آن مهم است و از آن مهمتر چگونه بسط و گسترش پیدا کردن آن است. فرمودید که حاکمان افراد را نابجا سرکار می گذارند و این یکی از عوامل فساد است. من فکر می کنم گفتمان حاکم است که حاکم و محکوم را می سازد نه حاکمان. بحثی که حاکمان، افراد صاحب صلاحیت را سرکار نمی گمارند، این نگاه استادان ما در جامعه است یعنی ما نیستیم که مشکل داریم، دیگران مشکل دارند، این نگاه که مسئولیت به عهده دیگران است و ما هیچ مسئولیتی نداریم از آن نقاط ضعف گفتمان حاکم در جامعه ماست.
یکی دیگر از نقاط ضعف گفتمانی جامعه ما این است که ما در دوگانه اقتصاد اسلامی و اقتصاد لیبرالی سیر می کنیم، این اصلا نشان دهنده این است که ما در واقع سیستم نداریم، یعنی اگر سیستم لیبرالی در جامعه ما حاکم بود فساد قطعا کمتر بود، چرا؟ چون یک سیستم وجود داشت. راهکار مقابله با آن شناخته شده تر و راحت تر بود تا یک وضعیت نابسامان که نه اسلامی است و نه لیبرالی. پس این هم می تواند یکی از عوامل مهم دررفع فساد باشد اگر قرار براین باشد که سیستم اسلامی شکل بگیرد باید روی آن کار شود، تا زمانی که ما در این دوگانه هستیم نمی توانیم مسئله فسادمان را به این راحتی(با نظریه های کنترل فساد برای حل مسائل جامعه امروز ما که آقای دکتر نیز به کلیشه ای و ناکارآمدی آنها اشاره داشتند) حل بکنیم
یکی دیگر از نقاط ضعفی را که من در این دوگانه -که قسمت اولش را در واقع طالب آن هستم، یعنی اقتصاد اسلامی- می بینم این است که خیلی از شخصیت هایی برجسته ما وقتی می گویند اقتصاد اسلامی، مثلا آقای مومنی، آقای محجوب و آقای ربیعی که کسانی بودند که قانون کار این کشور را نوشتند، قانون کاری که مبتنی بر تضاد طبقه کارگر و کار فرماست، یعنی یک قانون کار با” نگاه ماتریالیستی صرف نسبت به انسان و انسان شناسی” مبنای کارشان بود و در مقابلشان هم آقایان عسگراولادی و توکلی بودند که می گفتند این قانون کار اسلامی نیست، در نگاه سلبی درست می گفتند اما در نگاه ایجابی خودشان هم چیزی نداشتند و هنوز هم نداریم، یعنی این باز مشکلی است که فساد زاست
نکته آخر به قسمتی ازفرمایشات شما برمی گردد که ازاخلاق امیرالمومنینی(ع) یاد کرد و فرمودید و اینکه چرا اینگونه نمی شود، می خواهم بگویم بخشی از عوامل دوری از این فرهنگ تحت تاثیر قوانین خرد در جامعه ما ایجاد می شود؛ یعنی یک قانون های کلان مثل همین قانون کار است و یکسری قوانین خرد مثل قوانین مالیاتی، تعزیرات و خیلی از قوانین دیگر. مثلا فرض بفرمایید اتحادیه تاکسی رانی نرخ تاکسی ها را تعیین می کند مثلا کرایه تعیین می کند هزارو صد و هفتاد و پنج تومان در صورتی که اصلا بیست و پنج تومانی در جیب مردم پیدا نمی شود. یا مثلا شهرداری نرخ اتوبوس را می کند دویست و هفتاد و پنج تومان،هم راننده تاکسی و اتوبوس را وادار می کنیم به حرام خوردن و هم مسافر را. یعنی خرده قوانین ما که به اصطلاح درست تنظیم نشوند موجب می شوند که شما اساسا دین را امری فردی کنی و تاثیرات اجتماعی آن را از آن بگیری، فرد بگوید حرام و حلال خوری در کار فردی ممکن است و امر اجتماعی اصلا نمی تواند این خصلت را داشته باشد، این خودش یکی ازعوامل بسیار مهمی است که چرا امروز دیگر آن ارزش های اصیل اسلامی مبنای کارمان نمی باشد.
