دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ - 18 December 2017
Home / اسلایدشو / اولین رگه های بومی سازی در کتاب کندوکاو و پنداشته ها که در نگارش آن سطحی از بومی گرایی در بستر واقعیت جامعه ایران انجام شد، تبدیل به ارزش هژمونیک نشد

اولین رگه های بومی سازی در کتاب کندوکاو و پنداشته ها که در نگارش آن سطحی از بومی گرایی در بستر واقعیت جامعه ایران انجام شد، تبدیل به ارزش هژمونیک نشد

جامعه ایرانی/ زهرا پلمه: کتاب کندوکاوو پنداشته ها؛ مقدمه ای بر روش های شناخت جامعه و تحقیقات اجتماعی تالیف استاد فرامرز رفیع پور کتاب مسلط در فضای علمی و دانشگاهی از کتب روش تحقیق محسوب می شود. در راستای نقد و بررسی آثار دکتر رفیع پور مصاحبه ای با دکتر علی محمد حاضری استاد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس صورت گرفته است. دکتر حاضری در مردم نگاری پژوهش های میدانی این کتاب نقش موثری داشتند.

 

 

آقای دکتر با تشکر از قبول این دعوت ابتدا بفرمایید نحوه آشنایی، ورود و همکاری شما درپژوهش های میدانی کتاب کندوکاوها چگونه صورت گرفت؟
آشنایی بنده با محتوای کتاب به دوران دانشجویی دردانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی امروز) سال ۵۴ یا ۵۵ مربوط می شود که ما واحد روش تحقیق با دکتر رفیع پور داشتیم . ایشان آن زمان تازه از آلمان برگشته بودند و به عنوان نیروی جدید واستاد تازه وارد دردانشگاه ملی شناخته می شدند و هنوز اعتبار و جایگاه دانشگاهی تثبیت شده ای نداشتند. بنده هم در آن زمان به عنوان دانشجویی با گرایشات سیاسی و بی اعتنا به درس و بحث و نه دانشجوی جدی با پشتکار علنمی شناخته می شدم. اصولا کلاس درس برای ما درحاشیه فعالیت های سیاسی تلقی میشد به عبارتی در فضای فرهنگی آن موقع دانشجوی درس خوان بودن یک ضد ارزش و جزء سرگرمی های اغفال کننده محسوب می شد و این بی اعتنایی مختص گرایشات سیاسی اسلامی نبودبلکه عناصر مارکسیست و … را هم شامل می شد.
با این نگاه که بیشتر موضع کم عنایتی و بی توجهی به درس داشتم، تحقیق دکتر رفیع پور را نسبت به باقی دروس بسیار متفاوت دیدم و توجهم را جلب کرد. علتش این بود که دکتر رفیع پور درتدارک تالیف این کتاب بودند و این کلاس درواقع مقدمه و تمهیدی جهت تالیف و تدوین کتاب کندوکاو و پنداشته ها بود. ایشان درخلال ارایه درس گویا گزینه های مختلفی را برای تمرین درس در یک سفر علمی در نظر داشتند. ایشان سفرعلمی به یزد و بررسی موضوع تحقیق درباره شکاف اجتماعی بین مسلمانان و زرتشتیان یزد – که از سنجه های این تحقیق است- را جدی گرفتند و به نوعی هم من علاقمند به کار در یزد شدم و ایشان هم به من به عنوان دانشجوی بومی اهل یزد علاقمند شدند. بنده فرزند یکی از بازاریان یزد بودم که جزء گروه مرجع تحقیق ایشان بودند.