دکتر تنکابنی : کاملا درست می فرمایید که هرکسی حوزه نفوذی دارد، هرکسی اگر از خودش آغاز نکند، به پشتوانه اینهمه متون غنی فرهنگی نتیجه ای ندارد. اینهمه مباحث عرفانی و اخلاقی و دینی مثل قرآن را داریم که بسیار درس آموز هستند که از فرد هم آغاز می شود.اگر به یک مدیری امکان ظرفیت سازمانی و ساختاری دادند و او فساد انجام نداد آن آدم اخلاق مدار، انسان فرهیخته ای که امکان فساد داشته و نکرده، اینها آزمون است. بنابراین من فکر می کنم بخشی از ماجراست و درست هم هست، اما اینکه ما زرنگی را، واژه زرنگی را یک خرده بزهکاری بکار می برند، درچارچوب زندگی متعارف خودش بکار می برد خیلی بد است این معادله جا افتاده.
این دوگانگی هم که در مورد اقتصاد می گویید درست است، ولی بهرحال چرا ما نباید یاد بگیریم پروژه ملی سفارش بدهیم، بخصوص کسانی هستند که دغدغه این را دارند، نه اینکه بیاییم درد دل بکنیم.
جوانمرد :آقای دکتر! چرا جامعه شناسان یا کلا اساتید تن به این کار نمی دهند نه اینکه دستوری و پروژه ای اینکار را انجام دهند؟
دکتر تنکابنی: قبول کنید برای یک چنین کار سترگی یک عزم ملی و سکاندار می خواهد، بهر حال اینها می توانند بنویسند، بیان کنند، سخن بگویند. من دوست دارم در این سمینارهای بازرسی کل کشور شرکت بکنم، بگویم اینهمه سمیناری که درمورد فساد می گذارید، تحول فساد آن را هم بگذارید، دستاوردهای آن باعث بدتر شدن اوضاع هست. عرض کردم شاید حدود چهل طرح و برنامه و شاید صدها سمینار در این رابطه داشته ایم، جواب نداده، باید سوال کرد چرا؟ من فکر می کنم باید رویکرد علمی به این مسئله داشته باشیم. متاسفانه تا بحثی می شود، سیاسی می شود، ما باید بتوانیم سیستم اقتصادی خودمان را تعریف کنیم، بالاخره آنهم ساز و کارهای خودش را دارد، اما شتر مرغی هم نه شتر گاو پلنگی شده است. الان در عصر جهانی شدن رسانه این را هم من بگویم اصلا ما در اتاق های شیشه ای به تعبیر یکی از دانشمندان داریم زندگی می کنیم، و برای من عجیب است که چطور در این اتاق های شیشه ای اینهمه فساد می کنیم، اگر پنجاه درصد این حرف هم درست باشد که فساد تا خرخره نرفته باشد زیر گلو باشد، خیلی غم انگیز است، کاری کارستان لازم است
دکتر نعمت الله فاضلی
آماری را که گفتند اگر جمع بزنیم حدود دویست میلیارد دلار منابع رسمی اعلام کردند که در این هشت ساله خرج فساد شده، یک آمار دیگر هم بود که از هر سه دلار، دو دلار خرج فساد شده است و فقط یک دلار خرج خدمات جامعه شده. من پیشنهاد دارم ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اش را بگویند. سعی کردن پرابلاماتایز کنند، اگرچه من فکر می کنم در وجوه پرابلاماتیک این مسئله هنوز نکات زیادی برای گفتن هست، از جمله اینکه صحبت کردن در مورد فساد فقط در سطح مسئولین می تواند آزادانه صورت گیرد این خودش یک پرابلم بزرگ است، نقل قول هایی هم که اشاره کردند همه از مسئولین بود، نماینده مجلس، رهبری، رئیس جمهو، وزرا حق دارند حرف بزنند، در عین حال ایشان توضیح دادند که فساد یعنی سوء استفاده دولتمردان، در تعریف فساد گفتند، یکی از وجوه پرابلامتیکش این است که اتفاقا مبارزه بافساد باید مطالبه اجتماعی باشد و گفتگو در مورد فساد یک گفتگوی آزاد باشد، دانشگاهیان، روزنامه نگاران، عامه مردم، تریبون های آزاد بتوانند در مورد فساد صحبت بکنند، علت اینکه ما نقل قول های کمی داریم از محققان اندیشمندان، روزنامه نگاران، و جریان ها این است که هزینه گفتگو درباره فساد هزینه های کمی نیست، زود مسئله سیاسی می شود و خیلی زود متهم می شوی به اینکه داری موضعگیری سیاسی می کنی. به محض اینکه بگویی در هشت سال گذشته اینقدر آمار فساد هست، در حالی که شعار «دولت پاک» داده می شد، شما ارقام دلاری آن و اگر ارقام ریالی آن را هم تبدیل به دلار بکنی تقریبا از هفت صد میلیارد دلار نفت چیز زیادی باقی نمی ماند
خب این یک مسئله است و یک وجه پرابلامتیکش است که «گفتمان نقد فساد» شکل نگرفته است، همچنان گفتمان نقد فساد، یک گفتمان رسمی است و در حدی که حاکمان مجاز بدانند می شود از گفتمان فساد حرف زد و بیشتر از آن امکان ندارد.
وجوه پرابلاماتیک دیگری هم دارد ؛ وقتی فساد شکل عمومی پیدا می کند، خرده فرهنگ یک هنجار می شود. ما اصلا متوجه نمی شویم که خودمان هم درگیر فساد هستیم، خودمان هم درگیر اشکال مختلف فساد می شویم، باند درست می کنیم و مانع شایسته سالاری می شویم، مانع انسان های خلاق و شایسته، انسان های مسئول و فعال می شویم . مثال خیلی جالبی زدند که گفتند زرنگی می شود ارزش، یا آن روی سکه که بی تفاوتی و بی حالی هم می شود ارزش، و اگر کسی مسئولانه فریاد بزند، می زنند تو سرش که چه خبره آرام باش ساکت باش، آنکه حال ندارد شآنیت پیدا می کند به عنوان آدم با وقار، من وقتی دیدم آدم هایی را که خود کشی کردند بخاطر اینکه کرایه خانه شان را نداشتند، خانواده هایی که طلاق گرفتند بخاطر این هشتصد میلیاردی که به غارت رفت من چطور می توانم ناراحت نباشم، فقط خیلی بی تفاوت بنشینم استدلال کنم، ما باید یکجوری ناراحتی و احساسمان را هم بگوییم برای چه باید در این مملکت اوضاع بدین گونه باشد.
یکی از وجوه پرابلاماتیکی این است که گفتمان انقلاب اسلامی قرار بود گفتمان قرآن، مذهب و اخلاق باشد و الان ما در این سی و پنج ساله شاهد چنین اموری هستیم که در این هشت ساله تشدید شده است ولی قبلش هم بوده الان هم هست بعد هم خواهد بود، این یک امر پرابلاماتیک و گفتمانی است این را باید در گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان جمهوری اسلامی اجازه داشته باشیم تحلیل کنیم و ببینیم در این گفتمان چه عناصری وجود دارد که اینها را تشدید می کند،مفسدان بزرگ مثل بابک زنجانی می گوید من بسیجی هستم و اگر امروز بخواهیم با ایشان بخورد کنیم می گویند شما روحیه بسیجی نداری شما ارزشهای انقلاب را زیر سوال بردی