چرا شهر یزد و زرتشتیان برای کار پژوهشی انتخاب شد؟
خاطرم هست که از طرف بنده هم پیشنهاد کار علمی در یزد در درباره زرتشتیان و مسلمانان مطرح شد. حال اینکه از قبل هم این موضوع برای آقای دکتر جذاب بود یا نه یا اینکه جز گزینه های ایشان هم مطرح شد یا نه، به یاد ندارم. اما به هر حال ارتباط ما با ایشان بعد از آن پیشنهاد بسیارجدی ترشد. بعد از مطرح کردن موضوع از جانب بنده دکتر رفیع پورمتوجه موقعیت محلی و بومی من شد و ارتباط بین ما قوی ترشد و تقریبا ازهمان مرحله که تصمیم به سفر علمی به یزد گرفته شد، بنده کم و بیش به عنوان دانشجوی کمک کننده به ایشان در انجام این کارتلقی شدم.
بر همین اساس و به لحاظ این ارتباط عملی و کاری در یزد من عملا بیش از یک دانشجوی معمولی در مقایسه با باقی دروس عملا با این درس درگیر شدم. با توجه به این که سبک کار و جنس کار دکتر متفاوت از باقی دروس بود بیشتر علاقمند این درس شدم.
ایشان در این سفر دونیروی کمکی دراختیار داشتند: یکی همسرشان که ظاهرا از دانشجویان روانشناسی دانشگاه ملی بودند که درس روش تحقیق را با ایشان داشتند و گرافیست بودند. ایشان بسیاری از صحنه های مرتبط با گویه ها را به صورت نقاشی و گرافیک طراحی کردند و تصاویری از آنها هم درکتاب آورده شده است. کاری که امروزه با عکاسی انجام می دهند؛ تفسیر و برداشت بومی گرایانه که محتوای روابط و فضای محلی بود. نقد و اصلاحاتی هم بنده به ایشان داشتم. من هم به عنوان نیروی کمکی حضور داشتم. حتی برخی از گویه هایی که به عنوان گویه نهایی مورد سنجش قرار می گرفت با توجه به اطلاعات محلی و فهم شهودی من ازنظام فکری و ارزشی بازاریان و زرتشتیان از گویه ها و عبارات بود. دکتر رفیع پورهم با دو ویژگی خوبی که از ایشان بروز کرد در جلب علاقه من موثر بود: ایشان به شدت جزیی نگر بودند واز هیچ نکته ریز و کوچکی عبور نمی کردند و تمام موارد را ثبت و یادداشت می کردند از خلال همین دقت نظرهای جزیی و ریز، بنده متوجه شدم که تا چه میزان مطالب درهمین ریز بینی ها و نکته سنجی هاست؛ ویژگی دیگر اینکه ایشان با شنیدن نقطه نظرات انتقادی و فهم من از گویه ها و تصاویر، گویه ها را دربازار چک و تست می کردند واصلاحاتی براساس تذکرات بنده صورت گرفت. این سعه صدر و رویکرد انتقادپذیرانه ایشان برای من به عنوان یک دانشجوی لیسانس بسیار مهم و جذاب بود.

 

استاد رفیع پور در کتاب عینا با این گفتاربه شما اشاره کرده اند: ” در آغاز تجار مسلمان شاید به دلیل عدم اعتماد ناشی از اختناق حاکم در سراسر ایران تمایل کمتری به همکاری و مصاحبه از خود نشان می دادند اما این نقیصه به کوشش و زحمت یکی از دانشجویان محلی مطلع در بازار بزازها نسبتا سرشناس و توضیحاتی که او درباره تحقیق به کلیه تجار می داد تا حدود زیادی برطرف شد…
بله دراینجا دو مسئله وجود داشت: فضای بازار و سنتی آن موقع یزد اصلا پذیرای این نوع روابط نبود اصلا جامعه سنتی به خصوص بازار یزد در فضای سیاسی آن موقع نسبت به هرچه که منتسب به دولت بود بدبین بودند از جمله پژوهش، دانشگاه، تحصیل و … که به عنوان امری مستقل از دولت شناخته نمی شد و بازاریان حاضر به همکاری نبودند و اعتماد نمی کردند؛ و دوم اینکه سوالات ایشان باید کاملا با فهم عامیانه و بومی مردم تطبیق داده می شد و بنده نقش تطبیق دهنده را داشتم. و در حقیقت با این تطبیق، این ارتباط اطمینان آورتر شد. چراکه جنس سوالات با فهم و انتظارات مردم نزدیک شد. از طرفی بنده که فرزند یک بازاری شناخته شده بودم به عنوان حلقه واسط عمل کردم. تجار را متقاعد کردم که این کار ربطی به دولت، مالیات و … ندارد. در واقع پارامتری هایی که به بی اعتنایی و بی اطمینانی دامن می زند را تا حدی برطرف کردم. که البته این واسطه گری شاید ۶۰ یا ۷۰ درصد باعث حل مشکل میشد. یادم هست که بازاریان کارتحقیقاتی را قرتی بازی تلقی می کردند و کلاس ما که بیش از نیمی از آنها خانم و با پوشش خاص آن دوره بودند که برای مردم سنتی یزد نامانوس و نامناسب بود.
البته آن روز بنده زیاد به اهمیت، دقت و صحت بحث ها واقف نبودم . عملا بعدها زمانی که چندسال بعد ازانقلاب درمقطع ارشد دانشگاه تربیت مدرس مشغول تحصیل شدم و درس برای ما در جایگاه یک رسالت انقلابی مطرح بود و کارعلمی و تحقیقی را با یک نگاه کاملا تعهد سیاسی – انقلابی دنبال می کردم زمانیکه با محتوای کتاب که تازه چاپ شده بود مواجه شدم متوجه پروسه کلان ترعلمی آن شدم. به هر حال ما با جزئی از کار میدانی و پروژه درگیر بودیم ازمقدمه و موخره بحث بی اطلاع بودیم و نمی دانستیم کار ما درکجای پازل قرار دارد. از همان موقع چاپ اول، کتاب به عنوان منبع درس روش تحقیق انتخاب شد. آن زمان برای اولین با یک کتاب روش تحقیق مواجه شدیم که درنگارش و تولید آن سطحی از بومی نگری دربستر واقعیت جامعه ایران انجام شده بود و این کار خیلی تازگی داشت. حتی الان هم بسیاری از کتب درسی چه ترجمه و چه تالیف بازگویی از جامعه ما نیست و ارتباط آنها با مسایل جامعه ما حداقلی است و با توجه به شرایط جامعه ما تست و تولید نشده است.و این کتاب به عنوان نتیجه تست داده ها در جامعه ایران، بسیار استثنایی و جذاب بود.