پیشنهاد من این است که این گفتمان را شکل بدهیم داده هایش را تحلیل بکنیم . پیشنهاد من یک نوع شبکه ای دیدن فساد است، زیرا فساد یک پدیده شبکه ای است و مواجهه با آن هم باید شبکه ای باشد. شبکه یعنی چی؟ یعنی مجموعه ای از عوامل انسانی و غیر انسانی در اتصال ها و پیوندها با یکدیگر اینها را شکل می دهند. حالا اشاره کردند مثلا قوانینی که فساد تولید می کنند، اشاره کردند به داعش و نقش تکنولوژی، تکنولوژی هایی که فساد ایجاد می کنند و سیاست ها، ایدئولوژی ها، اقتصاد ها ومذهب ها اینها همه در کنار آدم ها همه حلقه های شبکه هستند. نقش مذهب هم در فساد کم نیست، چون آنهایی که می خواهند فساد کنند، توجیه ایدئولوژیک و دینی می آورند، ماسک مذهبی به خودشان می زنند، خودشان را بسیجی معرفی می کنند، نقش تکنولوژی کم نیست، در واقع به شبکه های تکنولوژی های مالی اشاره کردند عمده اینها از تکنولوژی های مالی بانکی دارند استفاده می کنند، از تکنولوژی های ارتباطی استفاده می کنند ، نقش خود آدمها هم کم نیست، عاملیت آدمها، نقش موقعیت ها، استراتژی هایی که در موقعیت ها شکل می گیرد، به نظر من باید بینیم که همه این مولفه ها در این شبکه ها چه ویژگی هایی دارند؟ چگونه شکل می گیرند و چگونه می شود بین این حلقه ها انفصال ایجاد کرد؟ یعنی یک جایی باید یکجوری این نقطه های اتصالشان را بشناسیم و از طریق تجزیه و تحلیل گره ها در این شبکه های فساد است که می توانیم امکان مختل کردنشان را بوجود بیاوریم.
این فرهنگ ابر سیاهی است که همه جا را گرفته است و زندگی جمعی ما را مختل می کند من فکر می کنم یکی از این نقاط اتصال، گفتمان هاست گفتمان هایی که دارند فساد را توجیه، تولید و توسعه می دهند و ما هم درون این گفتمان داریم عمل می کنیم. ما می گوییم فساد برای دیگری بد است برای خودمان خوب است، چون ما هم در این شبکه های باند بازی رفیق بازی قبیله گرایی قرار گرفته ایم و همین کار ها را می کنیم، دانشگاه را هم فساد گرفته است و دارد موج می زند. اشاره کردند دولتمردان، من می گویم سوء استفاده فرادستان از فرودستان فساد است، در این تقسیم بندی دانشگاهیان هم جزو فرادستان حساب می شوند. بنابراین ما باید یک تحلیل شبکه ای بکنیم تا ببینیم کجاها این زنجیره ها بهم وصل می شوند، تنها راه رفع فساد ، ایجاد انفصال در پیوست اجزای شبکه فساد است و این انفصال ها، گفتم انفصال های ایدئولوژیک اند، گفتمانی و سیاسی و تکنولوژیکال و حقوقی هستند. در واقع کمکی که ما دانشگاهیان می توانیم بکنیم این است که نشان دهیم به لحاظ گفتمانی است . شرط این است که آزادی و امنیت باشد، یعنی اگر امروز شخصی مثل اقای تنکابنی یا من آمدیم تجزیه و تحلیل گفتمانی کرد که این ویژگی گفتمانی است که دارد فساد را توجیه می کند بعد دچار مشکل نشویم . ببینید آنقدری که من امروز آزادم در مورد بی حجابی یا حجاب صحبت کنم آیا به همان اندازه آزادم در مورد فساد صحبت کنم؟ اگر بی حجابی و برهنه گی فساد باشد، سرقت اموال و حقوق دیگران هم فساد است و به طریق اولی فساد بیشتری هم دارد، آیا در این ده ساله پانزده ساله که تقلیل دادند فساد اخلاقی را به فساد حجاب و بعد میدان آزاد دادن که هر نوع دانشی برای حجاب می توانید تولید کنید، آیا میدان بازی برای فسادهای دیگر هم ایجاد شده است که ما دانش تولید کنیم؟ یعنی اگر بخواهیم دانش تولید کنیم باید دانش نقد فساد را تولید کنیم و آن دانش را توزیع کنیم در شبکه، این تولید و توزیع دانش نقد فساد است که می تواند شبکه را مختل کند.
جوانمرد :آقای دکتر فقط نکته ای در فرمایش شما به نظر می رسد در این بحث ایدئولوژیک شدن مسائل مذهبی است، می خواهم بگویم آنقدر که مذهب در دانشگاه به عنوان ایدئولوژیک ضربه خورده از جاهای دیگر نخوده است، نمی خواهم بگویم به اسم مذهب فساد ایجاد نشده است، سوء استفاده از مذهب بوده اما اسطوره کردن علم هم بوده است که ما در دانشگاهها جای نفس کشیدن نداشتیم که بتوانیم از مذهبمان دفاع بکنیم.
خانم دکتر مکنون: بجای اینکه دور بر این کلمه فساد بحث کنیم که آیا فردی، فرهنگی، اجتماعی یا اقتصادی است یا چه هست، فکر می کنم نحوه برخورد با آن مهم است و اینکه ما یک کشور اسلامی هستیم و قرار بوده فرهنگ اسلامی در این کشور حاکم شود، حالا که کسی برنامه ای برای چگونگی حاکمیت فرهنگ اسلامی و فرهنگ درست نداده است مسلما به فساد منجر می شود.
اسلام چیزی نیست که بخواهد از آن دفاع بشود، اسلام بالاتر از اینهاست اما کار به یک جایی رسیده که ما بند شدیم به اینکه یک دفاعی کنیم. ما الان دیگر نمی توانیم بگوییم ما طرفداراقصاد اسلامی هستیم، شما یک ورق دیده ای که راجع به اقتصاد اسلامی در آن چیزی نوشته شده باشد؟ ما که ندیدم، اگر باشد باید الان اجرا بشود. جلسات خیلی تشکیل شده، آقایان خیلی صحبت کردن، لذا همان اقتصاد اختلاطی که فعلا داریم همین است. اما این دلیل نمی شود که فساد در آن ایجاد شود، و فقط هم مسئله این نیست که هر فردی باید از خودش شروع کند، مسئله یک موضوع بزرگ اجتماعی است. کسانی می گویند اشکال در جامعه ما این است که مسئولین خودشان فاسد هستند و در نتیجه فساد در جامعه سرایت کرده است، اینطور نیست، فرد البته مهم است اما مردم از افراد یاد نمی گیرند، بلکه از اینکه چه قوانینی در جامعه حاکمیت پیدا می کند، چه ارزش هایی در جامعه ارزش است اینها همان را انجام می دهند، بخصوص که پشتش هیچ پشتوانه آموزشی و پرورشی و فرهنگی وجود نداشته و ندارد.
وقتی یک فردی خیلی معروف و مشهور در جامعه ما صد مقاله چاپ می کند و با آن شهرت پیدا می کند که همه اینها را بدون استثناء دانشجویانش تهیه کرده اند و مجبورشان کرده اسم او را کنارش بگذارند این فساد بدتر از فساد اقتصادی نیست. واقعیت امراین است که به تعداد زیادی این در جامعه دانشگاهی اتفاق می افتاد. این برای همه هم عادی می شود، فردی که جدید هم استخدام می شود همینگونه می شود او هم می خواهد این مدارج را طی بکند، ارتقایش را بگیرد، چون راهش همین است. باید مقاله بدهی، نمی گویند باید باسواد بشوی، نمی گویند یک نظریه تولید کنی، می گویند باید بیست و سی تا مقاله تولید کنی، این مال طبقه متفکر ماست.