 

چگونه کلاس و واحد روش تحقیق دکتر رفیع پور برای شما متفاوت و جذاب جلوه کرد؟
در آن درس برای اولین بارحس کردم تحقیق اجتماعی چیزی است که بنده با آن درگیر هستم و من هم حرفی شنیدنی برای استاد دارم. مهم تر اینکه واقعیت جامعه ایران و فهم آن برای استاد رفیع پور به عنوان محقق حایز اهمیت است و در پی شناخت و فهم آن هستند.

 

نقش پژوهش های میدانی شما در این کتاب تا چه میزان است؟

این کار در واقع اولین گام هایی بود که گویه ها ازطریق تصاویر برای افراد کاملا معنی پیدا می کرد و فهم بهتری می یافتند. به خصوص اینکه عبارات و گویه ها، کلامی و ادبی بود. مثلا در مورد آب انبارها و همسفره بودن بنده نقطه نظراتی داشتم . با این توضیح که در مورد هم سفره بودن، پذیرشی که مسلمانان نسبت به زرتشتیان داشتند به معنای تسامح و مدارا ی مذهبی زرتشتیان حق دست زدن به شیر آب را نداشتند. دکتر رفیع پور به طور طبیعی فکر می کردند که معکوس این قضیه هم به همین صورت و به همین معناست. در حالیکه برای اقلیت زرتشتیان با توجه به اطلاعات بنده اینگونه نبود که آنها هم ابایی ازهمسفره شدن با مسلمانان داشته باشند. ایشان گویه ها را دو طرفه طراحی کرده بودند در حالیکه زرتشتیان مسئله ای در همسفره بودن نداشتند. عدم پذیرش و رعایت فاصله از جانب مسلمانان بود. با همین منطق بود که در سوالاتشاناز زرتشتیان پرسیدند حاضرید با مسلمانان همسفره شوید و این قضیه از سوی اقلیت اصلا موضوعیتی نداشت و به توصیه من اصلاح شد.
مورد دیگردرمورد آب انبارها بود. در بازار یزد سقاخانه بود و اقلیت حق دست زدن به شیر آب را نداشتند و دراین مورد برای برداشت آب از مسلمانان کمک می گرفتند. آب انبارهایی در سیستم قدیم یزد بود. آب انبارهای محلاتی که فقط مسلمانان ساکن بودند فقط یک شیر آب تعبیه شده بود و درمحلاتی که زرتشتیان هم بودند دو شیر آب یکی مخصوص برداشت آب توسط مسلمانان و یکی مخصوص برداشت مخصوص اقلیت زرتشتیان.این شیر آب که مسلمانان قرار می دادند یک رویکرد مدارا گرایانه در استفاده از آب برای زرتشتیان بودو ازطرفی در محلاتی که تمام ساکنان ان زرتشتیان بودند وقتی آب انبار می ساختند قطعا در مورد استفاده مسلمانان مشکلی نداشتند ولی جهت استفاده آنها دو شیر آب قرار داده بودند و معنای تعبیه دو شیر آب توسط هر دو گروه معنای متفاوتی داشت. از سویی زرتشتیان به جهت رغبت مسلمانان و از سوی مسلمانان نوع دوستی بود. این نکات و ملاحظات را هیچگاه محقق تا درگیر شناخت بومی از منطقه نشده باشد تحقیق پیش نمی رود.