به نظر من مهمتر این است که باید یک درجه بندی و الویت بندی در فساد بکنیم. درست است که اقتصاد مهم است ولی واقعا ببینیم این فسادهای اخلاقی در طبقات مختلف از تحصیل کرده گرفته تا عامیان و روحانیان و تا حتی آدم های مذهبی اینها چه نوع فسادهایی هست و شرع چگونه با اینها برخورد کرده . بعضی ها با استفاده از به اصطلاح کلاه شرعی این را در بعضی بخش ها به عنوان فساد در نظر نمی گیرند و عادی جلوه داده اند، مثلا در معاملات بزرگ، در صادرات و یا وابستگانی انجام می دهند و می گویند اشکال ندارد، یا گروه های فکری مذهبی که در جامعه هستند برای خودشان پول زیاد را می گویند حرام نیست، ما معامله کردیم، سود بردیم حالا شده مثلا چند صد میلیاری، این را عادی می دانند. می خواهم بگویم نه دقیقا قوانین مذهب برایمان روشن است. اینها همه اش حرام است ولو شما معامله را از نظر ظاهری درست انجام داده باشی در هر حال حرام در آن اتفاق افتاده، نمی شود کسی اینقدر سود زیاد ببرد. نه از نظر شرعی درست است و نه از نظر علمی برای ما مشخص است، که واقعا، بهرحال در کشورهای دیگر هم فساد هست منتهی درجه و میزان آن فرق می کند، مال ما تا سطح خرد دیده می شود مال آنها در سطح بالا،در مورد بردگی مدرن در انگلستان می گویند بین ده هزار تا سیزده هزار برده زن در انگلستان وجود دارد اینها در جامعه ما کمتر است نمی شود بگویی نیست، نوع دیگری اش است، همین هم برای جامعه ای که قرار بود در آن حکومت و قوانین اسلامی حاکم شود بخصوص در فرهنگ خیلی برای ما بد است.
یکی از حضار: بحثی که فرمودید، بحث فساد تئورایز شده و بقول آقای دکتر فاضلی هم فرمودند فساد ایدئولوژیک. به نظرم حوادث اخیر که اتفاق افتاد این حوادثی که در این چند روز اخیر در جهرم، این یازده دختر دانشجویی که مورد حمله قرار گرفتند ضارب ادم ساده دلی است مال یکی از همین نهادهاست از روستای اطراف بوده این جوان کاملا تحت تاثیر قرار می گیرد و می آید این اتفاقات و کارها را انجام می دهد، بحث هایی که قبلا در کرمان اتفاق افتاد آن فردی که می خواست امر به معروف بکند،اسید پاشی که رخ داده بود به نظرم شاید تئورایز شده است، شاید برمی گردد به باورهای مذهبی دینی ما، یک بخش هایی هم هست که ناامیدی از قانون وعدم اجرای قوانین و عدالت است این واکنش ها، عصبیت ها، ناامیدی از قانون و عدم اجرای قوانین و عدالت است که برخوردهای اینگونه را به دنبال می آورد.
نکته بعدی امر به معروف و نهی از منکر که خیلی مطرح است، این از زمان معاویه اتفاق افتاده که امر به معروف و نهی از منکر مال حاکمان است، یعنی مردم باید حاکمان را امر به معروف و نهی از منکر می کردند ولی این آدم امد مثل سایر انحرافاتی که دین ما را به آن مبتلا کرد یک نهادی برای امر به معروف مردم بر مردم، چیزی که اصلا در آیات و سیره اهل بیت(ع) و پیامبر اکرم(ص) نیست، چیزی که پیامبر(ص) فرموده بودند یعنی بر مشی و سنت حاکمانشان، اگر متاسفانه مسائل خرد و فساد را در جامعه می بینیم در عامه مردم متاسفانه به دلیل همان عدم اجرای امر به معروف و نهی از منکر است که خیلی ها از آن غفلت کردند، امر به معروفی که صدای مظلوم در برابر حاکم نباید بلرزد .
یک نکته در پایان به عنوان پیشنهاد، به نظرم اصلاح از خود درست است راهکار هم است، اما اینکه ما خودمان و محیط اطرافمان را بشناسیم خود ما هم از خودمان شروع کنیم، ینی اطراف خود را ببینیم این مفرهایی که فساد را ایجاد می کند، آن شبکه های مفسده انگیز که آقای دکتر فاضلی فرمودند اینها را شناسایی کنیم و اجازه ندیم لینک هایشان با هم برقرار بماند
دکتر میرزایی: من فقط چند نکته روشی را مطرح می کنم. در واقع یک نگاه آرمانگرایانه با یک نگاه علمی ای مخلوط می شود و باز بینی مسئله را دشوار می کند، یکجاهایی هم با مسئله مذهب با شخصیت افراد که مخلوط شد و همینطور ایدئولوژی ، خود تبیین مسئله را هم دشوار می کند
مسئله فساد به نظر می رسد در ایران مسئله ذاتی جامعه هست، اگر ما بخواهیم آرمان شهر بسازیم احتمالا تصور بکنیم در آن فساد نخواهد بود، اما ما در یک جامعه واقعی زندگی می کنیم و باید بپذریم که در آن فساد هست یعنی به هیچ عنوان، شما هر تلاشی هم که بکنید فساد از بین نخواهد رفت. منتهی فقط می توانیم تلاش بکنیم دامنه فساد را کاهش بدهیم . حتی چاره ای نیست که دوگانه لیبرالیزم اسلامی را مطرح کردند که اگر ما به سمت حاکمیت لیبرالیزم می رفتیم احتمالا درش فساد نبود چنین چیزی نیست. حتی جامعه به شدت برنامه ریزی شده مثل جوامع سوسیالیستی اتفاقا فاسد ترین جوامع بودند. بنابراین مسئله یک مسئله اجتماعی است و لزوما یک مسئله سیاسی پ، یک مسئله اقتصادی، یک مسئله فرهنگی صرف نیست، مسئله اجتماعی به معنای اینکه این خرده نظام ها را در درون خودش دارد. آنگاه بگوییم که اگر بخواهیم فساد را حل بکنیم باید از خودم شروع بکنم، مسئله این است که خود من یک خود اجتماعی است من هم بخشی از همین جامعه آلوده به فساد هستم، محصول این جامعه هستم بهر حال در این نظام آموزشی، آموزش دیده ام من هم در یک مقاله ای اخیرا نوشتم این اساتید دانشگاهها تحت تاثیر دوتا فشار هستند یکی ترس از رکود است و دیگری فشار ارتقاء . تولید مقاله بالاست ولی تولید علم پایین است. خود این ساختار، کنشگر را بیشتر تحت فشار قرار می دهد. بنابراین مسئله به شدت ساختاری است. بنابرین این مسئله از دولت ها فرا تر می رود و دولت ها هم درون این ساختار فاسد قرار می گیرند منتهی یک دولتی ممکن است بخش نظارتی و فضای رسانه ای را قوی تر بکند. ما می توانیم مقایسه بکنیم دولت مشروطه و دولت دوساله آقای مصدق را با دولت آقای خاتمی را که یک دریچه هایی باز شد در واقع به سمت شفاف سازی و به سمت آزادی رسانه ها و روزنامه ها و آنوقت فساد آن دوره ها را مقایسه بکنیم با دولت هایی که در واقع رسانه ها مثلا محدود بودند.
بنابراین آن نگاه آرمانگرایانه باید کنار برود، متناسب با آن نگاه تجویزی، توصیه ای که همه آدمها فاسد نشوید، مثلا ایرانی ها بیایید با فساد بجنگید، هیچکدام اینها جوابگو نیست، حتی اتحاد سه قوه برای مبارزه که شواهد تجربی و تاریخ نشان می دهد که اتحاد سه قوه هم برای مبارزه با فساد در ایران کفایت نمی کند، تنها توانسته بخشی از پرونده هایی را برملا بکند، در بعضی پرونده های فساد آنقدر زیاد هست که کفی برایش گذاشتند که آقا پرونده های زیر دویست میلیارد را مطرح نکنید، به دلیل حجم فسادی که هست پرونده های بالای دویست میلیاردی را پیگری کنیم. در ایران تبدیل به یک پرابلم شده، نابسامانی ایجاد کرده، کارکردهای نهادهای دیگر را مختل کرده .
نکته دیگر این است که وقتی ما روی نمونه های فردی و تاریخی زیاد تاکید کنیم ممکن است بخش ساختاری بلنگد. بنابراین پدیده فساد یک پدیده ای است که بخش ساختاری قدرتمندی دارد، منتهی این کنشگران هستند که ساختار را تولید می کنند یعنی ما همواره در حال تولید ساختار فساد هستیم، حالا یا با بی تفاوتی یا با تفاوت، منتهی بخشی از این کنشگران، کنشگران قدرت مندی هستند که دسترسی به منابع و قواعد بازی را هم دارند و یعنی قواعد بازی را هم می توانند بنویسند، تنظیم بکنند و دستور جلسات را هم بنویسند و منابع را هم در اختیار می گیرند و شما می بینید یک دفعه یک قانون می آید بیرون، احتمالا اگر جامعه شناس بخواهد بررسی اش بکند، پشت این قانون را باید ببیند، باید ببیند که چه گروه ذی نفع ای آنجا وجود دارد که این قانون را آنجا تصویب کرده و پس از آن چه منابعی جابجا می شود؟ آنجا که می گویند نهادینه شده است یعنی با قانون می شود فساد را استمرار داد و این در ایران وجود دارد.