 
جایگاه علمی کتاب کندوکاو را در آن زمان چگونه ارزیابی می کنید؟
درمیان چند کتاب روش تحقیق آن زمان، این کتاب جز کتاب های نادرو جدیدی بود که بحث های روش تحقیق را به سطوح ملموس شاخص سازی های جامعه سنجی کشیده بود. سنجش و مقیاس سازی فاصله اجتماعی درکتاب پررنگ است. این کتاب بدین لحاظ بین کتاب های روش های تحقیق آن زمان برجسته است. این مقیاس سازی از طریق تست روی جامعه ایران انجام شد و این به معنی بومی سازی علم است. هسته کار بعدی این کتاب به دلیل آشنایی وعلاقه دکتر رفیع پور به یزد، کتاب جامعه روستایی و نیازهای آن بود که در یزد انجام شد و بنده در این کتاب هرچند نقش محتوایی نداشتم اما نقش اعتماد سازی را بین مسئولین و کار تحقیق ایشان را ایفا کردم.

 
به نظر جنابعالی کتاب در زمان حاضردرچه جایگاه و اهمیت قرار دارد؟
تقریبا در دو دهه این کتاب نقش اول را در فضای دانشگاهی ایران ایفا می کرد و حرف اول را می زد اما به تدریج در دهه ۸۰ با گسترش تحصیلات تکمیلی به خصوص روش های جدید تحقیق مقداری جایگاه قبلی خود را از دست داد.

 
به عنوان آخرین مطلب چه توصیه یا نکته ای در این خصوص دارید؟
به نظر بنده اگر بحث بومی نگری درعلوم انسانی در حدی که درهمین کتاب درآن دهه آغاز شد و بعدها در برخی کارهای مولف دنبال شد به دو معنا از سوی دو طیف درست فهمیده می شد و از سوی دیگران تداوم می یافت امروزاوضاع خوبی در حوزه جامعه شناسی داشتیم: ازسویی توسط دیگر اساتید به بومی سازی و نزدیک شدن به واقعیت جامعه و تبدیل مفاهیم و شاخص ها و مقیاس های غلمی بر واقعیت جامعه ایرانی اهتمام می شد؛ از طرف دیگر این کار(بومی سازی) با تقلیل جنبه های علمی و دقت نظرهای علمی به جای مفهوم بومی سای قرارنگرفت. در جامعه اسلامی ما اسلامی سازی یا بومی سازی علم را غالبا از مسیربی اعتنایی و تقلیل ابعاد علمی و جهان شمول علم نگاه می کنیم. آن زمان دکتر رفیع پوربه آخرین سطح استانداردهای علمی موجود واقف بودند و علاوه بر آن درتلاش برای آزمودن آن درشرایط جامعه ایران بودند. حال چنانچه این دو مورد توسط دیگر اساتید و جامعه شناسان همزمان دنبال می شد، یعنی ایده های بومی سازی و اسلامی سازی با اهتمام به آخرین دستاوردهای علمی و جهانی صورت می گرفت و هم از طرفی نگرش های علم گرایانه ما با ضرورت تطبیق به فرهنگ ایرانی اسلامی آمیخته می شد که رگه هایی از این مسیر در این کتاب دیده می شود واین کار بهتر به سرمنزل مقصود می رسید. متاسفانه این امر تبدیل به یک ارزش هژمنونیکی درجامعه علمی ما نشد و تداوم نیافت که اگر دنبال میشد ما فهم عمیق، ژرف و دقیق از مسائل جامعه خودمان می داشتیم.

 

 

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای ستاره دار ضروری است *

*