به درستی در ایران در هر رابطه کنشی در ارتباط با فساد یک طرفش دولت است و چون منابع بخش خصوصی قدرتمندی نداریم بنابراین یک بخش دولتی است با توزیع منابع، بنابراین فساد در این گره ها و در این رابطه ها تولید می شود، خب کنشگران قدرتمند، عاملان فساد هستند به تعبیر گیدنز، این کنشگران قدرتمند در نهاد سیاسی هستند که دسترسی به منابع قدرت، منابع مالی، توجیهات مذهبی دارند. احتمالا بابک مثلا بسیجی، همه اینها را دارند می توانند اقدامشان را انجام دهند
یکی از شعارهای جدی دولت ها این بوده که با فساد مبارزه کنند اما بعضی از دولتها از امر مبارزه با فساد تقدس زدایی کردند، یعنی وقتی شما به اسم عدالت وارد مبارزه با فساد می شوی و شهره می شوی به فساد، شما در واقع از عدالت هم تقدس زادیی کردی و این را عادی کردی یعنی یکی از ستون های آرمانی جامعه را منهدم کردی . بنابراین اتفاق بدی که در دوره احمدی نژاد افتاد، حجم فساد نیست بلکه ضربه ای است که به فرهنگ مبارزه با فساد زده شده است. این مسئله خیلی جدی است، این اراده را در واقع از بین برده و آدمهای بی تفاوت تولید کرده. این دولت که امید و تدبیر نام گرفته، اگر امید داشته باشد بتواند اینها را جمع بکند و مبارزه بکند باید کنشگران مسئولیت پذیرباشند بهش کمک بکنند، به دلیل اینکه این فرهنگ در واقع نهادینه شده و جامعه ما مناسبت اجتماعی ما با همین فرهنگ فساد تولید و باز تولید می شود، بنابراین اگر بخواهیم تئوریکش بکنیم یعنی با همان نگاه روش شناختی نه آرمانگرایی به آن بپردازیم، ما کنشگرانی هستیم در یک جامعه ای که ساختار فساد را می پذیرد، من این را خیلی، از این کارچاق کن ها شنیدم، اینها در شهرداری ها، در بیمارستان ها، در دادگاهها هستند. به شما می گویند شما نمی توانید از طریق قانونی کارتان را انجام دهی اگر از راه قانونی بخواهی انجام دهی ممکن است مشکل هم پیدا بکنی جریمه هم بشوی . این واقعا نشان می دهد جامعه ما دوتا فضایی است، یکی ارمانی است که ما فکر می کنیم واقعا درست است ؛ یکی فضای موجود هست که بهرحال جامعه ما مبتلا بهش هست ، با هم در مبارزه هستند، منتهی غلبه با فرهنگ فساد بوده، همانطور که اشاره کردند از هر سه دلار دو دلار آن متعلق به فساد بوده و یک دلار متعلق به جامعه بوده که من فکر می کنم که این یک دلار هم بخاطر اینکه جامعه را فریبشان بدهند به آن سمت خرج آنها کردند که حواسشان به آن دو دلار نباشد، یعنی اتفاقی که افتاده کاملا فساد اندر فساد است.
دکتر تنکابنی : اجازه دهید من تمام کنم با شعر مولانا از به اعتبار اینکه بهرحال ریشه فساد طمع هست، هم طمع گروهی، هم فردی، می گوید:
آن ندایی که تو را بالا کشید ندایی دان که از بالا رسید
آن ندایی که تو را حرص آورد بانگ گرگی دان که او مردم درد

 

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*